از حفره‌ی خطا تا روزنه‌ی‌روشن درست

ناصر عباسپور

وکیل ملت: ما می توانیم از «خطا»، راهی به درستی بگشاییم. می توانیم با عملِ درست بر روی خطا، نتیجۀ «درست» را بیابیم. در علم «حساب» - یکی از شعبه های علوم ریاضی در گذشته - بحثی هست به نام «استخراج مجهولات با حسابِ خطائین» که در کتاب هایی مانند «خلاصةُ الحسابِ» شیخ بهایی آمده است؛ یعنی با محاسبۀ دو پاسخ نادرست به یک مجهول، راه درست را برای به دست آوردنِ مجهول پی می افکنیم.

تاریخ انتشار: 21دي1397|23:13

از حفره‌ی خطا تا روزنه‌ی‌روشن درست
| کد خبر: 285973

گفته اند با محاسبه بر روی یک «خطا» نیز می توان برخی مجهولات را به دست آورد. به عنوان نمونه: چه عددی است که اگر آن را با یک چهارمِ خود جمع کنیم، می شود 20؟ در اینجا، ابتدا یک عددی نام می بریم - هر چه شد -، مثلاً می گوییم: دوازده؛ یک چهارمِ دوازده می شود سه؛ سه بعلاوۀ دوازده، می شود پانزده.

در اینجا پاسخِ ما خطاست، ولی باکی نیست، روی همین خطا کار می کنیم؛ می گوییم: بیست منهای پانزده، می شود پنج؛ پس مقدار خطای ما «پنج» است و حاصلی که به دست آورده بودیم، «پانزده» بود؛ آنگاه دوازده را «صورت» و پانزده را «مخرج» قرار می دهیم و با مقدارِ خطای داشته - یعنی پنج - «چهار نسبت مند/اربعۀ متناسبه» می سازیم: دوازده پانزدهم مساوی است با ایکس پنجم. اکنون طرفین را در هم ضرب و حاصل را بر وسطِ اوّل تقسیم می کنیم تا «ایکس» به دست آید: پنج دوازده تا مساوی است با شصت، و شصت تقسیم بر پانزده می شود چهار. پس «ایکسِ» ما چهار است؛ «چهار» را با دوازده - که در آغاز، به خطا گفته بودیم - جمع می کنیم، می شود شانزده؛ حالا یک چهارمِ شانزده را که «چهار» است با خودِ شانزده جمع می کنیم، می شود بیست. پس عددِ مجهول «بیست» بود.


آنچه در اینجا شایستۀ درنگ است این است که اگر همان پاسخ «خطا» را نداشته باشیم، «روشِ» درست پاسخ یابی را نمی توانیم بنا کنیم. آنچه را «خطا» می نامیم، درست است که در «نسبت»ی درست نیست، اما باید بدانیم «خطا» خود یک «چیز»ی است، «فضا»یی دارد، الزامات و اقتضائاتی دارد که به هر روی «پدید» آمده و جایی - هرچند «حفره»ای - را در معرفت گرفته است.

سخن در بارۀ خطا بسیار می توان گفت، اما چیزی که به کارِ نکتۀ کنونی می آید، مَنظَرهای نگاه به «خطا»ست: می توان گفت خطا پادافرهِ گیتیانه یا مینوی (این جهانی یا آنجهانی) دارد، می توان گفت خطا سامانِ زیست و زیست بوم را بر هم می زند، می توان گفت حتّا کارکرد منفی و زیان آور در ساختار مغز و تنِ آدمی دارد و...؛ این دیدگاه ها بوده و بیان شده است، ولی در همۀ این دیدگاه‌ها «خطا» زشت و بیهوده و زیان آور دانسته شده و بنا بر این است که به نوعی باید پاکسازی شود، حال یا با کیفر ایزدی یا مجازات دنیوی یا تدبیرِ یزدانی در نظام تکوین و به هر حال باید زدوده شود. در دیدگاه برخی کسان که از فراروانشناسی و فرادرمانی سخن می گویند، خطای انسانی تا لایه های برتر وجود می تواند بر رود و از آنجا زندگیِ محسوس و ملموس ما را مختل کند.

گروه اخیر، درمان بیماری ها ی تن و روان را از راه اصلاح و زدودنِ لکه های خطا در لایه های برترِ وجود، نشان می دهند.  اما به نظر می رسد، همان گونه که نمونۀ ریاضی نشان داد، عملِ خطا همچون عمل درست می تواند مبنای عمل درست باشد و «خطا» نه منفور است، نه شایستۀ کیفر و نه امری که بناگزیر باید با آن کنار بیاییم تا حذفش کنیم؛ خطا می تواند راهی را به ما نشان دهد که جز از همان عمل خطا بر نمی آید؛ راهی که که در عرصۀ «درستی» نیست و «درست» را راه بدان نیست و باید برای رسیدن به یک «درست»، پا را روی حفرۀ خطا بگذاریم و بر رویم. اینجا خطا و درست در آفرینشِ جهانِ ما که آمیخته از خطا و درست است، مشارکت دارند.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top