قرمه سبزی، ترامپ و ماجرای کازرون

مرتضی بخشایش

وکیل ملت: گفته می شود که مردمان ایران، انسان های پیچیده ای هستند. در نشانه های این پیچیدگی، یکی همین غذاهایی است که درست می کنند. مثلا قرمه سبزی! ببینید چقدر این غذا مواد مختلف دارد و با تغییر در اندازه هر کدام از این مواد تا چه اندازه طعم غذا متفاوت می شود. بگذریم که حتی در نوع لوبیا و سبزی و چیزهای دیگری هم که در آن ریخته می شود اختلاف نظر هست و هر کس به گونه ای عمل می کند. نتیجه آن است که به تعداد کسانی که بلدند قرمه سبزی درست کنند طعم های مختلف قرمه سبزی وجود دارد.

تاریخ انتشار: 1خرداد1397|16:00

قرمه سبزی، ترامپ و ماجرای کازرون
| کد خبر: 266485

 برای سالیان دراز، یکی از دغدغه های من این بود که چگونه می توان مسایل را ساده تر دید و از پیچیدگی هایش کم کرد. ریشه این دغدغه حرفی بود که یکی از اساتیدم گفته بود. یادم هست در دوران کارشناسی ارشد، درسی داشتیم به اسم مدیریت سازمان های پیچیده. استاد ما که اتفاقا آدم بسیار فرهیخته ای بود به ما آموخت که بخش زیادی از پیچیدگی ها تنها در ذهن آدم هاست و وجود خارجی ندارد. یعنی در تقابل ذهنیت های افراد، مدام بر پیچیدگی ها افزوده می شود.


این موضوع در سیاست و به خصوص در روابط بین الملل  نمود بیشتری می یابد. سیاست مداران با ذهن های سناریوپرداز خود مدام در حال پیچیده تر کردن اوضاع هستند و مانند شطرنج بازهای حرفه ای، بیش از نیمی از حرکاتشان، بازی خودشان نیست بلکه تلاشی برای خنثی کردن نقشه نامعلومی است که فکر می کنند حریف شان در سر دارد.


اما گویی ایران امروز ما با گذر از دوران پیچیده انگاری و با توسعه فست فودها و نیز تغییر سبک زندگی و نقش آفرینی بیشتر زنان در جامعه و کسب و کارها و درنتیجه فرصت کمتر برای پخت و پز غذاهای پیچیده ای مثل قرمه سبزی، به تدریج به ساده گرایی تمایل پیدا کرده و نشانه های آن را می توانیم در اقبال فیلم ها و سریال ها و کتاب های ساده و کلا موضوعات ساده تری که به بحث گذاشته می شود پیدا کنیم. شاید در نگاه اول، وقوع این رویداد، اتفاق میمون و مبارکی به نظر برسد اما توسعه چنین نگرشی در سطوح مدیریتی کلان کشور بخصوص در وضعیتی که جهان پیرامون ما روز به روز بر پیچیدگی هایش افزوده می شود، محل تامل و حتی نگرانی است.


معتقدم در ماجرای اخیر یعنی خروج ترامپ از برجام، برخورد و واکنش دولتمردان ما متناسب با تهدید و نشانه هایی که از این واقعه پدیدار شده نبوده است.
خیلی ساده انگارانه است که فکر کنیم ماجرای ایران و ترامپ در بدترین حالت به جنگ کشیده خواهد شد و نتیجه بگیریم که با افزایش توان دفاعی مان می توانیم با او مقابله کنیم. ترامپ نشان داده که قدرت ریسک بسیار بالایی دارد و ورای مصلحت اندیشی هایی که جماعت سیاست مدار دارند عمل می کند. او دنبال رسیدن به راه حل میانه در موضوعات نیست. دنبال جمع کردن و تمام کردن کشمکش هاست. حال اگر این کار او موجب کشمکش ها و مشکلات دیگر شود هیچ ابایی ندارد و حتی به آن فکر هم نمی کند.


این ترامپ به دنبال شاخ و شانه کشیدن برای ایران و رو کم کردن ایران نیست. او دنبال فروپاشی ایران است. آنچه ما را تهدید می کند خطر یک جنگ بزرگ نیست. موضوع پیچیده تر از این هاست و خطر تجزیه ایران در برابر ماست. ماجرایی که گذشته ای پر درد دارد و می توانید خلاصه ای از آن را در کتاب تاریخ تجزیه ایران بخوانید.


در این حکایت، ساده کردن مساله هیچ فضیلتی ندارد. دولتمردان ما اول از همه باید بدانند و بگویند که چقدر این تهدید بزرگ است و بعد به مردم قوت قلب بدهند. قوت قلبی که پایه و اساس و نقطه امیدش خود مردم هستند. تجزیه و فروپاشی رویکردی است که همیشه با تضعیف مردم و ایجاد نابسامانی از درون شروع می شود.


به نظرم ماجرای کازرون با تمام اندوه هایی که بر جا گذاشت و با تمام نقدهایی که می توان بر بازیگران و نقش آفرینانش داشت، نشانه های مثبتی را هم نمودار ساخت. این که مردم ایران به به سادگی تن به تجزیه نمی دهند. این نشانه خوبی است که قوت قلب است تا امیدوار بمانیم.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top