قرار است مدارس «فرهنگ» علوم انسانی را متحول کنند؛ اما چگونه؟!

وکیل ملت: اگر پاسخ وی به رسانه های بیگانه را مدنظر قرار دهیم، نتیجه خواهیم گرفت که انتقال رشته علوم انسانی به مدارس فرهنگ، اقدامی در راستای تحول رشته علوم انسانی است؛ شگفتا که این اقدام تحول جویانه، در گام نخست به محدود کردن شمار دانش آموزان و در نتیجه دانش آموختگان این رشته منجر شده است!

تاریخ انتشار: 19آذر1394|19:54

قرار است مدارس «فرهنگ» علوم انسانی را متحول کنند؛ اما چگونه؟!
| کد خبر: 68061

در پی جنجال‌هایی که طرح عجیب ممنوعیت ثبت نام در رشته علوم انسانی در مدارس دولتی و انتقال این رشته به مدارس «فرهنگ» به وجود آورد، یادداشتی منتشر شد که ابعاد جدیدی از این طرح را رو می‌کند.

به گزارش «تابناک»، اسفندیار چهاربند، مدیركل آموزش و پرورش شهر تهران که با اعلام خبر ممنوعیت ثبت نام دانش آموزان در رشته علوم انسانی در مدارس دولتی پایتخت، ولوله‌ای عجیب در جامعه انداخته و اعتراضات فراوانی را رقم زده بود، در یادداشتی مشتمل بر هفت بند ـ که بی شباهت به لایحه دفاعیه نیست ـ توضیحاتی ارائه کرد که حاوی ابهامات جدیدی در این خصوص است.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این یادداشت که روی خروجی سایت اداره کل آموزش و پرورش استان تهران قرار گرفت (و متن کاملش را اینجا می‌توانید بخوانید)، طرح این موضوع است که مدارس فرهنگ نه تنها پولي نيستند، بلکه دولتی به حساب می‌آیند؛ ادعایی که اگر فرض را بر صحتش بگذاریم، آن زمان این سؤال به وجود خواهد آمد که چرا این مقام مسئول از ابتدا از ممنوعیت ثبت نام در رشته علوم انسانی در مدارس دولتی سخن گفت؟
 

قرار است مدارس «فرهنگ» علوم انسانی را متحول کنند؛ اما چگونه؟!


این اشکال در حالی خودنمایی می‌کند که می‌بینیم در هیچ کجای یادداشت تفصیلی مدیرکل آموزش و پرورش تهران، خبر درج شده در این خصوص تکذیب یا حتی اصلاح هم نشده است، در حالی که اگر به سخنان وی اتکا کنیم، ناچار باید نتیجه بگیریم ممنوعیت ثبت نام دانش آموزان دبیرستانی در رشته علوم انسانی در مدارس دولتی، خبری کذب بوده و صرفا آن بخش از سخنان وی که تاکید داشته رشته علوم انسانی به مدارس فرهنگ واگذار شده، صحیح است.

عجیب تر اینجاست که می‌بینیم چهاربند در بند نخست یادداشت خود به صراحت تأکید دارد که از مجموع 16 دبیرستان فرهنگ که در تهران دایر شده‌اند، 4 مورد آن نمونه دولتی و 12 تای دیگر هیأت امنایی هستند که البته هر دو نوع این مدارس، به ویژه نوع هیأت امنایی، از متقاضیان پول دریافت می‌کنند و نمی‌توان آنها را غیرپولی خواند.

جالب تر اینکه در بند دوم این لایحه، تعداد دانش آموزان شاغل در رشته علوم انسانی در تهران 36 هزار تن ذکر شده و در ادامه یادآوری شده که از این جمع، حدود 3500 تن در مدارس فرهنگ به تحصیل مشغولند. با این حساب جا دارد که یکی از انتقاد جدی وارده به این طرح در روزهای اخیر را به این مقام مسئول یادآور شده و از وی بپرسیم، چگونه قرار است با ظرفیت یک دهمی مدارس فرهنگ به انبوه متقاضیان تحصیل در رشته علوم انسانی خدمات داده شود؟ آیا غیر از این است که معنای تلویحی چنین اقدامی، تیشه به ریشه این رشته زدن و فراهم کردن بساط زوال علوم انسانی‌ست؟

