ابعاد حقوقی اقدام آمریکا علیه سپاه:

راه حل حقوقی ایران برای مقابله با اقدام آمریکا علیه سپاه چیست؟

وکیل ملت: دولت ایالات متحده آمریکا روز دوشنبه در اقدامی که ناقض حاکمیت ایران و متعاقبا نقض کننده حقوق بین الملل و قواعد آن است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست سازمان های تروریستی خارجی(FTOs ) قرار داد. مسئله ای که نقض آشکار حقوق بین الملل تلقی می شود و با قوانین داخلی ایالات متحده نیز مغایرت هایی دارد.

تاریخ انتشار: 20فروردين1398|15:05

 راه حل حقوقی ایران برای مقابله با اقدام آمریکا علیه سپاه چیست؟
| کد خبر: 290873

دولت ایالات متحده آمریکا روز دوشنبه در اقدامی که ناقض حاکمیت ایران و متعاقبا نقض کننده حقوق بین الملل و قواعد آن است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست سازمان های تروریستی خارجی(FTOs ) قرار داد. مسئله ای که نقض آشکار حقوق بین الملل تلقی می شود و با قوانین داخلی ایالات متحده نیز مغایرت هایی دارد.

آمریکا برای شناسایی گروه‌های تروریستی نظرات دو مرجع وزارت خزانه‌داری و وزارت امورخارجه را مورد توجه قرار می‌دهد که بر اساس آن وزارت امور خارجه این کشور لیست «سازمان‌های تروریستی خارجی» را تعیین و معرفی می‌کند و وزارت خزانه‌داری لیست «گروه‌های ویژه تروریستی شناسایی‌شده جهانی» را مورد توجه قرار می‌دهد. فعالیت‌های سپاه پاسداران هیچ‌کدام از مفاهیم «قانون مهاجرت و ملیت امریکا» و «دستور اجرایی شماره ۱۳۲۲۴» را به عنوان دو قانون امریکایی برای تشخیص گروه‌های تروریستی شامل نمی‌شود و مهم‌تر آنکه تشکیل سپاه و فعالیت‌های آن اساساً با مفاهیم حقوق بین‌الملل نه تنها تناقض ندارد بلکه هم‌پوشانی نیز دارد.

جالب اینجاست که تلاش سال گذشته مجلس نمایندگان امریکا برای معرفی کردن سپاه به عنوان گروه تروریستی در سال ۹۶ به دلیل فقدان انطباق مفاهیم و مصادیق قانون «سازمان تروریستی خارجی» با فعالیت‌های سپاه از دستور کار خارج شد؛ آن‌هم در حالی که قانون مهاجرت و ملیت امریکا دست مراجع دولتی امریکا را بسیار باز گذاشته است تا بدون قید زمان و موضوع، هر سازمانی را که «تشخیص» دادند در لیست FTOs درج کنند یا بخش ۲۱۹ این قانون طیف بسیار گسترده‌ای از نهاد‌ها و سازمان‌های بین‌المللی می‌توانند به بهانه اینکه توانایی انجام فعالیت تروریستی را دارند، در لیست گروه‌های تروریستی قرار بگیرند. با این حال مجلس نمایندگان امریکا نتوانست نام سپاه را در لیست گروه‌های تروریستی قرار دهد.

با این حال، یکی از مهم‌ترین اقدامات امریکا بعد از جنگ جهانی دوم، برای سرکوب و ترساندن مخالفان خود و کشور‌های مستقل، با تفسیر موسع از «صلح و امنیت جهانی» به عنوان اساسی‌ترین موضوع در حقوق بین‌الملل، «معرفی فعالیت‌های جنبش‌های آزادی‌بخش ملی و حتی ارتش و نیرو‌های نظامی رسمی یک کشور به عنوان فعالیت‌های تروریستی» است. مصداق رفتار مورد اشاره امریکایی، معرفی نیرو‌های مردمی و انقلابی حزب‌الله لبنان، حشد الشعبی عراق، حماس فلسطین، انصارالله یمن به عنوان گروه‌های تروریستی است.

در ادامه این رویکرد امریکایی‌ها تاکنون چندین بار تلاش کرده‌اند تا سپاه پاسداران انقلاب را نیز در زمره گروه‌های تروریستی معرفی کنند، آن‌هم در حالی که «تشکیل نیروی نظامی و ارتش رسمی» از زمره صلاحیت‌هایی است که حقوق بین‌الملل تحت عنوان «حاکمیت سرزمینی» برای دولت‌ها در نظر گرفته و آن را به رسمیت شناخته است.

