تاریخ انتشار: 18ارديبهشت1398|23:46

| کد خبر: 292418
مادر شاکر بعد از محکومیت بازیکن استقلال:

قائدی به همه دروغ می گفت

وکیل ملت: با اینکه خیلی ها به خانواده شاکر فشار می آوردند تا از شکایت علیه مهدی قائدی چشم پوشی کند اما آن ها با جدیت پرونده ای که روشن نبود انتهایش به کجا می رسد را پیگیری کردند تا در نهایت به آنچه می خواستند برسند. فاطمه باقری، مادر احمد رضا شاکر حالا با محکوم شدن قائدی آرامش بیشتری دارد. گفت گوی او با ایران ورزشی حاوی همین حس آرامش است.

زمان زیادی طول کشید که رای پرونده صادر شود. ولی در نهایت اتفاقی که انتظار آن را می‌کشیدید، رخ داد.

راستش را بخواهید در ماه‌های اول این ذهنیت برای من و اعضای خانواده به وجود آمده بود که شاید برخی مسائل فوتبالی و مصلحت اندیشی‌ها خللی در روند رسیدگی به پرونده به وجود بیاورد. اخبار نگران‌کننده‌ای هم به اطلاع ما می‌رسید و دستمان هم به جز قانون به جایی بند نبود. به هر حال به خاطر حضور قائدی در استقلال درست یا غلط اهمیت این پرونده بیشتر شد و نگاه‌های زیادی به آن بود. با این حال با مرور زمان و مصاحبه‌هایی که انجام دادیم خدا را شکر که سرعت رسیدگی به پرونده بیشتر شد و از قوه محترم قضاییه و قاضیان و تمام افراد رسیدگی به پرونده تشکر می‌کنم که بالاخره حقیقت را مشخص کردند.
با حکمی که قاضی پرونده صادر کرد مشکلی ندارید؟
 ما حقوقدان نیستیم و قاضی هم قطعا طبق قوانین رای را صادر کرده و در این مساله شکی نیست. ما از همان ابتدا هم دنبال نابود کردن هیچ کسی نبودیم. حرفمان این بود که مشخص شود چه کسی راننده ماشین بود. من به‌عنوان مادر این حق را داشتم که بخواهم بدانم چه اتفاقی افتاد که دست پسر 17 ساله‌ام از دنیا کوتاه شد و جانش را از دست داد. شاید خیلی‌ها از این پیگیری ما ناراحت شدند. فشارهایی هم آوردند. ولی اصلی‌ترین خواسته من از همان روز اول این بود که بدانم چه کسی راننده بود. از وقتی هم که شروع کردند به دروغ گفتن و کتمان حقیقت، اراده‌ام برای روشن شدن حقیقت و پیگیری پرونده بیشتر شد.
یعنی شما بیشتر به دنبال این بودید که ثابت کنید راننده خودرو مهدی قائدی بود؟
 بله. همانطور که می‌دانید در روند رسیدگی به پرونده رانندگی او را تکذیب کرده بودند. حتی شاهدانی هم آوردند و شهادت دروغ دادند. منتهی اتفاقاتی که افتاد و بررسی جزییات سانحه از همان اول ثابت می‌کرد که راننده شخص مهدی قائدی بوده است. اگر هم از همان اول می‌آمدند از ما عذرخواهی می‌کردند و حقیقت را می‌گفتند شاید کار به اینجا کشیده نمی‌شد. من به‌عنوان مادر احمدرضا مصاحبه‌هایم هم موجود است. به هر رسانه عزیزی که در این مدت لطف کرد و پیگیر خواسته ما بود، گفتم که بیشتر می‌خواهم ثابت کنم که حقیقت را دارند کتمان می‌کنند.
نکته بسیار مهم اینجاست که مهدی قائدی ارتباط بسیار نزدیکی با خانواده شما و احمدرضا داشت. به خاطر این دوستی شاید خیلی‌ها انتظار نداشتند پیگیری پرونده از طرف شما آنقدر سختگیرانه باشد.
