هیل:

دو راه برای کاهش تنش‌ها میان ایران و آمریکا

وکیل ملت: تصمیم اخیر ایران برای عدم پیروی از برخی مفاد برجام، پیامد منطقی تصمیم دونالد ترامپ برای خروج از برجام است. این اقدام احتمال فروپاشی کامل این توافق را افزایش می‌دهد که به نوبه خود می‌تواند به تنش‌های بیشتر و حتی جنگ منتهی شود. تصمیم نابخردانه ترامپ برای خروج از توافقی که داشت به خوبی اجرا میشد، اکنون آمریکا را در وضعیتی قرار داده که راهکاری برای خروج از آن وجود ندارد.

تاریخ انتشار: 21ارديبهشت1398|21:53

 دو راه برای کاهش تنش‌ها میان ایران و آمریکا
| کد خبر: 292571

فیلیپ گوردون در هیل نوشت: تصمیم اخیر ایران برای عدم پیروی از برخی مفاد برجام، پیامد منطقی تصمیم دونالد ترامپ برای خروج از برجام است. این اقدام احتمال فروپاشی کامل این توافق را افزایش می‌دهد که به نوبه خود می‌تواند به تنش‌های بیشتر و حتی جنگ منتهی شود. تصمیم نابخردانه ترامپ برای خروج از توافقی که داشت به خوبی اجرا میشد، اکنون آمریکا را در وضعیتی قرار داده که راهکاری برای خروج از آن وجود ندارد.

در ادامه این مطلب آمده است: اقداماتی اخیری که علیه ایران اتخاذ شد، گویا با این هدف انجام شدند که ایران را به خروج از برجام وادار کنند. در هفته‌های اخیر، کاخ سفید دست به اقدامات تحریک‌آمیزی زد: نام سپاه پاسداران را وارد فهرست گروه‌های تروریستی کرد، معافیت های خریداران نفت ایران را تمدید نکرد و اعلام کرد معاملات مشروع هسته‌ای طبق برجام را تحریم و تنبیه خواهد کرد. به علاوه مشاور امنیت ملی، جان بولتن با اعلام خبر اعزام نام هواپیمابر به منطقه، آن را هشداری جدی به ایران دانست.

مقامات دولت ترامپ برای توجیه این تدابیر، طیف متنوعی از دلایل را مطرح می‌کنند: از وادار کردن ایران برای پذیرش یک توافق بهتر گرفته تا پیشگیری از مداخلات منطقه‌ای ایران و حتی کمک به شورش داخلی برای تغییر حکومت. اما مشکل اینجاست که هیچ مدرکی از پیشرفت در این اهداف دیده نمی‌شود.

دولت ترامپ مدعی است تحریم‌های نفتی معادل دو میلیون بشکه از صادرات نفت ایران کاسته است که حکومت ایران را از یک منبع درآمد اصلی محروم کرده و به ناامیدی در افکار عمومی مردم ایران دامن زده است. اما به رنج انداختن جمهوری اسلامی نباید هدف نهایی باشد بخصوص که بخش اعظم آن متوجه مردم عادی ایران است. این موجب می‌شود این پرسش مطرح شود که از نظر دولت ترامپ، این تدابیر چه دستاوردی خواهد داشت. دولت ترامپ نه تنها متوجه نیست که چه مشکلاتی پدید آورده است بلکه حتی تصور می‌کند وضعیتی برد برد برد ایجاد کرده است.

اگر ایران به میز مذاکره بازگردد و توافقی بهتر و جامع‌تر را بپذیرد، ترامپ مدعی خواهد شد که از اوباما بهتر عمل کرده است. به علاوه بعید است که حکومت ایران با رییس‌جمهوری غیر قابل اعتماد که برجام را زیر پا گذاشته وارد مذاکره شود. همچنین انتظار نمی‌رود شروطی مانند لغو کامل غنی‌سازی و توسعه برنامه موشکی، پذیرش بازرسی‌های بی‌قید و شرط و تغییر رفتار منطقه‌ای را بپذیرد.

