سعید حجاریان:

مجلس دهم از لحاظ سیاسی خنثی خواهد بود

وکیل ملت: به نقل از هفته نامه صدا، اصلاح طلبی را در شرایط امروز با رایحه مشک آهوی ختنی قیاس می گیرد. رایحه ای که فضا را پر کرده؛ اما بدنه اجتماعی تا یافتن رد پا و رسیدن به آهوی اصلاحات راهی طولانی در پیش دارد. با این حال، سعید حجاریان که یک دهه قبل در مقاله معروف «اصلاحات مــرد؛ زنده باد اصلاحات» خود، بحث «اصلاحات جامعه محور» را گشود؛ معتقد است اصلاح طلبان نیاز خود را به پشتوانه اجتماعی دریافته اند و مردم هم بدیلی برای نیروهای نزدیک به اصلاح طلبان نمی شناسند.

تاریخ انتشار: 14آذر1394|15:01

مجلس دهم از لحاظ سیاسی خنثی خواهد بود
| کد خبر: 64411

با این حال، او از فاصله ای میان نیروهای سیاســی اصلاح طلب با بدنه اجتماعی سخن می گوید که باید در فرصت مانده تا انتخابات تا حد امکان پر شود. او نگران است پویش های اجتماعی مطالبه محور در این میان فعال شوند و آب به آسیاب راست بریزند. 

آغاز روند تهیه فهرســت های انتخاباتی اصلاح طلبان با طــرح بحث های متفاوتی همراه اســت و از جمله آنها، ارتباط بین نیروهای اجتماعی با احــزاب و گروه های سیاسی است. به عنوان چهره ای که بیش از یک دهه قبل ایده «اصلاحات جامعه محور» را مطــرح کرده اید؛ نســبت کنونی بدنهاجتماعی با جریانات سیاسی را در آستانه انتخابات مجلس چگونه می بینید؟

اینکه جامعه از احــزاب جدا افتاده، موضوع تازه ای نیست. حتی احزاب جناح راست، پایگاه اجتماعی خاصی را نمایندگی نمیکنند. مثلا موتلفه اسلامی قبلا حزبی بود که به عنوان حزب محافظه کار تا اندازه ای عقلانیت محافظه کارانه و سنت محافظه کاری در ایران را نمایندگی می کرد و پایگاهی هم داشــت؛ اما الان میبینید در آن شقاق افتاده است. عده ای از اعضای آن به جبهه پایداری گرایش دارند، عده ای بی تفاوت شده اند و عده ای هم به هاشمی رفسنجانی گرایش دارند که فاصله ای جدی را میان نیروهای این حزب نشان می دهد. چنین وضعیتی در میان احزاب و گروه های سیاسی کشور، نشان می دهد سنت سیاســی در ایران از بین رفته است. در دولت مهرورز احمدی نژاد، این قطع رابطه بیشتر خود را نشان داد. آن دولت به گونه ای نظام مند سعی کرد ارتبــاط نیروهای اجتماعی را قطع کند. با این حال، جامعه همچنان کم وبیش با نیروهای ترقی خواه همراه است. اما نمیداند این نیروها چه کسانی هستند.

به عبارتی، ترقی خواهی در بطن جامعه وجود دارد و بازگشت به وضعیت گذشته برای اکثریت بالایی از مردم یک کابوس است؛ منتهی جامعه نمایندگان خــود را پیدا نکرده است. به همین جهت، پویش های داخل جامعه به اندازه ای است که بتواند نمایندگانی را به مجلس بفرستد که در نتیجه آن، لااقل از جنبه تخصصی بتواند مجلس بهتری تاســیس کنــد.

ازاین رو، دنبال این هستند که کمیسیون های تخصصی مجلس آینده، واقعا کمیسیون هایی تخصصی باشند. برهمین اساس، احتمال میدهم اکثریت مردم در ایــن دوره به کســانی رای دهند که لااقل درد اصلی آنهــا را درمان کنند و در این میان، منتخبان الزاما سیاسی هم نبودند، نبودند.