 قبلا هم گفتم ‌ای کاش مهدی قائدی حرمت نان و نمکی که در خانه ما خورد را نگه می‌داشت. ما ارتباط فامیلی با او نداشتیم. منتهی وقتی به تهران آمد از ما خواستند بگوییم که ارتباط فامیلی با او داریم. آقای منصوریان تاکید کرده بود تنها شرط حضور قائدی در تهران باید زندگی کردن با اعضای خانواده‌اش باشد. با این حال ما ماه‌ها کنار مهدی بودیم. حتی یک بار به دلیل رانندگی بدون گواهینامه، خودرو او در تهران توقیف شد و تعهد داده بود بدون گواهینامه رانندگی نکند. ما خیلی از او حمایت کردیم. منتهی باز هم به رانندگی بدون گواهینامه ادامه داد و در نهایت آن اتفاق تلخ رخ داد و پسر من جان خودش را از دست داد.
 در این مدت از شما خواسته نشد که از پیگیری پرونده منصرف شوید؟
 ما دنبال روشن شدن حقیقت بودیم و دیدیم که علنا دارند دروغ می‌گویند و مسیر پرونده را منحرف می‌کنند. باز هم از دادگاه و مسوولان رسیدگی به پرونده تشکر می‌کنم که با دقت نظر همه چیز را بررسی و رای نهایی را صادر کردند. وقتی آن رفتارها و بی‌تفاوتی‌ها را دیدم گفتم تا آخر این پرونده می‌روم و امکان هم ندارد رضایت بدهم. متاسفانه بعد از مدتی ما دیدیم که انگار جای طلبکار و بدهکار عوض شده است! رفتارهایی دیدیم و صحبت‌هایی شنیدیم که برایمان جالب بود. با این حال وقتی من دیدم از اول نمی‌خواهند حقیقت را بگویند حرف اول و آخرم که رضایت ندادن بود را زدم چون مطمئن بودم که مهدی قائدی راننده خودرو بود.
 حالا هم با رای دادگاه مشخص شد که مهدی قائدی راننده خودرو بوده و باید دیه احمدرضا را پرداخت کند.
 طبق رای دادگاه او به یک سال حبس محکوم شده که با سه میلیون تومان می‌تواند آن را بخرد. همچنین باید 200 ساعت کار خدماتی شامل آموزش رایگان به بچه‌های بی‌بضاعت در آکادمی فوتبال انجام دهد. با رای قاضی 360 میلیون تومان دیه به خاطر فوت احمدرضا باید به خانواده ما پرداخت کند و دیه و هزینه‌های درمان خانم رهنما را که دنده‌اش شکسته شده و آسیب‌هایی در سانحه دیده بود، پرداخت کند.
خیلی از کارشناسان فوتبال ایران نگرانی این را دارند که با این حکم فوتبال مهدی قائدی به‌عنوان یک ستاره آینده‌دار فوتبال ایران نابود شود.
 زندگی پسر من از بین رفت و در این سانحه کشته شد. مهدی در این سانحه زنده ماند و به‌عنوان کسی که مادر بوده‌ام و هستم خوشحالم که زنده ماند و می‌تواند حتی فوتبالش را ادامه بدهد و خانواده‌اش بزرگتر شدن او را ببینند. منتهی این خود قائدی است که باید حواسش به زندگی شخصی‌اش باشد. وقتی از اشتباهاتی که داشت درس نگرفت و با وجود تعهد کتبی باز هم غیر قانونی رانندگی کرد، یک جایی بالاخره باید هزینه اشتباهاتش را بدهد. بالاخره خدایی آن بالا وجود دارد. اینکه ما دنبال روشن شدن حقایق پرونده بودیم هم این معنی را نمی‌دهد که دنبال نابود کردن کسی بودیم. قائدی گفت راننده نبوده و ما گفتیم پیگیری می‌کنیم. آخرش هم مشخص شد که دروغ می‌گوید. این وسط چه کسی اشتباه کرد؟ می‌توانست از همان ابتدا راستش را بگوید. بیاید بگوید خاله اشتباه کردم. ولی این کار را نکرد. شما نمی‌دانید در این مدت چه بر ما گذشت.