اما اگر ایران از مذاکره سر باز بزند و علی‌رغم تهدیدها به برجام پایبند بماند، باز هم دولت ترامپ مدعی موفقیت خواهد شد چرا که ایران بدون کسب منافع برجام، مفاد آن را اجرا کرده است. اما با افزایش فشار آمریکا بر ایران، احتمال خروج کامل ایران از برجام نیز افزایش می‌یابد. این وضعیتی نامطلوب پیش روی ما می‌گذارد یعنی ایران تصمیم می‌گیرد رفتاری تهاجمی نشان دهد. جمهوری اسلامی ممکن است برجام را ترک کند، بازرسان هسته‌ای را اخراج کند و برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل در پی بگیرد.

همچنین ممکن است ایران با این ادعا که اگر نتواند نفت خود را صادر کند دیگران نیز نباید بتوانند، تنگه هرمز را ببندد. همچنین ممکن است در پاسخ به عملیات نظامی آمریکا، از گروه‌های نیابتی خود برای حمله به سربازان آمریکایی استفاده کند. ممکن است مقامات آمریکایی این اقدامات را فرصت خوبی برای افزایش تحریم‌ها و حتی به راه انداختن جنگ مشترک با همراهی آمریکا و اسراییل علیه ایران بدانند. چنانکه بولتن نیز بهترین راه برای توقف برنامه هسته‌ای ایران را بمباران آن دانسته بود. اما اغلب آمریکایی‌ها و سایر کشورهای جهان، چنین فرضیه ای را به درستی یک فاجعه می‌دانند.

در حال حاضر معلوم نیست که برای توقف این اوضاع چه باید کرد. یک راه‌حل می‌تواند این باشد که شرکای تجاری ایران راهی برای دور زدن تحریم‌ها و خرید نفت ایران بیابند. اما چنانکه تلاش اروپایی‌ها برای تاسیس سازوکار مالی مستقل در تجارت با ایران نشان داده، این فرایندی پیچیده است که پیامدهای آن تا مدتی محدود خواهد بود.

راه‌حل دوم این است که ایران با امید به پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات بعدی آمریکا، همچنان به برجام پایبند بماند اما دو سال تا انتخابات مانده و این زمان زیادی است. تازه پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات چندان قطعی به نظر نمی‌رسد. اگر ایران به تهدید خود برای ترک برجام جامه عمل بپوشاند، یا برخورد نظامی را در دستور کار قرار دهد، بی‌تردید با واکنش جهانی و انزوای بین‌المللی مواجه خواهد شد. اما اگر چنین اتفاقی نیز رخ دهد باید به یاد داشته باشیم که عامل اصلی آن، تصمیم دولت آمریکا برای بی‌ثبات کردن ایران بدون توجه به پیامدها، مخاطرات و هزینه‌های آن بوده است.

دسته بندی حقوق سیاسی , خبر روز , ایران ,
منبع خبر انتخاب
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 2

حقدوست
|
22ارديبهشت ماه 1398
0
0
وکيل ملت چرا يک تحليل ناقص يکطرفه را در اين شرايط منتشر ميکند اگر توان کمک نداريد خرابکاري هم نکنيد
کرامت سلیمی
|
23ارديبهشت ماه 1398
0
0
مدیر محترم سایت با سلام و احترام




قبلا" مطلبی را خدمتتان فرستادم که منتشر نشد.

مجددا" این مطلب را خدمتتان ارسال می کنم.

جسارتا" اصرار و خواهش محکم دارم که این متن را تحت عنوان " امریکا در هیچ جنگی به دنبال پیروزی سریع نیست . چرا؟ " به عنوان یک یادداشت قرار دهید.

قبل از اینکه دیر شود ( ویا به معنای واقعی دیرتر شود) شما رسانه ها وارد عمل شوید تا بتوانیم با کمک همدیگر جلوی یک جنگ خانمانسوز را بگیریم. جنگی که کشور ما را برای همیشه نابود خواهد کرد و در نهایت محل تاخت و تاز گروههای تروریستی خواهد نمود.

در مورد امریکا و عملکردهای مشکوک و سوال برانگیز این کشور موضوعات زیادی وجود دارد که اگر مطرح و به شکل گسترده رسانه ای شوند می تواند به تغییر فضای جنگی و حتی شکستن تحریمها منجر شوند.

امیدوارم با باور احساسات بنده نسبت به اینده کشورمان خواهش بنده را قبول فرمایید و مطلب ارسالی را در سایتتان در صفحه اصلی قرار دهید.