به عبارتــی، پیش بینی میکنــم مجلس دهم مجلســی کاملا خنثی از لحاظ سیاسی، اما از لحاظ فنی معتدل خواهد بود. چنین گرایشی در مردم دیده می شود.

یعنی شما معتقدید مردم اصلاح طلبان را نمی شناسند یا از یاد برده اند؟
دلیل اصلی پیش بینی من دربــاره رای به نیروهای غیرسیاسی در انتخابات مجلس دهم به این خاطر است که نهادهای نظارتی تا حد زیادی مانع میشود اصلاح طلبان جدی و شناخته شده پا به عرصه انتخابات بگذارند. از طرف دیگر، طی 10سال گذشته عملا این افراد تریبونی نداشتند و مردم (به خصوص نســل جدید) کمتر آنها را دیده اند و در مقابل، تریبون های رسمی در اختیار می خواهد بــا چهــره ای تکنوکرات-بوروکرات وارد صحنه شــود. شما می بینید که در همه جا خود را به عنوان متخصص در امری جا می زنند. مثلا کســی اصلا اطلاعی از فیزیک هسته ای ندارد، امامی تواند دو ساعت درباره برجام حرف بزند. همه هــم دکترا دارند. انــگار طیاره ای از بالا مدرک دکترا بــه پایین ریخته و همه یک عنوان دکتر کنار اســم خود گذاشته اند. حتی برخی طلاب نسل جدید دیگر حاضر نیستند به خودشــان «حجه الاسلام» بگویند و ترجیح میدهند «دکتر» خوانده شــوند. لــذا درباره وضعیت راســتگرایان به قول شاعر باید گفت: «چپ آوازه افکند و از راست شد.» این درحالی
اســت که چهره های محبوب جریان اصلاحات ممنوع التصویر و ممنوع القلم هستند. در واقع، در بطن جامعه گرایش به سمت دغدغه هایی وجود دارد؛ اما انطباق آن با اشخاص مهم است و این وظیفه اصلاح طلبان اســت که در همین مدت کوتاه، فاصله را البته در حد مقدور پر کنند. شاید دولــت هم بتواند در این میان کمک کند برای آنکه رقابت اندکی عادلانه تر شود.

آقای دکتر! شــما بیش از یک دهه قبل، بحث «اصلاحــات جامعه محور» را در مقام بازسازی یا تعریف فاز دوم اصلاحات سیاسی و دولت محور مطرح کردید. با گذشت این ســال ها، تا چه حد این ایــده مورد توجه اصلاح طلبان قرار گرفت و تــا چه اندازه محقق شد؟
گمان میکنم اصلاح طلبان می دانند بدون پشتوانه اجتماعی، راه به جایی نخواهند برد. لذا در زمان فترت ده ســاله گذشته، تلاش داشتند که به سمت جامعه برگردند. یعنی، چون در بالا جایی برایشان نبود، بیشتر تلاش خود را معطوف به پایین کردند. به خصوص که فضای اینترنت هم تا حدودی به این امر کمک می کرد. منتها در آنجا هم به علت مضیقه ها، جز روابط رقیقی بین آنها و توده ها برقرار نشد. اما مردم فعلا بدیلی جز نیروهایی که به اصلاح طلبان نزدیک ترند، برای انتخابات ندارند.
از گفته شما می توان نتیجه گرفت که بدنه جامعه با اصلاح طلبان پیوند گفتمانی دارند، اما پیوند تشکیلاتی و سازمانی بسیار ضعیف و محدود است؟
می توان این حرف را زد. البته، باید گفت که گفتمان اصلاحات هنوز قوام نیافته؛ اما بطور کلی، رایحه ای از این گفتمان در فضا پیچیده است و همیــن رایحه هم، مردم را جذب خودش کرده است. مثل آن کسی که می خواهد به شکار آهو برود. اول از همه رایحه مشــک آهو به مشامش می رسد، بعد که جلوتر می رود رد پای آهو را پیدا می کند و بعد هم خود آهو را می بیند. بنابراین همان رایحه کافی است. در بحث اصلاح طلبی
هم، از رایحه گفتمانی تا سازماندهی راه طولانی در پیش است؛ اما بالاخره مسیر همین است.