حقوق بین‌الملل با هدف اجرای مفهوم حاکمیت اختیارات گسترده‌ای در زمینه تقنین، اجرا و قضاوت برای دولت‌ها مفروض داشته است که از جمله این موارد «قانون‌گذاری در مورد شکل‌گیری نهاد‌های نظامی و انتظامی و تعیین دستور کار هر یک» می‌باشد. بر همین اساس جمهوری اسلامی ایران همانند سایر کشور‌ها سازمان‌های نظامی مانند ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل داده است. حقوق بین‌الملل بنا بر اصل «حاکمیت سرزمینی» جمهوری اسلامی ایران را در این مورد کاملاً آزاد گذاشته است و استثنائاتی را هم در این باره لحاظ نکرده است.

در همین زمینه، رضا نصری کارشناس حقوق بین الملل و سیاست خارجی در گفت‌وگو با ایسنا در پاسخ به این سوال که این اقدام اخیر دولت واشنگتن چه تبعات منطقه‌ای و بین المللی برای آمریکا به همراه خواهد داشت و واکنش‌های بین المللی در برابر این تصمیم را چگونه ارزیابی می‌کند، گفت: اگر بنا باشد جامعهٔ جهانی بر مبنای حقوق بین‌الملل نسبت به این اقدام آمریکا واکنش نشان دهد، باید قاعدتاً در اولین فرصت سازمان‌های بین‌المللی - مانند «کمیته بین‌االمللی صلیب سرخ» که ناظر بر اجرای کنوانسیون‌های ژنو است - این حرکت دولت ترامپ را محکوم کند و هشدار دهد که نامگذاری نیروی نظامی یک دولت عضو کنوانسیون‌های ژنو - که ناگزیر با اقدام متقابل مواجه خواهد شد - به تضعیف شأن و جایگاه حقوقی سربازان آن می‌انجامد و مستعد برهم زدن رژیم حقوق بشردوستانه خواهد بود.

این حقوقدان بین‌الملل اضافه کرد: دبیرکل سازمان ملل نیز باید قاعدتاً نسبت به این اقدام - که مغایر مفاد و اصول منشور است - هشدار دهد و دولت‌های عضو نیز سازوکارها و اهرم‌های این نهاد را برای مقابله با این تصمیم به حرکت درآورند. دولت‌ها و پارلمان‌های کشورهای منطقه نیز - که بسیاری از آن‌ها مدیونِ تلاش‌های سپاه در شکست نیروهای تروریستی مانند داعش هستند - باید قاعدتاً با صدور اعلامیه رسمی و تصویب قطعنامه، این اقدام دولت ترامپ را محکوم کنند و از عزم خود برای حفظ روابط حسنه با سپاه اطلاع دهند.

در شرایط خاص کنونی نیز، جا دارد رسانه‌ها، سازمان‌های غیردولتی و سازمان‌های بین‌المللی تخصصی به خاطر تبعات منفی این تصمیم بر روند امدادرسانی به سیل‌زدگان ایران واکنش نشان دهند و از دولت آمریکا و کنگره بخواهند در این تصمیم نابخردانه تجدید نظر کنند. در هر حال، فعلاً زمان کوتاهی از اعلام این تصمیم گذشته و هنوز برای ارزیابی واکنش‌ها زود است. اما اگر بنا باشد واکنش‌های با معیارهای «اصولی» صورت بگیرد، این واکنش‌ها باید مبتنی بر موارد ذکر شده فوق باشد.

نصری همچنین در پاسخ به این سوال که این اقدام چه منافعی برای ترامپ و نتانیاهو خواهد داشت؟ خاطرنشان کرد: تصور نتانیاهو این است که این اقدام - که یک روز پیش از برگزاری انتخابات اسرائیل اعلام شده - در پیروزی او تأثیر خواهد داشت، تصور ترامپ هم این است که با اتخاذ این تصمیم نامتعارف - که دولت بعدی آمریکا را نیز در مضیقه قرار می‌دهد - به دولتمردان ایران این پیام را می‌رساند که - با توجه به موانع ایجاد شده - «منتظر دولت بعدی ماندن» بی فایده است و ایران چاره‌ای جز مذاکره با او ندارد. تندروهای اطراف ترامپ هم بر این باورند که می‌توانند از طریق این قبیل اقدامات، دولت و دستگاه نظامی ایران را به اتخاذ واکنش‌های تند و نسنجیده ترغیب کنند و بالطبع احتمال برخورد نظامی را افزایش دهند.

