کوچه‌گردها ، امید یا تاب‌آوری؟

دکتر مسعود میری

وکیل ملت: کوچه‌گرد‌ها یعنی کسانی که با وانت و یک دستگاه بلندگو ، به طول کوچه می‌زنند ، خرت و پرت می‌خرند یا میوه و لیوان و آبغوره می‌فروشند ،غالبا با لحنی نامعمول و کلماتی نامفهوم چیزهایی می‌گویند که با وجود نافهما بودن کلام‌شان ، می‌دانیم چه می‌خرند و چه چیزی می‌فروشند.

تاریخ انتشار: 7خرداد1398|00:14

کوچه‌گردها ، امید یا تاب‌آوری؟
| کد خبر: 293452

این نوع از ارتباط سازی را طی سال‌ها آموخته‌ایم و می‌دانیم هر لحنی و هر صوتی چه پیامی دارد و چه چیزی از ما می‌خواهد. در امور جاری و سیاسی نیز غالب اوقات گرچه به ظاهر در برابر موج جدیدی از مدعاها و نظرورزی‌ها دچار گیجی می‌شویم ، اما ناخودآگاه، لحن و تاکیدات مدعی، پیامی را که لازم است به ما می‌رساند.اما ما عادت کرده‌ایم بسیاری از این کلمات را نشنویم و آنچه به نیاز ما نزدیک است را به گوش بگیریم .  برای کسانی که پیامی دارند و یا می‌اندیشند حامل پیغامی تازه برای دیگران اند ، این واکنش مردم در نشنیدن پیغام‌شان سخت و نامعقول است . ما در فاصله‌ی میان ابراز سخن و شنیدن آن شکافی پرنشدنی را درک می‌کنیم و برای درک چنین شکافی صرفا دانش بسنده نمی‌کند .مسعود میری: این گنگ‌وارگی در زبان هنگامی بوجود می‌آید که میان نحوه‌ی بیان و یا زبان حاکم و زبان رعایا نقار و شکاف ژرفی دیده می‌شود . آدمی هزار زبان دارد و هزار گوش . وقتی در اظهار و بیان نفعی برای وی نباشد قواعد استدلالی‌اش به کار می‌افتد و تو با هزار زبان هم که سخن بگویی او نمی‌شنود . در سنت عرفانی ما نیز خاموشی و شنیدن داستانی علیحده دارد . اما باید دانست آنچه از آن سنت‌ها برای عموم جامعه برجای مانده‌است همانا شنیدن چیزهایی‌ست که به‌کارشان می‌آید و نشنیدن اصواتی‌ست که در روال زندگی یاری رسان شان نبست.از اینرو سکوت‌های جامعه در برابر کلماتی که دیگران ادا می‌کنند ، از نوعی سلوک اجتماعی خبر می‌دهد که با آن نوع از تربیت ، کلام و کردارشان را سامان می‌بخشند .   خاموشي‌بحر است‌وگفتن همچوجو   بحر مي‌جويد تو را جو را مجو این خاموشی‌ها نشان‌های خیر و شر فراوانی را در خود نهان دارد . گاه این خاموشی‌ها ناشی از ناتوانی‌ست . جامعه‌ی ناتوان از کنش‌گری ، با خودآزاری‌ها ، خودفریبی‌ها و خشونت‌‌ورزی‌های پنهان و آشکار خود را قانع می‌سازد . در برابر چنین فرایندی روشن‌اندیشان جامعه باید بکوشند شنیدن را به مثابه مرتبه‌ای از آفرینش سلوک‌های تازه به مردمان پیشنهاد دهند . آنچه در بوستان گفت و شنیدهای بسیار جوانه می‌زند ، راه‌هایی است که می‌تواند به نجات و رهایی منجر شود . آنچه اکنون در جامعه ی ما بروزی سهمگین پیدا کرده ، فروپاشیِ تاب‌آوری‌ست . این فروپاشی از آنجا ناشی شده‌است که بخشی از هیئت‌حاکمه که همان اصلاح طلبان باشند مدام به مسئله‌ی امید تاکید ورزیدند ، اما می‌توانستیم بی آنکه به امیدهای واهی و دور از دسترس اصرار کنیم ، به شیوه‌هایی دیگر به توان تاب‌آوریِ مردم بیفزائیم. من سیاستمدار نیستم تا روشن سازم که تاب‌آوری چه‌گونه ممکن است پدید آید تا دوام و قوام اجتماعی را ضمانت کند ، اما می‌توانم گفت که در اوج ناامیدی هم می‌توان تاب‌اوریِ اجتماع و ملت را به دلایل بسیار ساخت و از آن برای مولفه‌ی ملی بهره‌ها برد. نمونه‌ی بارز آن سال‌ها مبارزه‌ی مردم آفریقای جنوبی بود که با وجود همه نوع ناامیدی ، ماندلا مردم خود را برای یک آرمان انسانی به سمت تاب‌آوری سوق داد و با صداقت خالص خود بر آن ثابت قدم ماند و پیروز شد. به گمان من نباید سیاست‌ورزان به کوچه‌گرد‌ها مبدل شوند تا صدای‌شان در حجمی از گنگ‌وارگی مغشوش و مغلوط گردد و در هجوم رسانه‌ها ناشنیدنی‌شود. مردم از صداهایی که مبهم ، چند پهلو ، دلخوشکنک،  و امیدبخش است فریفته نمی‌شوند . به نظر می‌رسد فرصت اندکی در دسترس است تا به جای امید‌های موهوم، به عنصر تاب‌آوری در خلق و خوی ملی بیفزائیم.  آنوقت شاید گوش‌های بسته گشوده بماند و سخن ناشنیده شنیده شود . سیاست‌ورزی ملی ، سیاست‌ورزی‌ای‌ست که مرد و زن سیاست‌ورز  بلندگویش را خاموش کند و براستی حاق ماجرا را به آگاهی مردم برساند ، مردم راستی را و صداقت را از بن جان می‌شناسند و به آن گوش فرا‌می‌دهند . در روزگاری که امید لفظی چرکین شده‌است ، آفرینش گفتمانی که بتواند بی استعاره و صریح با مردمانش سخن بگویید ، رسالت راستین سیاسیون را ترسیم می‌کند.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top