قصه و غصه من با دکتر شریعتی!

سهند ایرانمهر

وکیل ملت: امروز سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتیه. اون زمون که #شریعتی یه روشنفکر و نظریه پرداز محسوب می شد و هنوز مثل دکتر سمیعی و حسین پناهی شهرت جهانی نداشت و حلقه احمدی نژادیها یا کیهانی ها از نقل قولاش استفاده نمی کردن، این بنده جزو خوره های کتابش بودم چون اون مرحوم تنها کسی بود که تونسته بود با حرف های هموزن و قافیه دار مثل تیغ، تسبیح طلا یا زر و زور تزویر یا تشیع علوی و صفوی و اسامی عشاق مسلح مثل حسن و محبوبه!...

تاریخ انتشار: 30خرداد1397|00:34

قصه و غصه من با دکتر شریعتی!
| کد خبر: 268820

 ترکیبی از حرفای موزون عاشقانه، کمونیستی و اسلامی و حماسی رو بوجود بیاره و احساس "باسوادی" را تا اقصی نقاط دنیا در بین انقلابیون بالاخص دسته سبیل داران، عینک کائوچویی گسترش بده تا جایی که یادمه پدربزرگ مادری ام با اینکه بنا بود و معمولا حرفاش در مورد خونه تیمسار باتمانقلیچ ، اما موقع خواستگاری برای داییم به پدر عروس آینده گفته بود:"به قول دکتر!(دیگه انقدر خودی شده بود می گفت دکتر!) مرد باید غیرت داشته باشه".

مرحوم شریعتی به حدی کاریزمای روشنفکری و مظلومیت داشت که خدابیامرز فضه ننه(مادر مادربزرگم) هم یه عکس از اون رو داشت و هروقت دلش می گرفت دست می مالید رو عکس دکتر و می گفت:"ای مظلوم آقا جون!".

شریعتی انقدر جذابیت داشت که پدر من جزو مشتریای ثابت حسینیه ارشاد بود و یادمه تا سن 7 سالگی همین که می خواستم بخوابم ، آقام با یه کتاب می اومد بالاسرم و کتاب :" یک جلوش تا بینهایت صفرها" رو میذاشت توبغلم که :"بیا بخون ببین دکتر چی گفته". من از همون روز جزو خواننده های دکتر شدم و چقدر فحش ناجور حواله دنیایی میکردم که :"ادم وقتی فقیر بشه خوبی هاشم حقیر میشه...!" ، شریعتی چنان رو زندگی من سایه انداخته بود که هر وقتم تابستونا تو ده آقام سوار خر مشغول جفتک چارگوش به سمت باغستون بودم، آقام یه آهی میکشید و میگفت: خجالت بکش!... دکتر تو این سن "ابوذر" رو ترجمه می کرد.

آثار شریعتی انقدر رو مادرمن تاثیر گذاشته بود که خوب یادمه یه بار که از ده اومده بود و حال یه پیرزن تنها و بی کس رو ازش پرسیدم، گفت:" از نداری تو تابستون لباس کاموا پوشیده بود" و بعد به سبک:" آری این چنین بود برادر!" ادامه داد:" کامواش هم رنگ و رو رفته به مظلومیت تاریخ!". تو دورانی که "روشنفکری عمومی" مد بود، شریعتی چنان تاثیری در جامعه داشت که حتا بند کش های ده آقام میشناختنش و خودم از دهن یه فعله که به "اوس علی" مشهور بود و  صابکار، کرده بود تو پاچش و پولشو نداده بود شنیدم که می گفت:" خدا بیامرزه دکتر رو خوب می گفت:علی تنهاست!"

همه چیزشریعتی به دل می نشست و اون دلبری که شریعت سنگلجی و محمد نخشب نداشتن، دکتر داشت، آنقدر خوش تیپ بود و قشنگ سیگار می کشید که حتا کچلی هم بهش می اومد و تو ده آقام خیرالله نامی(موسوم به خیرل) به تبعیت از اون  وسط کله ساق و سلامتشو برق انداخت و شد خیرل کچل  که البته انقلابیون ده تاکید داشتن بهش بگن:"دکتر خیرل؟!"(البته الان مثل بیشتر انقلابیون 57 گردن نمی گیره میگه سرباز بودم قارچ گرفت مجبور شدم برق بندازم).