این کارشناس مسائل سیاست خارجی در پاسخ به این سوال که واکنش صورت گرفته از سوی ایران را چگونه ارزیابی می‌کند و به نظرش چه اقدامات دیگری باید در این ارتباط صورت بگیرد، اظهار کرد: واکنش اولیه ایران در تروریست خواندن نیروی برون‌مرزی ارتش آمریکا واکنش مشروع و مناسبی بود که با حقوق بین‌الملل نیز سازگار است. با توجه به اینکه کنگره آمریکا یک هفته فرصت دارد تا این تصمیم دولت ترامپ را بازبینی و احیاناً ملغی کند، لازم است ایران در این فرصت از اهرم‌های خود برای ترغیب بازیگران بین‌المللی به رایزنی با کنگره نیز استفاده کند.

به عنوان مثال، دولت ایران می‌تواند با طرح این استدلال که این نامگذاری به چارچوب حقوقی و ضمانت‌هایی که سربازانش باید مطابق «کنوانسیون‌های ژنو» از آن برخوردار باشند لطمه می‌زند، تهدید به خروج از این کنوانسیون‌ها کند و از طریق این حرکت نمادین (اما مؤثر از نظر سیاسی) کمیته صلیب سرخ، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه را به میانجیگری و فشار به کنگره برای تجدید نظر در این تصمیم وادار سازد. در کنار این‌ها، ایران می‌تواند از اهرم‌های سیاسی خود نیز برای تشویق پارلمان عراق به اخراج نظامیان آمریکایی از این کشور - به بهانه کاهش احتمال برخورد با سپاه - استفاده کند.

علاوه بر این لازم است دولت و رسانه ملی نیز در مدیریت فضای عمومی با درایت عمل کند و به افکار عمومی داخل کشور نیز یادآوری کند که این قرار دادن سپاه در لیست سازمان‌های تروریستی به هیچ عنوان به دولت و نظامیان آمریکا «مجوز» برخورد با نیروهای سپاه را نمی‌دهد و نباید افکار عمومی به کارگزاران جنگ روانی - که سعی دارند فضای کشور را ملتهب و متشنج کنند - توجه کند.

در نهایت اینکه، به نظر می رسد، دولت جمهوری اسلامی باید برای ابعاد حقوقی این مساله وارد میدان شود. تهدید به خروج از نهادهای بین المللی و پیمان های مرتبط می تواند یکی از اقدامات مورد نظر باشد.

منبع خبر تابناک
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

کرامت سلیمی
|
24ارديبهشت ماه 1398
0
0
هیچ راه حل حقوقی ندارد.

کشورمان در آستانه جنگ قرار دارد.

تمام عمر و وقت و انرژی ملتها صرف باور دروغهایی شد که توسط رسانه های وابسته به قدرت در ذهنشان ریخته شد.

انسانها نادان به دنیا می ایند اما خیلی از انها با اموزشها و باورهای غلط توسط نهادها و رسانه های وابسته به ساختار قدرت به افرادی نادانتر و عده ای هم به افرادی احمق تبدیل می شوند.

متاسفانه مردم با باورها و عادتهایشان و همچنین رؤیاهایشان زندگی می کنند و از حقیقت فرار می کنند و این باعث می شود که صاحبان قدرت و سرمایه ملتها را به هر شکلی که اراده کنند کنترل و مهندسی نمایند. و دروغها را در لباس حقیقت به انها باور دهند.

رسانه های ما نیز دارند به بیراهه می روند و فکر می کنند افشای فسادهای مالی و اقتصادی و اخلاقی باعث ایجاد تحول در جامعه می شود. اما این گونه خبرها به مرور بی اهمیت شده و دیگر برای مردم اهمیتی ندارد.

نه انقلاب دیگر و نه مقابله با جهان می تواند باعث بهتر شدن شرایط کشور شود و برعکس انقلاب و جنگ باعث ویرانی بیشتر کشور و خشن تر شدن ملتها می شود و نهایتا" کشور را محل تاخت و تاز تروریستها خواهد نمود.

بهترین راه برای ایجاد تحول مثبت در جامعه و بهبود شرایط فاش نمودن حقایق است. شاید باورش سخت باشد اما با فاش نمودن یک سری حقایق هم فضای جنگی از بین می رود و هم تحریمها برداشته می شود.