در بحث خــود به ضرورت ارتباط با توده ها اشاره کردید. به طور کلی هم به نظر میرسد گفتمان «اصلاحات جامعه محور» بیشتر با طیف چپ و سوسیال دموکرات های جریان اصلاحات قرابــت دارد تا طیف های لیبرال که بیشتر اصلاحاتی نخبه گرایانه را پیگیری می کنند. شــما قائل به این تمایز در جبهه اصلاحات هستید؟
می دانیم که جریان اصلاحات از درون جنبش چپ اســلامی بیرون آمد و در آن ریشــه دارد. معمولا چپ قدرت سازماندهی هم دارد. وانگهی این گرایش چپ سبب میشود که بین توده ها محبوبیت هم داشته باشد. چپ ذاتا و خودبه خود الیتیست (نخبه گرا) نیســت. به خصوص آنکه اخلاق مدار هم هست. در جامعه ما که بی اخلاقی از بالا به شــدت تزریق شــده، گفتمان اخلاقی ُجذابیت بیشتری خواهد داشت. شما خلق آقای
خاتمی را با ســران جناح های سیاســی دیگر مقایسه کنید. یک دلیل محبوبیت خاتمی بین مــردم همین روحیه مدارا و اخلاقیات اوســت.
بنابراین، در چارچوب ایده اصلاحات جامعه محور چپ کارکرد بیشتری نسبت به ایده های لیبرال دارد؛ چون بــا توده ها ارتباط بیشــتری برقرار می کند. البته، تعبیر دقیق تر من برای این جریان لیبرتارین است و نه لیبرال.
مصداق لیبرتارین ها را چه جریانی می دانید؟
من نمی خواهم وارد بحث مصداقی شــوم. اما خیلی از کســانی که خود را لیبرال معرفی می کنند؛ بیشتر لیبرتارین هستند. کسانی که مدافع مکتب شــیکاگو یا نظریه پردازانی چون نوزیک هستند. لیبرال به معنای سیاسی و فکری آن، بیشــتر بر نهضت آزادی قابل تطابق است.
به طورکلی، در پاســخ به پرسش شما، من هم قبول دارم که هرچه به ســمت راست میرویم، غلظت الیتیسم بیشتر می شود و هرچه به چپ برویم، به پوپولیســم نزدیک میشــویم. البته، جریان چپ اصلاح طلب ابدا پوپولیست نیست؛ بلکه با آن ضدیت و مرزبندی جدی دارد.
آیا اصلاحات جامعه محور می تواند در سطح سیاسی نمایندگانی از بین سیاستمداران داشته باشد یا اینکه باید نیروهای اجتماعی،
فراتر از حمایــت از اصلاح طلبان، خود در موقعیت نمایندگی هم قرار بگیرند؟
از مقطعی، گرایش هایی مطرح شده تحت عنــوان گرایش های مطالبه محــور. مثل اینکه کارگران دنبال مطالبات خود باشند و کاری به احزاب نداشته باشند و سندیکاها برایشان کفایت کند و نمایندگان سندیکاها باید به پارلمان بروند. یا اینکه دانشجویان باید مطالبات خود را مطرح کنند و نمایندگان خود را به مجلس بفرستند. یا زنان فقط به مطالبات خود محوریت دهند و در انتخابات هم فقط به زنان رای دهند تا آنها وارد مجلس شوند. همچنین درباره اقلیت های قومی و مذهبی و جنبش ها و پویش های اجتماعی دیگر. همه این گرایشها به نوعی ضدحزب هستند و در تداوم کلی «آنارکو سندیکالیســت ها» قرار می گیرند کــه در برابر احزاب کمونیســت، به سازمان یابی انقلابی، مستقل و آزاد کارگران در قالب سندیکا باور داشتند. این گرایش امروز در جامعه ما وجود دارد. اگر مجلسی با این گرایش تشکیل شود، چون جناح راست سازمان، تحزب و برنامه سیاســی برای خود دارد؛ حتی اگر 70 درصد مجلس هم دست آنارکو سندیکالیست ها بیفتد، ضربه فنی می شوند و حتی به مطالبات خود هم نمی رسند. البته من نمیگویم اقشار، گروه ها و طوایف جامعه باید دســت از طرح و پیگیری مطالبات خود بردارند؛ اما درعین حال، باید گوشه چشــمی هم به حزب داشته باشند. حزب است که قادر است خواست های نیروهای اجتماعی را مفصل بندی کند و مطالبات مردم را در قالب برنامه های جامع سیاســی درآورد و مهمتر اینکه، از مطالبات جاری فراتر برود. اگر گرایش های آنارکو سندیکالیســت در کشور ما