منتظر پاسخ شما هستم.

در پناه خدای بزرگ باشید.
------------------------------

برای بررسی موضوع جنگ ایران و امریکا مجبوریم نگاهی به پشت سر خود و به تاریخ بیندازیم تا ببینیم چراغ هدایتی که در طی تمام تاریخ ، راهبر جنگهای بشریست کدام است.

تمام دولتها برای تسلط بر مردمشان با ایجاد جو ترس و وحشت عمل می کنند.
با افزایش اگاهیها نوع ابزار ایجاد ترس تغییر می کند.
در ۸۰ سال اخیر با سلاحی خیالی و غیر واقعی به نام بمب اتمی این ترس و وحشت را به جهانیان القاء نمودند.

دولت امریکا برای حکومت بر کشور و مناطق تحت سلطه اش نیاز به این دارد که هر از گاهی در منطقه ای از جهان ببری کاغذی بسازد و جنگ طولانی مدتی که خودش ان را کنترل و اداره می کند راه بیندازد .

اگر با دید روانشناسی به مسئله قدرت نگاه کنیم جواب خیلی از سوالات معلوم خواهد شد.
تقریبا” تمامی ارتشهای دنیا از پنتاگون دستور می گیرند و در واقع چیزی که به عنوان ۷۰۰۰ پایگاه نظامی امریکا عنوان می شود همین ارتشها و مکانهای نظامیست که در حدود ۲۰۰ کشور چهان پراکنده اند و اسلحه و سیستمهای مخابراتی و سایر امکانات را در اختیارشان قرار می دهد.و درجه اهمیتشان برحسب موقعیت جغرافیایی فرق می کند و با کمک همین ارتشها امریکا قادر است در هر منطقه ای که اراده کند جنگ و درگیری ایجاد نماید.
یکی از مهمترین ارتشهایی که امریکا بوجود اورد ارتش شوروی بود که در ظاهر نقش رقیب اتمی امریکا را بازی می کرد اما عملا” یک ببر کاغذی بود که امریکا برای پیشبرد نقشه ها و سیاستهایش ان را به کار می گرفت. به عنوان مثال امریکا در سال ۱۹۴۹ با انجام یک ازمایش ظاهرا” اتمی شوروی را به عنوان یک ابرقدرت قلمداد کرد و در طی جنگهای کره (۱۹۴۹-۱۹۵۳) و
ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵) وقتی با اعتراض مردم امریکا روبرو شد که چرا باید سربازان امریکا در کره ویتنام کشته شوند و چرا امریکا علیه این دو کشور از سلاحهای اتمی استفاده نمی کند توجیه دولت امریکا برای مردمش این بود که کشورهای کره و ویتنام تحت حمایت شوروی و چین هستند و اگر امریکا از سلاح اتمی استفاده نماید شوروی و چین نیز از سلاح اتمی استفاده خواهد کرد و چاره ای جز استفاده از سربازان امریکایی و سلاحهای متعارف ندارند. بعد ها افرادی در امریکا با روشهای مختلف فاش نمودند که امریکا در ویتنام و کره و جاهای دیگر افراد خودش را از بین می برد که نمونه اش ساخت فیلمهایی همچون رامبو در ویتنام و رامبو در افغانستان و همینطور فیلم عملیات مرداب می باشد.
در سال 1369 امریکا عراق را یا فریب داد و یا عراق با امریکا هماهنگ بود تا کشور کویت توسط عراق اشغال شود و به همین بهانه امریکا به خلیج فارس لشکر کشی نمود و به عراق حمله نمود و 42 روز مردم عراق بی دفاع بمباران شدند بعد حمله زمینی شروع شد و نیروهای امریکا تحت فرماندهی ژنرال نورمن شوارتسکف تا نزدیکیهای بغداد پیش رفتند . اما دولت امریکا به نیروهای امریکایی دستور توقف عملیات را دادند .
ژنرال شوارتسکف از دولت امریکا 24 ساعت مهلت خواست تا بغداد را اشغال و صدام و سران حزب بعث را دستگیر نماید اما نه تنها درخواست این ژنرال امریکایی مورد موافقت قرار نگرفت بلکه ژنرال نورمن شوارتسکف برکنار شد و اکثر نیروهای زمینی امریکا نیز عقب نشینی نمودند و حدود 80 درصد انها به امریکا باز گردانده شدند.

