بازیگران ماهِ سینمای ایران

وکیل ملت: "همشهری 24" در هر شماره به بررسی بازی بازیگران در فیلم های در حال اکران سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت آنان می پردازد. این سری مطالب را به صورت ماهانه به شما مخاطبان سینمادوست "مجله اینترنتی برترین ها" تقدیم می نماییم.

تاریخ انتشار: 10آذر1394|22:10

بازیگران ماهِ سینمای ایران
| کد خبر: 62397


شمس لنگرودی در «احتمال باران اسید»

آقای منفرد است؛ پیرمردی تنها که برای یافتن دوستش به تهران می آید.
 

بازیگران ماهِ سینمای ایران

شاعران ایران در سینما خیلی خوش اقبال نبوده اند، نه سپانلو و نه منوچهر آتش هیچ کدام نتوانسته اند در سینما چشم ها را خیره کنند. بیشتر، اعتبارشان بوده که صرف سینما شده و معمولا خودشان هم با ناراحتی از آن تجربه ها حرف زده اند. اما وضع شمس لنگرودی متفاوت است: اول این که او نقش اصلی فیلم است و قصه با حضور او رقم می خورد و دوم این که دیالوگ های کمی دارد و صرف حضورش در این فیلم مهم است. او چهره مهربان و ساده ای دارد و افتادگی شانه ها و موهای پریشان بلندش هم کمک می کند که او را به عنوان یک پیرمرد خسته زهوار دررفته به جا بیاوریم.

اما شمس با تاسف بسیار هیچ واکنش قابل توجهی به اطرافش نشان نمی دهد: مرز شادی، غم و بهت در بازی اش مشهود نیست و او در همه حال شبیه کسی است که دارد با تعجب به شهر فرنگ نگاه می کند. کلامش سرد و بی حال است و حرکاتش کند و محدود شاید بخشی از اینها از دل شخصیت و فیلمنامه بیاید اما حضور او گیرا نیست و تماشاگر را درگیر نمی کند. بله، از یک دیدگاه فرامتنی او یک روح شاعرانه و ساده را وارد فیلم می کند اما چرا باید شمس لنگرودی را به عنوان شاعر در نظر بگیریم وقتی کارمند ساده ای است به نام منفرد در یک شهر شمالی؟ سینما باز هم از شاعری بهره برده تا کنجکاوی ایجاد کند. همین!
 


مریلا زارعی در «ماهی سیاه کوچولو»

زنی است که به گروه های مخالف انقلاب می پیوندد تا به ظاهر انتقام شوهرش را از لودهنده اش بگیرد.



بازیگران ماهِ سینمای ایران

روی کاغذ بازی مریلا زارعی در این نقش پرتحرک دیدنی به نظر می سد. زنی در شب عروسی اش با لباس عروس به جنگل می زند تا به چریک های محاصره کننده آمل بپیوندد. بنابراین نقشی است پر ز تضاد که باید محیط شهری را به محیط روستا و جنگل پیوند بزند و تفاوت ها را آشکار کند. اما راستش فیلم سردرگم تر از اینهاست که بخواهد روی جزئیات کار کند. بنابراین روی حادثه متمرکز می شود و شخصیت ها را رها می کند. نتیجه؟ ما نمی فهمیم چطور زنی در شهر که سال هاست از فضای چریکی دور بوده توانایی های خارق العاده ای دارد و قادر است با مبارزان مختلف بجنگد. تمام جزئیات حذف شده و فقط استخوان بندی درام بیرون مانده.

آنچه که حالا دیده می شود زنی است در حد رمبو که آن قدر می جنگد تا کشته شود. فاصله آنچه هست با آنچه باید می بود آن قدر زیاد است که بهتر است وارد جزئیات نشویم. آنچه ما می بینیم یک زن است که خصلت های مردانه پیدا کرده، بدون ظرافت و پیچیدگی. آن هم نه به خاطر بازی بازیگر، که به خاطر فیلمنامه ای که از روی تمام موقعیت های جذاب پریده.
 


مصطفی زمانی در «ماهی سیاه کوچولو»

چریک عاشق پیشه ای است که در جنگل نگهبانی می دهد.



بازیگران ماهِ سینمای ایران

مشکل مصطفی زمانی لحن اوست؛ از اولین فیلمش تا به حال لحنش هیچ گاه تغییر نکرده و بیشتر حس از طریق چهره و چشم ها منتقل شده. بنابراین احساس او در بیانش جلوه ای ندارد. او متکی است بر میمیک های متفاوت که با یک بیان ثابت ترکیب شده. در «ماهی سیاه کوچولو» مصطفی زمانی چریکی است که در جنگل زندگی می کند. او خود بزرگ بین و مغرور است و فکر می کند کسی جز خودش از پس کار بر نمی آید.