شدت بگیرد، من آن را خطرناک میبینم. چراکه تک تک آنها به تدریج جذب راست خواهند شد و در روند فعالیت مجلس تأثیری نخواهند داشت.
اصلاح طلبان برای مقابله با این خطری که درباره اش هشدار دادید، چه باید بکنند؟
اصلاح طلبــان اولا باید با همه این اقشــار مرتبط باشــند. البته همه این اقشــار به نوعی بــه اصلاح طلبــان گرایش دارنــد و راه خود را اصلاح طلبی میداننــد؛ اما میخواهند بگویند اصلاح طلبان ضعیف اند و بهتر اســت خودمان توسط نمایندگان خودمان، مطالبات خودمان را بــه پیش ببریــم. اصلاح طلبــان باید روی مطالبات این اقشار کار کنند و بگویند شما برای مطالبه محوری حق دارید، اما مطالبات شما در برنامه سیاسی ما قرار دارد؛ ضمن آنکه فراتر از مطالبات شما، اصلاحات سیاسی را هم پیگیری میکنیم. در واقع اصلاح طلبان نمیگویند حقوق
زنان، دانشــجویان، کردها یا اهل سنت را قبول ندارند. اما باید توجه داشت که در صورت وجود یک برنامه جامع سیاســی، ممکن اســت یک اصلاح طلب شــیعه بهتر از یک سنی منفرد از حقوق اهل تســنن دفاع کند. ممکن است یک اصلاح طلب تکنوکرات، بیشتر از حقوق کارگران دفاع کند. بنابراین اصلاح طلبان باید خیلی روی این مساله کار کنند تا مطالبات اقشار اجتماعی به عبور از اصلاح طلبــی نینجامد. در واقع، این پروژه راست هاســت که مطالبه محــوری را به سمت آنارکو سندیکالیســم پیش ببرند؛ چرا که در نهایت، نوعی راســت روی از سوی بدنه اجتماعی اصلاح طلبان خواهد بود.
میدانیم کــه در مجلس اول مشــروطه نمایندگان اصناف حضور داشتند؛ اما بعد از آن، به تدریج ترکیب نمایندگان مجلس به روحانیون، روشنفکران، تکنوکرات های حکومتی و سیاستمداران حزبی (که البته اغلب حزب به معنــای دقیق آن نبودند،) محدود شد و اگر هم از برخی اصناف افرادی در مجلس حضور داشتند، دیگر نمایندگی نداشتند. چرا این اتفاق افتاد و با توجه به ابراز نگرانی که از آنارکو سندیکالیست ها داشتید؛ راهکار بدیل آن الگوی مجلس اول مشروطه چیست؟
اولا در مجلس دوم مشروطه، قانون انتخابات تغییر کرد و دیگر امکان نمایندگی اصناف و اقشار در پارلمان وجود نداشت. ثانیا در مورد راهکاری که ســوال کردید؛ باید توجه داشته باشیم که با گذشــت نزدیک به چهار دهه از استقرار نظام جمهوری اســلامی، هنوز اجرای بخش هایی از قانون اساسی معطل مانده است. ما از فصل هفتم قانون اساســی که مربوط به شوراهاست؛ صرفا بحث شوراهای شهر و روستا را اجرایی کرده ایم.
درحالیکه همان جا شوراهای صنفی را هم داریم که اجرا نشــده و میتواند در سطح اصناف اجرا شــود. بنابراین ما قانون اساسی را اجرا نکرده ایم و طبیعی است که گرایشهای صنفی بخواهند برای طرح و پیگیری مطالبات خود وارد مجلس شوند. ما حتی میبینیم در مورد مسائل شهرها و روستاها هم علیرغم تشکیل شوراهای شهر و روســتا، نمایندگان همچنان به دنبال پیگیری مسائل محلی و منطقه ای خود در مجلس هستند و بیش از مســائل کلان سیاســی و اقتصادی و بزاز و بقال را نشاید که حکم شرع را تغییر دهد».در واقع، گرایش به انحصار قانونگذاری از سوی علمای مشروعه خواه در برابر مجلس عرفی شکل گرفت و روند مجلس اول را تغییر داد.

