نسلی که همه چیز می خواند

دکتر مسعود میری پژوهشگر اجتماعی

وکیل ملت: نسل من که همینک قریب سه چهارم از عمر مفیدش را صرف گذران ایام کرده ، نسلی همه چیز خوان بود . گویی با رخداد انقلاب ۵۷ پرده ای از برابر دیدگانش افتاد و جهانی مجهول و آینده ای مبهم در مقابل ش قامت افراشت .

تاریخ انتشار: 30بهمن1397|22:53

نسلی که همه چیز می خواند
| کد خبر: 288555

 برای شناخت این جهان هزاران مجهولی نه خردمندی بکار آمد و نه صبوری . آنقدر هیجان غلبه داشت که اندیشیدن جز در بستر احساس میسر نشد و آنقدر عجول بودیم که طاقت بن کاوی و ژرف پویی فراهم نبود . از اینرو بسیار خوانی و همه چیز خوانی ، هر یک از نوجوانان و جوانان آن دوره را با وفور دانستگی ها و اطلاعات در حصار برده بود . امروز دیگر آن حصار را حصار دانایی نمی دانم بلکه در حلقه خودبینی ها گرفتار بودن می بینم که موجب شد در حوادث بعدی به کار هیچکس نیاید و آن به اصطلاح آگاهی ها گرهی از زندگی مردم نگشاید.

خواندن آن همه کتاب های بی ربط در هر حوزه ای جز تورم توهم کاری دیگر نکرد و کتاب خواندن  مبدل به روشی برای خود فریبی شد . بعدها پاری از این نسل فروتن از ضربات خسران ساز روزگار ، قصه اندیشیدن را از نو آغازید و ناچار شد همه آن خرده خوانی ها را از ذهن و زبان ش بروبد تا در مزرع یک تخصص گلکی از تفکر را برویاند . هزینه سنگین آن نوع از روشنفکری آشفته هنوز هم دامنگیر ماست. با مردمی روبرو هستیم که گویی همه چیز می دانند .

مرزهایی از مرجعیت دانایی که می تواند همچون ظروف مرتبطه همه حوزه های معرفتی را به همه بدنه اجتماعی بگسترد،  دیگر مخدوش شده است . اقتصاد ، سیاست ، فلسفه ، دین ، ادبیات وو دیگر در قالب حرفه ای خودش کارآ و سودمند نیست . نسلی که هم سن و سال های من را در بر می گیرد با کوششی جانفرسا کوشید حرفه ای بیاموزد. زیرا آن خورده چیزها و تنک مایگی ها مزاحمت آفرین شد و مانع بزرگی برای یافتن پارسایی ، دانشوری و خلق تفکر گردید . تربیت نسل ما پر هزینه تمام شد و کم بهره گی باقی گذاشت . این ها گفته های پنجاه سالگی ست ، گفته های نسلی ست که نیم قرن پر اندوه زور زده از منجلاب توهم های خودش رهایی یابد و از گول وجود خلاق رهایی یابد. اما چرا این اعتراف دردناک را در میان می گذارم؟


مدتی است که می بینم در این واویلای انسداد جوانان از یک سو و دوستانی در اطراف ام با ولع و به تعجیل کتاب می خوانند . جلساتی می روند و در حلقه های به اصطلاح فکری حضور می یابند . برای من دردناک بود که آن شیوه سراسر اشتباه جزوه خوانی نسل من بصورتی بدتر تجدید قوا کرده است . از داستان گلستان سعدی آن توصیه که ما را هرزه خوان می کرد ، دقیقا حالا ما را توصیه به درست خوانی و حرفه ای کتاب دیدن می کند :
 به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد


اما این ورق ها گزیده خوانی و حرفه ای شدن در دانستن است . تاسف ام آن است که نمی توانم این آموزه را به چشم آورم زیرا آن هیجان زیر خاکستر سر بر کرده و چنان روزگار گشته که نتوان گفت این پریشان خوانی ها چه بلیه ای بر سر ما می آورد . خامدستی ، پریشان گویی ، توهم دانایی ، همه چیز دانی ، غرور و نخوت ناشی از خرده فهم های غیر حرفه ای ، این ها آن چیزی ست که نسل جدید را هم به غفلت خود غرق می کند .

مدت هاست مدام به هر کس که می رسم توصیه می کنم به جهان های درونی خود فرصت دهید یک نحو از جستجو را توغل کند ، اما می بینم در نشست ها همه در باب همه چیز سخن می لافند و سر در گریبان از خود و دیگران می گریزند . کتاب های بسیار اما بی ربط و سو و از همه دانش ها  ، دانش و قدرت آن را می‌بلعد و کتاب های اندک اما در نحوی از اندیشه ورزی و در مداری از تفکر پروریده و بالیده ، ما را ژرف و فهمنده می سازد . آیا فرصت اندک عمر اجازه می دهد دانشوری گزیده و دقیق بودن را با آدمی پر خوان و کم دان و دائره المعارفی طاق بزنیم ؟

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top