مائده آسمانی برای سوداگران

علی پاکزاد

وکیل ملت: گاهی موجی ایجاد می‌شود، بی دلیل و بی هویت. اما تبدیل به جریانی همه‌گیر و سیلی عظیم شده افکار عموی را با خود می‌برد، جهت می‌دهد. اما همانطور ناگهانی هم محو می‌شود و اذهان را در ناکجا آباد رها می‌کند. اما این امواج از کجای می‌آیند؟ چرا ایجاد می‌شوند؟ منافع چه کسانی را تضمین و به زیان چه گروه‌هایی هستند؟ سئوالاتی هستند که کمتر به آن پرداخته و یا مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار می‌گیرند و بی توجهی افکار عمومی نسبت به این موضوعات می تواند برای کشور زیان بار باشند.

تاریخ انتشار: 19تير1397|14:20

مائده آسمانی برای سوداگران
| کد خبر: 270307

اما آنچه مورد اشاره قرار گرفته، روایت این روزهای فضای مجازی است. دستگیری دختری نوجوان و پخش مصاحبه یا بازجویی اش در صدا وسیما، چنان بازتابی پیدا کرده که تنها می توانیم آنرا با واکنش عمومی نسبت به موضوعاتی مانند حوادث طبیعی قیاس کنیم. کاری به درست یا غلط بودن این موضوع و واکنش های صورت گرفته نسبت به آن ندارم. ولی وقتی با این موج عظیم در فضای مجازی مواجه شدم تنها و تنها یک سئوال در ذهنم ایجاد شد: حالا چرا؟

اگر سوابق را مروری بکنیم می بینیم برخورد با سلبریتی های مجازی بارها اتفاق افتاده و به نوعی عادی شده، حتی در بسیاری از موارد مورد اقبلا افکار عمومی واقع شده است. اما آنچه در مورد اخیر شاهدش هستیم ابعاد دیگری دارد، سن پایین فرد مورد برخورد و شرایطی که در برخورد با وی در رسانه ها منعکس شده، شرایط عمومی کشور از نظر التهابات سیاسی و اقتصادی، فشارهای خارجی برای تخطئه نظام ، تلاش جهت ترسیم تصویری سراسر اضطراب و بن بست های اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی از سوی رسانه های مخالف؛ همه و همه فضایی را فراهم ساخته است که در این برخورد به جای همراهی افکار عمومی شاهد نوعی انتقاد جدی باشیم و هر کسی که در فضای مجازی فعال است به نوعی نسبت به این موضوع واکنش منفی بروز بدهد.

آیا باید باور کنیم تمام ماجرا همین است که شاهدش هستیم؟ انتخاب چنین زمانی برای طرح چنین موضوعی با چه هدفی انجام گرفته است؟

من به عنوان یک روزنامه نگار اولین فرضیه ای که به ذهنم خطور کرد، استفاده ابرازی از موضوع مائده بود برای مهندسی افکار عمومی و دور کردن اذهان عمومی از موضوعی که در حال تبدیل شدن به یک مطالبه عمومی بود. البته تاکید می کنم در این فرض قویا معتقدم حتی مدیران رسانه هم بازی خورده اند.
•موجی جایگزین موجی دیگر

درست تا قبل به راه افتادن موج فضای مجازی در مورد برخورد با این نوجوان، اگر نگاهی به مطالب منتشر شده در فضای مجازی داشته باشیم متوجه می‌شویم آخرین موجی که در حال اوج گیری بود حول محور تخصیص ارزهای دولتی شکل گرفته بود و اسامی شرکتهایی که به نظر می رسید از محل ارز 4200 تومانی اقدام به واردات کالاهای غیر ضرور کرده و یا منافعی غیر قابل توجیه از این بازار کسب کرده بودند.

در روزنامه عصر اقتصاد نیزبا استفاده از منابع رسمی به بررسی سوابق برخی از این شرکتها پرداخته و در گزارش‌های خود به این موضوع اشاره کردیم که برخی از این شرکت‌ها تنها سه ماه قبل از دریافت ارز تاسیس و یا اساسنامه خود را با شرایط دریافت ارز دولتی منطبق کرده بودند.

در این شرایط برخی از رسانه ها تیترهای نخست خود را به موضوع محاکمه هرچه سریع تر متخلفین ارزی اختصاص داده و این موضوع در راس مطالبات عمومی قرار گرفته بود.

در این شرایط می بینم به یکباره موضوع برخورد با یک نوجوان فعال در رسانه ملی طرح می شود و بلافاصله شاهد یک موج انفجاری در شبکه های اجتماعی نسبت به این موضوع هستیم که توسط رسانه های خارجی تشدید می شود.

در برخی از واکنش ها البته شاهد هستیم که این برخورد با نحوه برخورد با متخلفین اقتصادی، آقازاده ها و مواردی از این دست مقایسه می شود ولی وجه غالب در این برخورد حول موضوعات سیاسی، فرهنگی و حتی قضایی است و با گذشت دو روز این مقایسه ها نیز به طور کامل به حاشیه رانده شده، صدا و سیما به عنوان مقصر اصلی ماجرا در فضای مجازی مورد نقد قرار می گیرد.