این در حالی است که در ادامه این لایحه دفاعیه، ابتدا از گزینش شدن دانش آموزان در مدارس فرهنگ می‌شنویم و بعد از دایر بودن ثبت نام در رشته علوم انسانی در برخی مدارس دولتی به منظور ثبت نام این داوطلبان جامانده از مدارس فرهنگ می‌خوانیم تا با این سؤال اساسی مواجه شویم که آیا اعتراضات شکل گرفته به این تصمیم در روزهای گذشته موجب شده که آقای مدیر کل از تصمیمش کوتاه بیاید یا از ابتدا هم بنا بر همین بوده و چهار بند فراموش کرده در گفت‌وگوی جنجالی خود به این موضوع اشاره کند؟

اما مهم ترین موضوعی که در این یادداشت بدان اشاره شده، چرایی تأسیس مدارس فرهنگ است؛ موضوعی که مدیر کل آموزش و پرورش استان تهران آن را «بهبود شرايط اجراي رشته ادبيات و علوم انساني در شهر تهران» می‌خواند و مدعی می‌شود: «حساسيت برخي از رسانه‌ها و شبكه‌هاي تلويزيوني بيگانه نسبت به اين موضوع در روزهاي اخير نيز از آن جهت كه برنامه هاي گسترده‌اي براي تغيير ارزش ها، باورها و سبك زندگي نوجوانان و جوانان ما دارند، قابل تأمل است و مي‌تواند حاكي از نگراني آنها از تحول رشته علوم انساني و تبديل آن به يك جريان كارآمد فرهنگي مؤثر در تكوين و تعالي هويت ايراني و اسلامي دانش آموزان دبيرستاني ما باشد».

البته وی از انتقاد گسترده مردم و رسانه‌های داخلی در این خصوص چشم پوشی کرده و ظاهرا برای این دسته از منتقدان جوابی ندارد؛ اما اگر پاسخ وی به رسانه های بیگانه را مدنظر قرار دهیم، نتیجه خواهیم گرفت که انتقال رشته علوم انسانی به مدارس فرهنگ، اقدامی در راستای تحول رشته علوم انسانی است؛ شگفتا که این اقدام تحول جویانه، در گام نخست به محدود کردن شمار دانش آموزان و در نتیجه دانش آموختگان این رشته منجر شده است!

عجیب‌تر اینکه می‌بینیم این طرح تحول مورد توجه وزارت آموزش پرورش و سیاست گذاران این عرصه بسیار حساس هم قرار نگرفته و مجری تحول علوم انسانی، آن هم در راستای رسیدن به اهداف عالی نظام، مدیرکل آموزش و پرورش استان تهران است. آن هم به کمک طرحی که بی هیچ مقدمه، ناگهان در گفت‌وگو با یک رسانه  ـ و نه در نشستی خبری ـ به اطلاع عموم می‌رسد تا این شبهه به وجود آید که خلق الساعه و بی هدف است.

شگفت‌آورتر از همه این موارد این است که بدانیم تحول وعده داده شده توسط این مقام مسئول در حالی قرار است رخ دهد که محتوای کتاب های درسی و برنامه آموزشی مدارس ـ که همگی مصوب وزارت آموزش و پرورش هستند ـ هیچ تغییری نکرده و هیچ وجه تمایزی میان مدارس فرهنگ با مدارس دولتی از نظر درسی وجود ندارد. اینجاست که می‌توان نتیجه گرفت سوق دادن افکار عمومی به مسائلی از این دست، تنها فرافکنی اشکالات یک طرح عجیب است.

طرحی که با توجه به توضیحات آقای مدیرکل، نمی‌دانیم با چه نامی از آن یاد کنیم: ممنوعیت نسبی ثبت نام در علوم انسانی در مدارس دولتی یا انتقال نصفه و نیمه علوم انسانی به مدارس فرهنگ در راستای کاهش محصلان علوم انسانی!

دسته بندی خبر روز , آموزش حقوقی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top