تا مدتها ژنرال شوارتسکف در سخنرانیهایش از مقامات امریکایی مخصوصا" بوش پدر و همچنین وزیر امور خارجه وارن کریستوفر انتقاد می کرد و غیر مستقیم مقامات امریکایی را خائن به بشریت معرفی می کرد.

امریکا جنگ با عراق را حدود 13 سال کش و قوس داد و این نشان می دهد که دولت امریکا هیچ تمایلی ندارد که یک پیروزی سریع بدست اید بلکه با ایجاد جنگها و طولانی کردن ان به اهداف دیگری فکر می کند.
جنگهای قبلی امریکا نیز از مدل و شیوه مشابهی پیروی می کند.

جنگ کره از سال 1949 تا 1953 در حالی که امریکا مدعی ابرقدرتی جهان ان هم ابرقدرت به اصطلاح اتمی بود. اگر امریکا ابرقدرت اتمی بود و تمایل به پیروزی سریع در جنگ کره داشت استعمال یک بمب اتمی ( اگر داشت ) کافی بود تا تمامی نیروهای متخاصم با امریکا را تسلیم نماید.
جنگ ویتنام از سال 1955 تا 1975 بیست سال طول کشید و چطور می توان بیست سال حضور نظامی امریکا را در کشور ویتنام که نه نفت و گاز دارد و نه محصول ارزشمند دیگری که به درد امریکا بخورد و به بهای جان ده ها هزار و شاید هم صدها هزار نفر سرباز امریکایی تمام شد توجیه کرد . چرا که اگر سلاح هسته ای داشت بیست سال طول نمی کشید. امریکا وقتی در توجیه جنگ ویتنام کم اورد به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم انرا چند ملیتی کرد و خروجی اینکار باعث بوجود امدن گروه های خطرناکی همچون خمر های سرخ شد که در کشورهای کامبوج, لائوس و خود ویتنام میلیونها نفر را قتل عام کردند. همانطور که از دل جنگهای امریکا در عراق و افغانستان گروههای خطرناکی همچون داعش و طالبان بوجود امدند که وحشتناکترین جنایتهای تاریخ بشری را انجام دادند.

جنگهای خاور میانه و جنگهای داخلی افریقا که بیش از 40 سال طول کشیده اند همه و همه نشان دهنده عدم تمایل دولت امریکا و متحدانش برای پیروزی سریع در جنگها و بر عکس نشان دهنده سیاست پردازی انها در طولانی نمودن جنگها و بهره برداری از این جنگهاست.

جنگ بالکان نیز اینگونه بود و سالها طول کشید.

قطعا" امریکا در مورد ایران مدل مشابهی را پیاده خواهد نمود و با بمباران مناطقی از ایران و از بین بردن صنایع و اقتصاد کشور ، ایران را در حد کشورهای افریقایی به نابودی خواهد کشاند. و سالها این جنگ و بمباران مردم بی گناه ادامه خواهد یافت.
جالب است فرماندهان گروههای تروریستی که از دل این جنگها بیرون می ایند در کل جهان افراد مشهوری می شوند. مثل پول پوت در کامبوج ، اسامه بن لادن و ملا عمر در افغانستان، ابوبکر بغدادی در سوریه، ابو مصعب زرقاوی در عراق و ........


بنده تصورم این است که تنها راه جلوگیری از حمله امریکا به ایران این است که مقامات طراز اول کشور بدون هیچ ترس و واهمه ای دروغ بودن سلاح اتمی را افشا نمایند. به این طریق امریکا از درون دچار تشتت و هرج و مرج خواهد شد . چون امریکا نمی تواند عملا" نشان دهد که سلاح اتمی دارد و یکپارچگی امریکا و متحدانش و همچنین ارتباط بین پایگاههای نظامی امریکا در کل دنیا دچار فروپاشی خواهد گردید.


کلیپ زیر نشان می دهد سلاح اتمی مطلقا" وجود ندارد

https://www.youtube.com/watch?v=3iTpi-0kI20&t=9s

با سلام:مطلبتان تحت عنوان"درباره بمب هسته ای آمریکا" منتشر شد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top