تاریخ انتشار: 2تير1397|15:05

| کد خبر: 269190

چطور می­‌شود دل مردم را شکست؟

سیامک رحمانی/روزنامه نگار

وکیل ملت: کجای تاریخ چنین اتفاقی افتاده. کجای جهان ممکن است چنین اتفاقی تکرار شود. درست وقتی که مردم نگران تیم ملی‌­شان هستند. وقتی که با همه وجود می‌­خواهند بچه‌­هایشان را، سربازان­شان را تشویق کنند و به تماشای افتخارآفرینی‌­شان بنشییند.

 منتظرند تا عادل فردوسی­‌پور و برنامه پربیننده‌­اش بهترین­‌ها را برایشان ارائه کند. این که مجری مشهور و محبوب رسانه قهر کند و ساعت­ها به استودیوی پخش نیاید تا بتواند مجوز مهمانش را بگیرد نوبر است. این که سرانجام هم مجوز مهمان صادر نشود چرا که به زبانی بیگانه صحبت می­‌کند نوبر است.

کی واقعا به عقل­‌ا‌‌ش می‌­رسد که می­‌شود چنین فجایعی هم به بار آورد. کی واقعا دلش را دارد که اینطور با آبروی یک ملت بازی کند.

 از آن طرف بستن درهای استادیوم. وقتی که ده‌­ها هزار بلیت فروخته شده و هزاران نفر نگران تماشای تیم ملی پشت در بی‌­تابی می­‌کنند. وقتی همه هماهنگی­‌ها انجام شده و قرار است عده‌­ای، در رویدادی بسیار معمولی، در استادیوم به تماشای یک مسابقه بنشینند.

 یعنی چطور ممکن است کسی بتواند همه آرزوهای مردم را ندیده بگیرد و فرمان بستن و راه ندادن بدهد و کار را به فرمان صریح وزیر برای بازشدن قفل­‌ها بکشد.

  چطور کسی می­‌تواند دل این‌همه هموطن را بشکند. باورش سخت است. بستن بوستان­‌هایی که مردم در آن به تماشای فوتبال می­‌نشستند در تهران و بسیاری از شهرهای ایران نشان چیست.

جز این که خوشحالی مردم، آسودگی مردم برای عده‌­ای نگران­‌کننده و خطرناک است چه فکری باید بکنیم. جز این که عده‌­ای با آرامش و تفریح مردم مشکل دارند.

شما را به هر که دوست دارید، دعواهای سیاسی و جناحی‌­تان را گاهی وقت­ها بی‌­خیال شوید. بعضی وقت­ها به دل مردم هم فکر کنید. بعضی وقت­ها فکر کنید مادر و برادرتان هم جزیی از این مردمند و حق دارند زندگی کنند.

لعنتی­‌ها آخر چی در سرتان می­‌گذرد. آخر چی در سینه دارید؟ لعنتی­‌ها آخر چطور می‌­توانید؟

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

پر بازدیدترین اخبار

Top