در خدمت و خیانت روسیه

محمود شوری

وکیل ملت: این موضوع که پس از ربع قرن از زمان فروپاشی شوروی و بیش از یک قرن از پایان امپراتوری تزاری هنوز عده‌ای از مردم تصویر رعب‌انگیز این قدرت بزرگ را کنار مرز‌های شمالی ایران فراموش نکنند امر غیر‌منتظره و تعجب‌برانگیزی نیست.

تاریخ انتشار: 25تير1397|05:09

در خدمت و خیانت روسیه
| کد خبر: 270932

 علاوه بر این، این پرسش که چرا افکار عمومی در ایران تا این اندازه نسبت به رابطه با روسیه با یک رویکرد منفی و بدبینانه نگاه می‌کند پرسشی است که با توجه به حضور موثر و مستقیم روس‌ها در متن زندگی سیاسی مردم ایران در دو قرن اخیر و نقش منفی این کشور در ثبات، امنیت و تمامیت ارضی ایران تا پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، از منظری تبارشناسانه می‌توان پاسخ‌هایی را برای آن جست‌وجو کرد، اما اینکه دایما تحلیلگران یا افراد تاثیرگذار سیاسی اتخاذ هرگونه سیاستی از سوی روسیه را با اتکا به این تصویر تاریخی یا این گزاره‌های غیر‌علمی تحلیل و تفسیر کنند، بیش از آنکه نقد روسیه و جایگاه تاریخی این کشور در سیاست خارجی ایران باشد، نشان از ناتوانی در نگاه واقع‌بینانه به مسائل بین‌المللی دارد.


بحث بر سر این نیست که روس‌ها با کارت ایران بازی نکرده‌اند یا هیچگاه از پشت به ایران خنجر نزده‌اند، بلکه بحث بر سر این است که این کلی‌گویی‌ها و باز کردن پرونده‌های تاریخی به ویژه از سوی کسانی که دستی در سیاست امروز ایران دارند، در شرایط موجود چه کمکی به سیاست خارجی ایران می‌کند؟ چنین گزاره‌هایی حتی در ادبیات کلاسیک روابط بین‌الملل نیز گزاره‌های معناداری برای تحلیل یا ارزش‌گذاری یک رابطه به شمار نمی‌آیند. در ادبیات روابط بین‌الملل انتظار وفاداری، گذشت، ایثار، اعتماد و سایر مفاهیمی که بار اخلاقی دارند در بهترین حالت در درجه دوم اهمیت قرار دارند.

هنگامی که یک نماینده مجلس از رکب زدن روسیه به ایران یا بازیچه قرار گرفتن ایران توسط روسیه سخن می‌گوید در واقع تنها مفروضات و انتظارات غیر‌واقعی و نادرست خود را آشکار می‌سازد. اگر کسی انتظار داشته که روسیه به خاطر منافع ایران در بازار نفت از منافع خود بگذرد، یا روسیه را نشناخته یا با قواعد بازی در سطح بین‌المللی آشنا نیست یا برداشت نادرستی از روابط میان ایران و روسیه دارد. این مورد اخیر یعنی برداشت نادرست از روابط میان ایران و روسیه معضلی است که نه‌تن‌ها افکار عمومی بلکه بسیاری از نخبگان سیاسی نیز گرفتار آن هستند.

                                                                     با هدف تداوم خبررسانی به شما مخاطبان عزیز،لطفا تبلیغات اطراف خبر را کلیک کنید.

باید یک بار برای همیشه بپذیریم که روس‌ها هیچ شراکت استراتژیکی با ایران نداشته و نخواهند داشت. دلایل امتناع این مساله هم بیش از آنکه به روسیه برگردد متوجه جمهوری اسلامی ایران است. ویژگی‌ها و خاصگی‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از یک‌سو و سطوح قدرت نابرابر ایران و روسیه از سوی دیگر، اجازه نمی‌دهند که سطح همکاری ایران و روسیه در حوزه‌های استراتژیک از میزان معینی از همکاری‌ها فراتر رفته و شکل فراگیری پیدا کند. باید یک‌بار برای همیشه بپذیریم که روسیه مانند هر بازیگر دیگری در وهله نخست به منافع خود می‌اندیشد و از این منظر به موضوعات نگاه می‌کند. تکرار مداوم این موضوع که روسیه شریک ثابت قدم و وفاداری برای ایران نیست، حتی اگر مخاطب آن برخی افراد یا جریان‌های داخلی باشند، نه تنها کمکی به سیاست خارجی ایران نمی‌کند، بلکه انفعال و ناتوانی ایران را در حفاظت از منافع خود انعکاس می‌دهد.‌


