رویای صادق

عارف واحد ناوان

وکیل ملت: بخت با ما تا حدودی یار بود که یک ترم را با استاد دکتر صادق زیباکلام بگذرانیم به رغم اینکه دانشگاه آزاد اسلامی عذر او را برای تدریس در دانشگاه علوم و تحقیقات و سایر دانشگاه های این دانشگاه به دلایل آنچه که گفته می شود اداری است ؛خواست اما این پا در میانی های یکی از سرشناس ترین اساتید حقوق بود که موجب شد تا زیباکلام یک ترم هم در دانشگاه آزاد باقی بماند درس تعریف شده بود و نیمه های راه بود که حکم رییس از بالا آمد استدلال گروه این بود که درس حقوق شهروندی این ترم را با استاد زیباکلام بسته ایم و کاری نمی شود کرد استدلال منطقی بود و پذیرفته شد و ما شدیم دانشجوی دکتری زیبا کلام در آخرین روزها و ساعت تدریس این جنجالی ترین استاد دانشگاه های ایران.

تاریخ انتشار: 3تير1397|13:16

رویای صادق
| کد خبر: 269247

بیشتر نیمه رسمی و نیم اسپرت می پوشید در مسیرهای کوتاه سوار وسیله نقلیه نمی شود عادت بر پیاده روی دارد.دانشجوها را اغلب با نام کوچک صدا می زد ودود ، رحیم ، عارف و..
با خودش حوله ای به عرض 30 سانتی متر در طول نیم متر حمل می کرد حوله به این عریض طویلی را در می آورد و با آن گوشه عینک کوچک اش را پاک می کرد و آنگاه می رفت پشت پرده پنجره حوله اش را آویزان می کرد و از پرده برون می آمد.


او در طول یک ترمی که ما دانشجوی دوره دکتری کلاس حقوق شهروندی اش بودیم هرگز روی کرسی استادی تکیه نزد بلکه راه رفت ، حرف زد ، درس داد و خاطره تعریف کرد. کاری به خط و مشی سیاسی و عقیدتی اش ندارم اما حضور حدود  50 دقیقه اش در کلاس بار داشت او تجربه 50 سال تحصیل  و کاراش را در همان 50 دقیقه به کلاس منتقل کرد.
از پرفسور چرمن حرف زد پیرمردی که پیش از انقلاب از دانشگاه هاروارد به ایران آمده بود و درس های مدیریتی به ایرانیان می آموخت از قضای روزگار صادق زیباکلام دانشجوی چرمن بود و ما دانشجوی صادق شدیم.


در میانه های ترم و در تعطیلات نوروز دوستی از جنس اصولگرایان را میهمان بودیم از صادق زیباکلام برایش حرف زدم و از پرفسور چرمن که شاگرد وفاداراش چکیده مطالب استاد را چگونه به ما منتقل کرد دوست اصولگرای من با دقت به حرف هایم گوش داد و در نهایت به چشم هایم ذول زد و گفت که برو این درس را حذف کن.
علت را که جویا شدم گفت که زیباکلام بی آنکه متوجه بشوی به تو شستشوی مغزی می دهد تنها با شلیک خنده اهل خانه و با این تیکه های نیم در جدی و نیم دیگر شوخی همسرم ،که این شستشوی مغزی شده است و دکترزیباکلام اون یه تیکه عقل ازسرش را هم می پراند ماجرا ختم به خیر شد.


چندی پیش صادق زیبا کلام به آلمان رفت و برگشت نه به مدت یکی دو روز بلکه برای بیش از 12 روز.این سفر هم فال بود و هم تماشا.
هم رفت جایزه آزادی بیان را از دویچه وله بگیرد و هم این سفر به قول خودش برایش لازم بود.لازمه این سفر فرار از هم همه و دغدغه بود.
دکتر صادق زیباکلام اما در طول اقامت در آلمان با مطالبی که در مورد نقض حقوق بهائیان، سنی‌ها، دراویش، مسیحیان، اعضای عرفان حلقه و فعالان محیط ‌زیست در شبکه های مجازی منتشر کرد برخی از اصولگرایان را تحریک کرد هم از این جهت بود که روزنامه کیهان اون را بی عقل و وطن فروش نامید.


امروز صبح که از خواب بیدار شدم در شبکه های مجازی از مردی که غوغا را دوست دارد یک مطلب درباره رویا خواندم رویایی که خود غوغا بود و اینک عین همان رویا به قلم خود استاد در پی می آید.
این دو هفته یک رؤیا بود. یک «فرار» از انبوه پرسش‌هایی که از من همیشه می‌شود. موبایلم زنگ نمی‌خورد و خبرنگاری پشت خط نبود که سرمقاله یا مصاحبه بخواهد؛ اما مهم‌تر از همه این‌ها، دیگر مجبور نبودم به پرسش‌های ملال‌آور و تکراری که روزانه بارها در معرض آن‌ها قرار می‌گیرم پاسخ دهم.

«دکتر! این روحانی چرا اینجوری شده؟»؛ «دکتر! چرا روحانی جلوی بالارفتن ارز رو نمی‌گیره؟»؛ «دکتر! فکر نمی‌کنی ترامپ کار رو یکسره کنه؟»؛«دکتر! میگن این داستان ارز دست مخالفین دولته که اونو زمین بزنن»؛ «دکتر! این روحانی واقعاً دستش تو دست اونا نیست»؛ «دکتر! یعنی تو واقعا نمی‌دونستی روحانی اینجوریه و واسش دویدی؟»؛ «دکتر! این اصلاح‌طلبا واقعا هیچ کاری نمی‌خوان بکنن؟»؛ «دکتر! شما واقعا خاتمی رو هنوز قبول داری؛ دستش مثه روحانی با اینا تو یه کاسه نیست؟»؛ «دکتر! این فراکسیون امیدتونم که همه رو ناامید کرد»؛ «ولی دکتر خداییش همتون تو زرد از آب درآمدید» و شاه‌بیت همه پرسش‌ها:‌ «دکتر وضع مثل‌اینکه این دفعه دیگه خیلی خرابه. فکر نکنم خودت هم دیگه امیدی داشته باشی؟»

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top