ضمن این که دلایل عاطفی هم برای ماندن در جنگل دارد. پس در مواجهه با زن چریک (مریلا زارعی) ابتدا باید از روی غرور برخورد کند و بعد عصبی شود و روی ماندنش پافشاری کند. این برش های مختلف از زندگی او با احساسات متفاوتی قابل بروز است. در حالی که زمانی لحنش در تمام این دقایق یکی است و تنها تن صدایش است که بالا و پایین می رود. او باید با طراحی نقش برای هر بخش حسی را در نظر می گرفت؛ اتفاقی که رخ نداده و همه چیز یکدست و بی حس ارائه شده.
 


باران کوثری در «جامه دران»

دختر رعیت است که پسر خان بی سر و صدا با او ازدواج کرده.



بازیگران ماهِ سینمای ایران

باران کوثری مجموعه ای از ظرافت ها و اداهای زنانه را به عنوان چاشنی زندگی روزمره وارد بازی کرده. تضادها از همین جا شکل می گیرد: او به عنوان دختر روستایی که نازک نارنجی نیست و زندگی سختی دارد، در برابر رفتار ارباب (همسرش) از خصلت های زنانه و حسادت ها و عواطفش کم نمی کند. درواقع آنچه معمولا از زن روستایی دریغ می شود و به شکل کلیشه ای او را فاقد احساسات و برزو آن نشان می دهد در اینجا بروز و عینیت پیدا کرده. سختی کار، ایجاد تعادل بین چند وجه است: زنی که قربانی است و در عین حال قهرمان زندگی هم هست. به علاوه این که در زندگی معمول هم باید تلاش کند و نمی تواند به صرف ازدواج با خان، به آرامش برسد.

اینها را بگذارید کنار دلهره جدا کردن بچه ها از او، بازی باران کوثری در هر وجه تفاوت می کند و با همین ها هم به شخصیت بُعد داده می شود. یک جا مادرانه است و پر از مهر، یک جا سرسخت است و شکست ناپذیر با حرکات خشن و چهره درهم، و یک جا هم زنی است دلخور از همسر، که سرشار است از احساس غم. کوثری همه را به ما نشان می دهد اگرچه وجه آخر برای او مهم تر است و آن را پررنگ تر هم به کار می گیرد.
 


مهتاب کرامتی در «ارغوان»

زنی است که در یک شب بارانی، در خیابان با مردی همراه می شود.



بازیگران ماهِ سینمای ایران

بازی کرامتی در فیلم های بنکدار- علی محمدی همیشه یک فرصت است: او بیش از هر فیلم اجتماعی معمول سینمای ایران، مناسب سینمایی است فرمال که قادر است احساس را مخفی کند و در قالب فرم فیلم، آن را نشان دهد. درواقع، بازیگران فیلم های این زوج، بیشتر متمایل اند به یک بازی بیرونی فرمی که با شکل دکوپاژ آنها جلوه هم می یابند. بازی کرامتی در نماهای کلوزآپ و مدیوم خلاصه شده و در آنها نه یک زن عاشق پیشه، که بیشتر سرخورده و عصبی جلوه می کند. حالت چهره او و نوع بیانش در قاب های تاحدی نامتعارف و البته زمان کوتاه هر پلان دیدنی است، چون به نوعی هم نواست با ریتم کارگردان ها. برای همین شاید بازی کرامتی قدری بی روح به نظر برسد اما مناسب فیلمی است که اساس در باب پنهان کاری احساس است...
 


آزاده صمدی در ارغوان

معلم موسیقی است که مردی دل باخته او می شود.



بازیگران ماهِ سینمای ایران


بازی او در بخش اول فیلم جا می گیرد؛ در بخشی که برخلاف نیمه دوم نه زمان پلان ها خیلی کوتاه است و نه مکث ها اندک. اینجا فرصتی به بازیگر داده می شود تا در قاب حرکت کند و با ریتم آرامتری حرف بزند. آزاده صمدی در این بخش بیشتر باید یک دختر بی خبر از همه جا به نظر بیاید که دل مردی را می لرزاند. بنابراین، حالت چهره، بیان و حرکات، ساده اند و آرام. از وقتی که مطلع می شود سر و کله عشق پیدا شده، فضای فیلم تغییر نمی کند اما لحن او متفاوت می شود.

 نگاه هایش خیره به زمین می شوند. دیالوگ ها قدری شکسته می شوند و حتی از اغراق بخش قبل، که نشان از راحتی اش داشت کم می شود. حتی میمیک هم تغییر می کند و صورت به حالت بی حسی نزدیک می شود. در این فصل از «ارغوان»، ما بیشتر با بازی های پرتحرک و پراغراق رو به روییم که مطابق است با حال و هوای سینمای دهه 50. بازی صمدی همه اینها را دارد اما روی آن مسلط است و می تواند آن را کنترل کند. این کنترل در برابر بازیگر مرد که بی پروا به نظر می رسد خودش را نشان می دهد و بیش از هر چیز، درون شخصیت را برای تماشاگر بازگو می کند.

دسته بندی خبر روز , فرهنگ و هنر ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top