رسانه ای که به گفته بسیاری از منتقدین مخاطب ندارد چطور تا این حد مورد توجه قرار گرفته است؟ آیا همه اشتباهات رخ داده شده در صدا وسیما و برنامه های شبکه های این سازمان به همین گستردگی و سرعت، تاکید دارم سرعت مورد انتقاد قرار می گیرد؟

به هرشکل قصد قضاوت ندارم و تنها با طرح سئوال سعی دارم ابعاد ماجرایی با باز کنم که بنظرم چندان طبیعی به نظر نمی رسد.

با گذشت دو روز از این ماجرا موضوع برخورد با متخلفین ارزی، سوداگران بازار سکه، وارد کنندگان خودروهای غیر مجاز از صدر مطالبی که توسط کاربران در فضای مجازی نشر داده می شود خارج و جای آن با چهره معصوم زیبای یک دختر 17 ساله پر می شود که در اولین نگاه حس همدلی را به بیننده القا کرده و مخاطب اگر از جریان اطلاعی هم نداشته باشد با یک پیش قضاوت تمامی برخورد کنندگان با این چهره معصوم را محکوم می کند. همین انگیزش احساسات باعث قضاوت کور و موجی انفجاری می شود که امکان مهندسی افکار عمومی را فراهم می سازد.
•قدرت سوداگران را دست کم نگیریم

سوداگران اقتصادی سال‌هاست که از اقتصاد ایران سهم خود را ستانده اند، سهمی چندان کلان که تنها نمونه هایی از آنها اختلاس های چند هزار میلیارد تومانی بوده و رانت‌های ناگفته بسیاری که توسط این سوداگران بلعیده شده قدرت اقتصادی بسیار زیادی در اختیار انی جریانات قرار داده است.

اصل بقاء این سوداگران را بر این خواهد داشت که با استفاده از قدرت اقتصادی عظیمی که قبضه کرده اند در جهت رفع موانع پیش رو و هر آنچه که باقی ایشان را تهدید کند استفاده کنند.

کارشناسان بر این نکته متفق القولند که مفاسد اقتصادی محصول عدم شفافیت است و هرچه اقتصاد فضاهای تیره و خاکستری بیشتری داشته باید سوداگری و مفاسد اقتصادی منافع بیشتری از آن کسب می کنند، بنابراین امری طبیعی و قطعی است که مفسدین و سوداگران تلاش کنند با هر تحرکی در جهت شفاف سازی اقتصاد کشور مقابله کرده و از تمام توان خود در جهت دور کردن اذهان عمومی از موضوعات این چنینی استفاده کنند.

یکی از مسائلی که می تواند آسیب جدی به منافع سوداگران وارد سازد تمرکز و توجه افکار عمومی بر سیاه چاله های اقتصادی و فضاهای تیره ای است که امکان فعالیت را به سوداگران می دهد.

در سالهای اخیر به رغم نبود منع قانونی برای نخستین بار فهرست دریافت کنندگان ارز دولتی به صورت عمومی منتشر شده و در همان نگاه اول نگرانی ها وسئوالات فراوانی را در جامعه به دنبال داشته است. جالب آنکه دستگاه‌های متولی نیز هیچ پاسخ صریح و قانع کننده ای نسبت به نحوه عملکرد خود برای تخصیص این منابع ارزی نداشته اند. و در این اثنا به ناگاه می بینیم جرقه مائده در میان افکار عمومی به یک انفجار تبدیل می شود.

جالب هوشمندی مهندسینی است که این سوژه را برای انحراف افکار عمومی انتخاب کرده اند. همانطور که اشاره شده چهره این نوجوان بهترین ابزار برای بازی با احساسات مخاطب برانگیختن همدردی است. از سوی دیگر فعالیت‌های این فرد در فضای مجازی بهترین بهانه جهت توجیه برخورد با وی را فراهم می سازد. در سوی دیگر این فرایند رسانه صدا و سیما که خطوط قرمزش حساسیت های مذهبی مردم است به طور حتم از انتشار برخورد با افرادی که احساسات مذهبی را برانگیخته باشند استقبال می کند. به این ترتیب در مسیری کاملا قانونی و منطقی سوژه ای خلق می شود که در لحظه مناسب می تواند افکار عمومی را از جریانی مانند برخورد با متخلفین بازار ارز، خودرو، طلا و... منحرف کند.

حتی اگر تمام فروض مطرح شده در این مطلب غلط باشد نباید از کنار موضوعاتی اینچنین ساده عبور کنیم. در حالی که تمامی تلاش ارکان کشور در جهت رفع شبهات و شفاف سازی است نباید اجازه داده شود با چنین بازی‌هایی امکان مهندسی افکار عمومی به سمت ناکجا آبادهایی بی سرانجام و حتی مضر برای کشور فراهم شود و در عین حال خوراک خبری برای رسانه هایی خلق کنیم که تلاش دارند تصویری کاملا سیاه از ایران به جهان ارایه کنند.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

پر بازدیدترین اخبار

Top