بعضی از این حقایق عبارتند از:

- مسئله برجام و اینکه چرا فقط برای ایران اجرا می شود و چرا برای کشوری مثل پاکستان که به اصطلاح یک کشور اسلامیست اجازه دادند به بمب به اصطلاح اتمی برسد و هیچ سر و صدایی هم نشد. و اصلا" این برجام چیست که همه کشورهای دنیا در این موضوع داخلی ایران درگیرند حتی کشورهای آفریقایی که در مدتی پیش دو بار 54 کشور افریقایی در نشست مشترکی تحت عنوان اتحادیه افریقا در اتیوپی اعلام کرده اند که از برجام خارج نمی شوند و حاضرند برای حفظ ان هر کاری انجام دهند.

فکر نمی کنید حمایت اتحادیه افریقا از برجام یک حرف بی معناست.

اتحادیه افریقا چگونه می خواهد از برجام حمایت کند.

افریقاییها نه قدرت نظامی دارند و نه قدرت اقتصادی. و نه اصلا" در مسائل سیاسی و نظامی جهان دیده می شوند و کسی اهمیتی به انها نمی دهد.

دولتهایشان هم با کودتا و تحت حمایت غرب بر سر کار امده اند و جز کشتار مردم بی دفاع افریقایی کاری بلد نیستند.

ایا برجام در ارتباط با معامله بزرگ قرن نیست.

ایا معنی واقعی برجام این نیست:

دولتها توافق کرده اند که در موضوعات اساسی توافق نکنند.

-چرا فقط امریکا از موضوع اتمی ایران نگران است اما روسیه که همسایه ایران است نه تنها نگران نیست بلکه کمک هم می دهد و دانشمندان به اصطلاح اتمی روسیه هم برایشان اهمیتی ندارد و به رییس جمهور روسیه در این مورد نامه نمی نویسند اما امریکا که هزاران کیلومتر از کشور ما دور است هم دولتش نگران است و هم دانشمندان به اصطلاح هسته ای امریکا در نامه ای به اوباما وترامپ روسای جمهور امریکا خواستار ان شدند که توافق هسته ای با ایران را امضا کند.
- موضوع بسیار مهم و اساسی اینکه چرا امریکا در هیچ جنگی به دنبال پیروزی سریع نیست و برعکس جنگها را گاه تا دو یا سه دهه کش و قوس می دهد.
و این موضوع باعث زیرسوال رفتن ابرقدرتی امریکا و همینطور زیر سوال رفتن صداقت دولتها با مردمشان می شود.
- موضوع باتری اتمی که طبق ادعای مقامات سازمان انرژی اتمی قادر است 50 سال به طور مداوم برق تولید کند و در گوشی، لپ تاپ ، صنایع و بیابانهای دور افتاده کاربرد دارد.
و هیچگاه چنین چیزی رو نمایی نشد.
اگر چنین باتری هایی وجود داشته باشد یعنی اینکه می توان با اتصال چند عدد از انها یک اتوموبیل را به حرکت دراورد و دیگر در طی 50 سال هیچ نیازی به بنزین ندارد .

ویا با تعدادی از انها برق یک خانه برای 50 سال تامین می شود و دیگرنیازی نیست هیچ هزینه ای برای مصرف برق پرداخت.

اگر چنین است پس چه نیازیست روزانه حدود صد میلیون بشکه نفت ، میلیاردها متر مکعب گاز طبیعی و صدها هزار تن ذغال

سنگ مصرف شود و الودگیهای ان وارد طبیعت شود و در کنار ان جنگ و ادمکشی برای تصاحب منابع نفتی صورت گیرد.

- رفتارهای تحقیر امیز کشورهای ترکیه و اسرائیل با رییس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین که کلیپهای ان در اینترنت موجود است نشان از این دارد که روسیه ابرقدرت اتمی نیست و در ظاهر نقش رقیب امریکا را بازی می کند و در پشت پرده با امریکا همسوست.


