این مساله به ندرت رخ می‌دهد و در صورتی که چنین رخدادی به اقناعِ طرفینی منجر نشود نشان از بحرانی ملی‌ست. همان بحرانی که رئیس جمهور آن را از بن انکار می‌کند و به "آسیب" فرو می‌کاهد. وکلایِ رای متجزیِ ملت در باب پرسش‌هایی که گشوده بود به اندازه وکیلِ رای جمهور ملت مسئول شناخته می‌شوند و اگر معصیت و ذنبی در نامه‌ی اعمال‌شان نسبت به وضع ناخرسند کننده‌ی فعلی نشسته‌است ، برابر است ، زیرا پاره‌ای از این سروران میز گرد در وقت انتخاب وزیران کمترین حساسیت را از خود بروز دادند .

از سوی دیگر این مجلس اکنون به وجه سلبی رفتار خود میل پیدا کرده است . وجه سلبی کنش نمایندگان از غزل خداحافظی استیضاح وزرای کار و اقتصاد معلوم شده بود و چون وجه ایجابی کار می‌لنگد این وجه تا جای ممکن پیشروی خواهد کرد . وجه ایجابیِ وکلای رای متجزی ملت در تواناییِ تولیدِ لوایح و مصوباتی بر‌می‌شود که اکنون بدنه‌ی سیاست زده‌ی مجلس از آن دل کنده است . موج آشفتگی اقتصادی و فقدان اعتماد عمومی به دو جنس از وکلای ملت ممکن است بحران را ژرف‌تر کند . همین چندی پیش یکی از مسئولان رده‌ی اول از مردم خواست نرخ و بهای کالاها و اجناس را به دلار نسنجند ، زیرا موجب تبدیل پول ملی به کاغذی بی ارزش می‌شود. متاسفانه فقد اعتماد موجب شده که همه چیز با نوسان دلار جابجا شود .


به گمان من دیگر موضوع اقتصاد در اولویت نیست . یک عزم ملی در محاق است تا بتواند الفت ملی را کلید بزند . رئیس جمهور نیز در احیای این روند رو به امنیت ناتوان بوده است . او با اومید زدایی از سیاست ، چیزی عقیم به نام اعتدال را شعار خود قرار داده‌است . به نظر می‌رسد همین شعار بیش از آنکه کاشف خردمندان و دانشوران ملی شود و پیکره‌ی دولت را برای سامان‌یابی به آنان بسپارد،  همانند هر شعاری که در یک اقتصاد فاسد و فرهنگ کاسد به ضد خود بدل می‌شود ، بدل به مکیدنِ استعداد نجات بخش بوروکراسی توسط حزبی کم جمعیت بدان نام گردیده است . رای امروز مجلس نشانه‌ی خوبی نبود ، مردم دیگر معتقد به اصلاح بدنه‌ی دولت نیستند ، مردم معتقد به جراحی عمومی در پیکره‌ی سیاست ، فرهنگ و اقتصادند.  


شاید رئیس جمهور با این واکنش (و نه کنش ) مجلس که ادامه‌ی نگره‌ی سلبیِ شرایطِ کنونی ست ، به تکانه‌های اجتماعی پاسخی در خور بدهد . امروز رئیس جمهور حتی اعتراض‌ها را نیز در کریدورِ سپهرِ مجادلات گروهی تنزل جایگاه بخشید ،و از وجهِ آسیب‌شناختِ موردِ ادعای خود نیز به آن ننگریست . البته جدالی در این مناسبات سیاسی به یک سر از طیف‌ها قابلیت انتساب دارد ، لیکن جامعه همچون بدنی ملتهب سرآغاز‌ها را از دیگران می‌جوید و در نهایت تمناهای خود را به پیش می‌راند .


اینک تنها طریقتی که طریقیت دارد نه جلب اعتماد عمومی بلکه به جانب مردم مایل شدن است .راه نجات دعوت از دانشوران و متخصصانی است که تاکنون به زاویه رانده شده بودند . حرف‌های رئیس جمهور قناعت بخش نبود ، چون او نیز همچون نمایندگان سلبی سخن گفت ، نگفت کجا خطا کرده است ، هر چند به طرزی روشن در مسیری خطا خطابه خواند تا شاید مسئولیت را بر دوش دیگران بگذارد .
مطمئنم که این توصیه‌ها به جایی نمی‌رسد . زیرا منفیت بر موجودیت ایجاب غالب شده‌است. همه در کار نفی هم‌دیگرند .

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

پر بازدیدترین اخبار

Top