نمی‌توان از یک‌سو بر مستقل بودن سیاست خارجی ایران تاکید و افتخار کرد و از سوی دیگر حمایت قدرت‌های دیگر را به شکل غیرمستقیم انتظار کشید. یکی از هزینه‌های داشتن سیاست خارجی مستقل پذیرش احتمال هرگونه رفتاری از سوی قدرت‌هایی است که خود را مالکان نظام بین‌المللی می‌دانند. روسیه حتی اگر خود را حافظ نظم موجود نداند خود را یکی از چند سهام‌دار اصلی نظام بین‌الملل می‌داند. به همین دلیل سر برآوردن یک مدعی تازه در کل امر مطلوبی برای این کشور به شمار نمی‌آید. برای روسیه و برای هر قدرت بزرگ دیگر آنچه به اندازه رقابت با سایر قدرت‌های بزرگ اهمیت دارد این است که اجازه ندهند قدرت جدیدی به جمع قدرت‌های بزرگ که تعیین‌کننده قواعد بازی هستند اضافه شود. قاعده بازی با قدرت‌های بزرگ قاعده احساسی، عاطفی و حتی اخلاقی نیست. به صرف اینکه در برخی موضوعات بین‌المللی ایران و روسیه نظر و دیدگاه مشابهی دارند نمی‌توان انتظار داشت که در تمامی حوزه‌ها روسیه در مسیر مورد نظر جمهوری اسلامی ایران گام بر دارد.

با هدف تداوم خبررسانی به شما مخاطبان عزیز،لطفا تبلیغات اطراف خبر را کلیک کنید.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

کرامت سلیمی
|
25تير ماه 1397
1
0
واقعا" ساده انگاریست که تصور نماییم اقای دکتر ولایتی با 73 سال سن برای مذاکرات اقتصادی به روسیه رفته باشند.

مذاکرات اقتصادی در حد وزرای کابینه است و در همین سطح مسائل اقتصادی حل خواهد شد.

ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه است اما با یکی از مقامات کشورمان که همتا و هم قطار ایشان نیست وارد مذاکره شده اند و مجبور شده اند با ایشان ملاقات نمایند و این موضوع نشان دهنده این است که کشور روسیه ان ابرقدرتی که رسانه ها ان را جلوه می دادند نیست و در حقیقت روسیه نیز همانند امریکا با دروغ و حقه بازی و با کمک سازمانها و کشورهای هوچی گر خود را ابرقدرت جا زده است و در عالم واقعیت نه امریکا و نه روسیه هیچکدام ابر قدرت واقعی نیستند و هیچکدام سلاحی به عنوان سلاح هسته ای در اختیار ندارند و فقط برای ترساندن ملتها وانمود به داشتن چنین سلاحی می کنند.


نقطه ضعف امریکا و روسیه همین موضوع می باشد یعنی ترس از افشای دروغ در اختیار داشتن سلاحی به نام بمب اتمی. که اگر این دروغ افشا شود منجر به فروپاشی امریکا ، روسیه و اتحادیه اروپا خواهد شد.

اگر روسیه در شرایط فعلی به کشورمان پشت کند و با تحریمهای امریکا در باره کشورمان با امریکا همسویی نماید مقامات کشورمان چاره ای جز افشای این دروغ بزرگ یعنی غیرواقعی و خیالی بودن بمب اتمی نخواهند داشت. و این یعنی پایان دوران حکومت ابرقدرتهای دروغین.

و سفر دکتر ولایتی به روسیه می تواند برای تهدید روسیه به افشای این دروغ باشد . چرا که با ادامه شرایط فعلی و بد تر شدن اوضاع اقتصادی راه دیگری برای کشورمان باقی نخواهد ماند.

دلیلی که دکتر ولایتی شخصا" به روسیه رفته اند این است که در شرایط فعلی مقامات کشورمان نمی خواهند بوسیله رسانه ها به روسیه پیام دهند و نمی خواهند جنگ رسانه ای بین دو کشور شروع شود و روسیه روی واقعی خود را نشان دهد.

صهیونیستها تلاش نمودند در روسیه حکم بازداشت اقای دکتر ولایتی را صادر نمایند اما اقای پوتین می دانند که اندک بی احترامی به دکتر ولایتی چه تبعات سنگین و غیرقابل جبرانی برای روسیه دارد و به نظر می رسد دکتر ولایتی به گونه ای روسیه را تهدید نموده اند که اقای پوتین تصمیم گرفته اند یکبار دیگر به کشورمان سفر نمایند و این سومین سفر ولادیمیر پوتین رییس جمهور یک کشور به اصطلاح ابرقدرت است که در سالهای اخبر به کشورمان انجام می گیرد.

روسها مردمی غیر قابل اعتماد هستند و وقتی تحت فشار قرار بگیرند به هرجایی که بشود پشت می کنند و ضربه می زنند. تاریخ گواه این موضوع است. ( جنگ فالکلند، جنگ خلیج فارس و عدم حمایت از عراق در طی بمباران مردم بیدفاع این کشور ، سقوط کشورهای اروپای شرقی و انحلال پیمان ورشو ، سقوط کشورهای افریقایی و عربی و کشتار فلسطینیها و .....)

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top