-یکبار ترامپ اعلام کرد که پذیرش برجام منجر به سقوط اقتصاد امریکا خواهد شد و همین نشان می دهد که در مذاکرات ظاهرا”اتمی دولتها در واقع اخاذیهای مالی و اقتصادی از دولت امریکا صورت می گیرد تا دولتها دروغ وجود بمب اتمی و خیالی بودن ان را فاش نکنند و امریکا در ظاهر ابرقدرت باقی بماند.
بررسی این موضوع حقایق زیادی را فاش می کند.
- همچنین ترامپ اعلام کرد روسیه به این دلیل از برجام خارج نمی شود چون برای روسیه توافق خوبیست. این حرف جای کلی بررسی و تفسیر دارد و بیشتر نشان می دهد که به نوعی ترامپ به این حقیقت اشاره می کند که روسیه برای حفظ قدرت و اعتبارش از هر نظر ( سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی ) کاملا" به امریکا وابسته است و از خود قدرتی ندارد.

توضیح دهند خروج از برجام روسیه به چه معناست و چه ربطی به موضوع ایران دارد.
ببخشید که نوشته طولانی شد و بعضی از مطالب نوشته شده ممکن است ربطی به موضوع مطرح شده شما نداشته باشد.اما واقعیت این است که تا این موضوعات و مسائلی از این دست زیر سؤال نرود و به بخشهای دانشگاهی و علمی سرایت نکند نمی توان به سمت یک جامعه نرمال و مسئولین پاسخگو پیش رفت.

حقیقت در ذات دروغهاییست که در رسانه ها منتشر می شود و متاسفانه به نظر می رسد که تعداد زیادی از زسانه ها برای انحراف اذهان از رسیدن به حقیقت موضوعات مبتذل و پیش پا افتاده و یا حتی موضوعات ظاهرا" علمی ، اگاهی دهنده ، هنری و... را منتشر می کنند.

تعداد زیاد سایتها و کانالهای سرگرم کننده اعم از جوک ، فیلم ، سرگرمی و ... باعث پنهان شدن حقیقت در لابلای دروغها می شود..

تا زمانیکه رسانه ها نتوانند به معنای واقعی آزادانه و بر اساس حقایق و واقعیات و بدور از سطحی نگری و ساده اندیشی و همچنین دوری از نوشتن مطالب خوشایند سیاستمداران و دولتمردان نظریه و مقالات دیگران را منتشر نمایند هیچگاه یک تحلیل واقعی از اوضاع فعلی و اینده ارائه نخواهد شد.
رسانه ها باید با صداقت و اخلاص فضایی ایجاد نمایند تا صاحبان خرد و اندیشه و صاحبان تفکر بتوانند بدون ترس و واهمه برای گفتن حقایق و واقعیات وارد میدان شوند.
به قول یکی از مسئولان کشور ، قدرت در روزگار ما بي‌مقصد ، بي‌مسووليت و حتي بي‌خواست و آرزوست و قدرت چيزي جز خود را نمي‌ خواهد.
دولتمردان و سیاستمداران اصطبل بزرگی از نویسندگان زبردست و توانا دارند که متاسفانه مطابق خواست انها عمل می کنند و هیچگاه منشأ اثر در جامعه نمی شوند.

بعضی از انها نیز در نقش کارشناس مسائل سیاسی در رسانه ها نظریه پردازی می کردند ( با پیش بینی های اکثرا" غلط و نادرست )که تعدادی از انها به کشورهای دیگر رفته اند و بر علیه کشورمان فعالیت می کنند.

زمانی می توان در رابطه با مسائلی همچون برجام ، رویارویی امریکا با ایران و مسائلی از این دست به درستی اظهار نظر نمود و چراغ حقیقت را روشن کرد که رسانه ها بدون پیش داوری و بدون تعصب نسبت به باورهایشان نسبت به مسائل مختلف به اصحاب قلم و فکر اجازه بیان نظرات و دیدگاههایشان را بدهند.

به نظر بنده یکی از راههای اصلاح مطبوعات و رسانه های مجازی برای تاثیر گذاری بر جامعه ، تغییر مدیران ارشد انها ( منظورم سایت شما نیست )

و جایگزینی انها با افرادی نترس و با افکار و اندیشه های نو می باشد. با افکار و اندیشه های قدیمی و کهنه نمی توان در دنیای جدید تحلیلهای درست و دقیق ارائه داد و همچنین نمی توان تصمیمات کارساز و به موقع گرفت.

--------------------------------


دروغ برای پنهان کردن حقیقت خلق می شود ، حقیقت در تاریکی دروغ گم می شود و در تاریکی هر ظلمی ممکن می شود.

ظلم ابزار گسترش تاریکیست .اما دشمن تاریکی روشناییست و حقیقت همان روشناییست.

دانستن حقیقت راه نجات ملتها و رفتن به سوی عدالت اجتماعی و دنیای بدون جنگ است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top