 شما مخالف فوتبال بازی کردن او در این مدت بودید؟
 تصمیم‌گیرنده در این رابطه من نبودم و به هر حال او بازیکن استقلال و تیم ملی بود. رای قاضی مهم بود و باید اجرا می‌شد. ولی من هر وقت او را در زمین فوتبال می‌دیدم ناراحت می‌شدم چون حرمت خیلی چیزها را نگه نداشت و تکلیف پرونده و حقیقت هم مشخص نشده بود. هر وقت او را می‌دیدم یاد پسر خودم می‌افتادم که رفت زیر خاک. خیلی چیزهای دیگر را نمی‌خواهم باز کنم. گذشت و رفت. مهم این است که معلوم شد چه کسی در این مدت به همه دروغ می‌گفت. مهم این است که همه دیدند شاهدان به دادگاه دروغ گفتند که مهدی قائدی بدون گواهینامه پشت فرمان نبوده است. بحث اصلی این بود به خاطر دروغ او علت مرگ پسر من ممکن بود نامعلوم بماند.
 اگر الان از شما بخواهند که رضایت بدهید این کار را می‌کنید؟
 به هیچ عنوان رضایتی در کار نخواهد بود. او دارد فوتبالش را بازی می‌کند. حالا هم رای دادگاه صادر شده و لازم‌الاجراست. البته او 20 روز فرصت اعتراض به رای را دارد. ولی با توجه به قطعی شدن بحث رانندگی او بدون گواهینامه، احتمالا اگر اعتراضی صورت بگیرد، رأی تغییر نخواهد کرد.
امکان دارد از گرفتن دیه گذشت کنید؟
 درباره قائدی امکان هیچ گونه بخشش و کوتاه آمدن و رضایت دادنی وجود ندارد. حرف ما همان رای دادگاه است. بیشتر از دیه هم برایمان مهم این بود مشخص شود قائدی دارد به همه دروغ می‌گوید. در همین مدت هم وقتی یک بار مصاحبه کردیم و گفتیم می‌خواهیم حقیقت مشخص شود، ‌گروهی از هواداران که گویا استقلالی بودند در حمایت از قائدی شدیدترین فحاشی را به من و خانواده‌ام و حتی پسرم که دستش از دنیا کوتاه است داشتند. ما چیز زیادی نمی‌خواستیم. ولی فحش شنیدیم و فقط امیدوار به روشن شدن حقیقت در دادگاه بودیم. حالا هم با این حکم انگار احمدرضا من دوباره متولد شد. خدا را شکر می‌کنیم که دادگاه بدون مصلحت اندیشی رای را صادر کرد و برخی‌ها نتوانستند حقیقت را کتمان کنند.
اگر قائدی نتواند دیه را پرداخت کند چه اتفاقی برای او می‌افتد؟
 هر چیزی که قانون بگوید. اگر نخواهد دیه را بدهد خب فکر می‌کنم قانون می‌گوید باید برود زندان. با این حال ما با او کاری نداریم چون صداقتی در رفتار و گفتارش نداشت. بزرگترین داغ را در این پرونده ما دیدیم. خودتان در نظر بگیرید اگر 100 میلیارد هم بدهند، برای من مادر می‌تواند پسر 17 ساله‌ام شود؟ کل دنیا را هم به من بدهند باز هم برایم احمدرضا نمی‌شود. او از خاک بیرون نمی‌آید تا دوباره کنارم زندگی کند.

دسته بندی ورزش + , داغ ورزشی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

کامی
|
19ارديبهشت ماه 1398
0
0
انگار پسرمرحومتان رو به اجبار بردند سوار ماشین کردند حادثه هیچ وقت خبر نمیکند

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top