ما و دفترچه قسط «آقای همساده»

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

وکیل ملت: «آقای همساده» را که حتماً می‌شناسید، شخصیت بداقبال اما خوش‌خنده برنامه تلویزیونی کلاه قرمزی؛ با گفت‌وگوهایی طنزآمیز و گاه تلخ با ایرج طهماسب. موضوع محوری گفت‌وگوهای «آقای همساده» بدشانسی است. بسیاری از ویدئوهای آقای همساده را در سایت آپارات دیده‌ام، اما دوستی می‌گفت ظاهراً در یکی از قسمت‌ها آقای همساده می‌گوید دیگران پول، سکه و چیزهای ارزشمند پیدا می‌کنند، ولی من «یک دفترچه قسط» پیدا کردم و مجبور شدم تا آخر آن‌را بپردازم.

تاریخ انتشار: 10تير1397|00:05

ما و دفترچه قسط «آقای همساده»
| کد خبر: 269626

 این بدشانسی آقای همساده عجیب به وضعیت نسل ما شباهت دارد. ما هم نسلی هستیم که «یک دفترچه قسط» پیدا کرده‌ایم یا به ما ارث رسیده است. ما وارثان کسانی هستیم که برای ما دفترچه اقساط به ارث نهاده‌اند. راستش اگر یک دفترچه اقساط از پدرتان به شما ارث رسیده باشد، چاره‌ای جز پرداخت آن ندارید. این دفترچه اقساطی که ما پیدا کرده‌ایم (مثل آقای همساده) یا به ما ارث رسیده، قسط بدهکاری‌های ما به «بانک وطن» است.

 وطنی هست که مثل بانک می‌ماند، وام می‌دهد؛ وام آب، وام خاک، وام منابع، وام کیفیت زندگی؛ وام انگیزه، وام هویت؛ وام عشق؛ وام میراث فرهنگی و صد جور وام دیگر. بانک وطن اصلاً بزرگ‌ترین وام‌دهنده تاریخ است؛ و متنوع‌ترین وام‌ها را داده و می‌دهد. نسل قبل از ما و البته خودمان، اصلاً وام‌گیرندگان خوش‌حسابی نبوده‌ایم، انواع و اقسام تقلب و حقه‌بازی برای وام‌گرفتن را هم به‌کار برده و به‌کار برده‌ایم. ما بانک وطن را دوشیده‌ایم، وام گرفته‌ایم و اقساطش را نپرداخته‌ایم. بدتر این‌که برخی عین وضعیت فعلی بانک‌های تجاری، وام‌های کلان گرفته‌اند و پس نداده‌اند. بهره همه ما از وام‌های بانک وطن هم یکسان نبوده است. برخی برای یک ذره احساس غرور از وطن، دست و پا زده‌ایم و برخی وام غرور و عزت وطن را گرفته‌اند و به فنا داده‌اند. برخی وام آبش را زیاد گرفتند و برخی وام سایر منابعش را؛ خلاصه وام‌ها ناعادلانه توزیع شده است.

 «بانک وطن» دستگاه اداری و حکمرانی درست و درمان هم نداشته که گرفتن این وام‌ها را سروسامان دهد و اقساط را پس بگیرد. نسل ما حالا مانده است و اقساط وام‌های پرداخته نشده؛ که راهی برای پرداخت نکردنش نیست. وام بانک تجاری را می‌شود گرفت و خورد، یک آب هم روش؛ کافی است به جایی بند باشید یا حق و حساب را خوب بدهید. اما وام «بانک وطن» پس‌ندادنی نیست؛ وام آبش را که پس ندهید، ریزگرد می‌سازد و فرود می‌رود در حلق‌تان؛ و وام هویت و انسجام اجتماعی را که بگیرید و پس ندهید، خشونت می‌شود و امنیت را از حلقوم‌تان بیرون می‌کشد. دائم اگر از کیسه بانک وطن انواع ولخرجی کنید و عقلانیت درست به‌کار نبندید، یک جایی، یک روزی بلایی سرتان می‌آورد که تا به حال ندیده باشید.

 ما دفترچه قسط پیدا کرده‌ایم و اگر می‌خواهیم عین آدم زندگی کنیم، باید مثل دفترچه قسط به ارث رسیده از پدر (نسل قبل و نسل حاضر)، بایستیم و اگرچه ناعادلانه است، اقساط را بپردازیم. یکی دو دهه حداقل کار می‌برد و البته سختی لازم دارد. هر کاری کنیم، چاره‌ای جز پرداخت اقساط ولخرجی‌ها و ناکارآمدی‌های گذشته وجود ندارد.

 خوبی دفترچه قسط این است که فشارش تدریجی وارد می‌شود، و بدی آن هم این‌که اگر نپردازید، خیلی زود دیر می‌شود؛ اخطار بانک می‌رسد و بعد هم توقیف اموال و پلیس و دردسر. ما فعلاً فرصت داریم که اقساط گذشته را کم‌فشارتر - البته سخت - و قسط‌بندی‌ شده بپردازیم. این فرصت را از دست ندهیم. اگر عزمی برای پرداخت باشد، مبلغ اقساط را می‌توانیم با هم تعیین کنیم. بانک وطن، مهربان اما حساب‌کِشی‌اش دقیق است.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top