شریعتی به خوبی احساس بردگی، استحمار و هزار نکبت دیگه رو در ما زنده کرد تا جد و آبادمون رو متهم کنیم و به پا خیزیم اما به هر روی پیچ و خم تاریخ نشون داد که کتاباش چپ بزک شده با سس مارکسیستی و طعم اسلامی بود که تو دوران حاکمیت تفکر چپ و فحش خوار مادر به دموکراسی و لیبرالیسم، خیلی به دل می نشست منتها کاری که شریعتی با جامعه چپ زده کرد و بعد تحویل دهه های بعدیش داد مثل کار کسی بود که بچه رو از پوشک می گیره و یهو  ایزی لایف (پوشک مخصوص سالمندان)تنشون میکنه  .(اینا اعتراف کسیه که بخاطر علاقمندی به دکتر و دست به یقه شدن با یه مومن ضد شریعتی تو دوران دانشجویی یه شب  رو با وسایلش بیرون از اتاق و وسط حیاط خوابگاه خوابید) ویژگی دیگه اون مرحوم هم این بود که مزه حرفاش در طول زمان معکوس می شد". " یعنی چی؟یعنی اینکه مزه حرفای شریعتی جوری بود که اولش برای یه عده تلخ و برای یه عده شیرین بود و بعداز سه دهه اونایی که مست شیرینی اون حرفا بودن دهنشون تلخ شد و اوناییکه شاکی تلخی حرفاش بودن، دهنشون با اون حرفا شیرین شد.

...فلذا مرحوم از معدود فقراتیه که طیفی از روحانیت د رحالیکه اسم عمرو عثمان رو تو علایم گرافیکی کتابهاش رصد می کردن و  یه زمانی میگفتن:"الهی سر به تنش نباشه" الان میگن :"کاش ده تا دیگه از این جنس موجود بود، رائفی پور و عباسی رو می دادیم از این خوش تیپای باسوادش می گرفتیم!".


سخن آخر اینکه  اولا هرکس بیست سالشه و  غرق شریعتی نیست، قلب نداره و اگه به سی برسه و بازم تو این فضا باشه، عقل نداره! دیگه اینکه، درسته، دکتر شریعتی(شاید) تحت تاثیر«وبر» رابطه تفسیر مصلحانه از دین رو در  توسعه و شکوفایی و به اصطلاح پروتستانیسم فهمیده بود(مجموعه آثار 20، انتشارات قلم) اما زمان این فرصت رو بهش نداد که ناکامی این  شبیه سازی رو  در نمونه ایرانی اش به چشم ببینه بنابراین  هرچند اسلامیاتش، رویاهای تعبیر نشده هر مسلمانه و اجتماعیاتش، ترکیبی اسلامی مارکسیستی مهر ارشاد خورده! اما هنوز هم دکتر رو دوست دارم، کویریاتش زیبان و هرچند مابقی نظریاتش الان برام معنایی نداره اما هنوز با شریعتی به عنوان یه انسان آرمان خواه و آزاده (نه صاحب یک نظریه یا تئوریسین) که  برای بهبود، صادقانه تقلا کرد اما مثل آدم های بزرگ خطای بزرگی هم داشت و مقهور جبر زمانه در فهم حقیقت شد، رابطه عاطفی و ذهنی دارم و تقلای ذهنی و روح بیقرارش برام قابل احترامه، چون مگه خود ماها می دونیم آینده چه قضاوتی در مورد این حرفایی که فکر میکنیم مولای درزش نمی ره، خواهد کرد و اصلا کی دیده تو محیط توسعه نیافته مملوء از هیجان و فشار، جنس سفارشی که میارن دم خونه اش همونی باشه که تو فضای مجازی یا انتزاعی دیده و سفارش داده؟  که ما یقه دکتر رو چسبیدیم و با مقایسه نوشته هاش و  چیزی که جلومونه، هی داد می زنیم :"مرد مومن ، ما اینو سفارش داده بودیم؟!".
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

پر بازدیدترین اخبار

Top