از طرفی، به نظر می رســد خود نهادهای صنفی هم اســتقلال عمل قدیم از دولت را ندارنــد. ما این را حتــی در مورد اتاق بازرگانی هم می بینیــم که گرچه پارلمان بخش خصوصی خوانده می شود؛ اما ترکیب و پشتوانه آن، عملا خصوصی-دولتی است.
دولــت در ایران به خصوص بعــد از انقلاب تلاش کــرده نهادهای مســتقل مدنی حتی نهادهای ســنتی دیرپایی مثل نهاد بازار و نهاد روحانیت را در خود هضم یا جذب کند. دولت با استفاده از رانت و قدرت خود توانسته سندیکاها را هــم جذب کند که ما این مســأله را در اتاق بازرگانی، نظام پزشــکی و تشکل های کارگری هریک به شکلی میبینیم. چرا که دولت به علت رانت سیاسی و نفتی که از آن برخوردار است؛ در همه حوزه ها دست می اندازد. 
شما در ابتدای این گفت وگو اشاره کردید که در این دوره مجلس، مردم بیشــتر به متخصصان رای خواهند داد تا سیاستمداران که البته دلیل اصلی آن را عملکرد شورای نگهبان و گرفته شدن تریبون ها از چهره های شاخص اصلاحات در دهه گذشته دانستید. به نوعی، این گرایش را ناگزیر دانستید. اما در مقابل دیدگاه شما، مدتی قبل آقای عبدالله نوری این رویکرد را که «سیاست زدایی از پارلمان» تعریف کرده اند، به نحوی ایجابی و تجویزی بــرای اصلاح طلبــان مطرح کردند و از اصلاح طلبان خواستند بیش از سیاســتمداران، متخصصان مختلف را در لیست های انتخاباتی بگذارند. شما با این رویکرد، همراهی دارید؟
اگر جناح مقابل حاضر است این کار را بکند، ما هم حاضریم. در حالیکه همه می دانیم جناح راســت همه ژنرال های سیاسی را هم به عرصه انتخابــات خواهد آورد. در این شــرایط، ما چرا باید سپر بیندازیم؟ شاید این توصیه را میشد مثلا در انتخابات شوراهای شهر و روستا مطرح کرد و در بستن لیستها، اولویت را به چهره های کارشناس و تکنوکرات ها داد. اما مجلس نهادی است که کارکرد سیاســی دارد؛ چون ناظر به دولت به عنوان قدرت سیاســی اســت و طبعا اعضای آن نمی توانند افرادی غیرسیاسی باشند.

با توجه به مجموعه این مباحث، پیشنهاد می کنید اصلاح طلبان با چه شعار یا ایده ای می کنید اصلاح طلبان با چه شعار یا ایده ای وارد اننتخابات مجلس شوند؟
در مورد شــعار که الآن زود اســت و باید در جلسات عالی اصلاح طلبان روی آن بحث شود. اما ایده های مختلفی وجود دارد؛ از جمله دفاع از دولت، دفاع از برجام، احیای مجلس، تشکیل مجلس دانا و توانا و... که باید روی این ایده ها کار کرد.

دسته بندی خبر روز ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top