چگونه عباس آخوندی یک گام به جلو برداشت؟

در فضیلت استعفا

رضا طهماسبی

وکیل ملت: «شیخ ابوسعید یک‌بار به طوس رسید مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند، شیخ اجابت کرد، بامداد در خانقاه استاد تخت بنهادند و مردم می‌آمدند و می‌نشست. چون شیخ بر تخت شد و مقریان قرآن برخواندند و مردم می‌آمد چندان‌که کسی را جای نماند، معرف برخاست و گفت خدایش بیامرزاد هر کسی را از آنجا که هست یک گام فراتر آید. شیخ گفت و صلی‌الله علی محمد و آله اجمعین و دست بر وی فرود آورد و گفت هرچه ما خواستیم گفت و جمله پیغامبران بگفته‌اند، او بگفت خدایش بیامرزاد که هر کسی که از آنجا که هست یک گام فراتر آید.»

تاریخ انتشار: 8آبان1397|22:40

در فضیلت استعفا
| کد خبر: 281497

عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم که در دولت دوازدهم نیز بر منصب خود ابقا شده بود، استعفا کرد. جدای از آنچه او به عنوان وزیر راه و شهرسازی در پنج‌ساله گذشته انجام داده و نداده، چقدر موفق بوده و کجا شکست خورده یا چه میزان اثرگذاری و اختیار در دولت داشته است، می‌توان از متن استعفای او به عنوان یک گام به جلو یاد کرد. متنی چند خطی که در آن می‌نویسد نمی‌تواند با سیاست‌های اقتصادی دولت که در آن عدم پایبندی به اصول خدشه‌ناپذیری چون حاکمیت قانون، حق مالکیت و اقتصاد آزاد رقابتی می‌بیند، همراه باشد و ناگزیر از ترک کابینه و خالی کردن صندلی برای فردی همراه‌تر با مجموعه دولت است.

او در شماره 44 هفته‌نامه تجارت فردا در خرداد 1392 می‌نویسد: «ما پیش از انقلاب درباره «سولخوزها» و «کلخوزها» که هسته‌های تولید کشاورزی و صنعتی در روسیه سوسیالیستی بودند، مطالعه کرده بودیم و شاید با همین پیش‌زمینه ذهنی، کاهش نابرابری شهرها و روستاها و افزایش تولید در حوزه کشاورزی را مورد توجه قرار دادیم. حتی یکی از نخستین اقدامات اجتماعی جهاد که تاسیس شوراها و تعاونی‌ها بود، تحت تاثیر همین اندیشه‌های چپ شکل گرفت.

او حالا در برابر گذشته ناگزیر خودش، قد علم کرده است؛ جسارتی که در کمتر کسی پیدا می‌شود. او در برابر نهادهایی که احتمالاً در شکل‌گیری‌اش نقش داشت به پا خاست، نهادهایی که اگر چه در دولت یازدهم کمرنگ شد اما در دولت دوازدهم قدرت گرفته بود و با نقش‌آفرینی پررنگ آنها دیگر جایی برای آخوندی نبود.

آخوندی (پیش از انتخابات سال 1392) برای اداره کشور یک «سیاستمدار اقتصادفهم» را مناسب می‌دانست که بتواند برای برون‌رفت از مشکلات اقتصادی یک راه‌حل را «راهبری» و نه لزوماً «طراحی» کند. او در عین حال معتقد بود که برای شکل‌گیری بازار قوی یک دولت قوی نیاز است، نه یک دولت مداخله‌گر یا دولت بزرگ؛ دولتی که رقابت‌پذیری ایجاد کند، هزینه مبادله را کاهش دهد و در اقتصاد مداخله نکند. مولفه‌هایی که هرچند کمرنگ در دولت یازدهم به کار بسته شد اما در دولت دوازدهم به طور کامل رنگ باخت تا نهاد دولت از آنچه عباس آخوندی در نظر داشت فاصله بگیرد و تبدیل به یک دولت ضعیف اما بزرگ و مداخله‌گر شود، دولتی که دیگر در آن جایی برای آخوندی نبود.

عباس آخوندی در سخن صریح بود و به قول خودش سعی نکرد با نطق‌های پرشور در دفاع از طرح مسکن مهر خود را وزیری خوب و مدافع مستمندان، سیاستمدار مردم و نوکر مردم نشان دهد و در مقابل فشار نقدینگی و تورم را به میلیون‌ها نفر وارد کند. با این حال بدنه دولت، به‌خصوص در دور دوم و با عیان شدن برخی مشکلات، مانند او جسارت و جرات شفاف بودن و صریح‌گویی را نداشتند و سر در آستان سیاست‌های کلی و دستوری دولت داشتند؛ تفاوت واضح او با دیگر اعضای کابینه، لااقل اقتصادی‌هاشان، خیلی زود عیان کرد که جای آخوندی دیگر در دولت نیست.

آخوندی شاید دوباره به مسندی اجرایی بازگردد، شاید هم به عنوان یک نظریه‌پرداز برای همیشه خارج از دولت بماند، عده‌ای از او به نیکی یاد کنند و برخی همچنان بر دشمنی با او اصرار کنند، اما استعفای او به خاطر پایبندی به اصول، می‌تواند به عنوان الگو به یادگار بماند. عباس آخوندی، فارغ از نقاط ضعف و قوتش، با این استعفا، یک گام فراتر آمد.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top