افسوس بر این دوات سیاه

بهروز قزلباش

وکیل ملت: مولانا در خطوط شریف «فیه ما فیه» می‌نویسد« یکی گفت که اینجا چیزی فراموش کرده ام (خداوندگار)فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یادداری و فراموش نکنی و آنرا فراموش کنی هیچ نکرده باشی همچنانک پادشاهی ترا به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنانست که هیچ نگزاردی پس آدمی درین عالم برای کاری آمده است و مقصود آنست چون آن نمی‌گزارد پس هیچ نکرده باشد.»

تاریخ انتشار: 16تير1397|11:49

افسوس بر این دوات سیاه
| کد خبر: 270119

شاید اهالی قلم، در این خیال که کار قلمهای  معنا سبقشان انجامی دارد و حرکتی، دلخوش به جوهر روزهایی دارند که می‌گذرد و خاکستر بجا می‌گذارد. اما قلمهای شکسته، دهان‌های بسته، دل‌های پرجوش و خروش، و اسفناکی این ایام که رنگی از دوات حیات را به موت و ممات ملت کهتر نشانده است را چه باید؟

هرچند این بهانه که امروز، روزی برای خاکستر دوات و جوهر است، برای گفتن از رنج‌های ملت من باشد، کافی نیست اما ما آموخته‌ایم با رنج‌هایمان زندگی‌کنیم، یا بمیریم. یا بمیریم بی‌که زندگی کرده باشیم.

پیش از این نیز،... باری نوشته‌ام که جلای وطن سنت روشنفکران و مبتکران و فعالان این مرز بوده است و بر بوم تاریخ این سرزمین تصویر و خاطره گریز ناگزیر از این سامان، نقش شده است. کودک که بودم می‌اندیشیدم که چرا؟ اکنون می‌دانم اما نمی‌توانم آن را به تصویر بکشم و در قلم آورم. در نوجوانی افسوس می‌خوردم و ای بسا با ناسزای خفی بر مهاجران وطن خرده می‌گرفتم و اما امروز که می بینم قلم،یارای توضیح و تفصیل این ماجرای خانمان بر انداز را ندارد، می‌سوزم و خاکستر می‌شوم. شاید دواتی بسازند از خاکستر ما و آنهایی که مجال قلمشان در بند بند انگشتانشان ، هم بند حبس مسعودی است، کاری کنند که فرمود ای که دستت می رسد کاری بکن.

گویی، حبس قلم سنت حاکمان این سرزمین بوده است چنان که مهاجرت، سنت نویسندگان و دبیرانش.لیکن همه منتظرند دستی از غیب برون آید و کاری بکند!!

«...فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست» و ما آن را فراموش کرده‌ایم.«... چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنانست که هیچ نگزاردی» و هیچ نگزاردیم.

به هر روی نه نوشتن را سودی است و نه سکوت را معنایی، اکنون که در آتشیم باید از سوختن لذت ببریم . آنها که اهلیت این معنا را دارند لطیفه و دقیقه این ما جرا را می‌توانند از اخبار روزانه این سرزمین بخوانند.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

پر بازدیدترین اخبار

Top