علیخانی: رابطه رهبری و هاشمی صمیمانه است

وکیل ملت: وسواسش درباره آنچه که از جانب او قرار است در فضاي رسانه اي منتشر شود، آنقدر زياد است که چندبار متن نهايي مصاحبه را بازبینی کرده و بخش زيادي از آن را هم حذف می کند.

تاریخ انتشار: 23آذر1394|20:30

علیخانی: رابطه رهبری و هاشمی صمیمانه است
| کد خبر: 69441

با قدرت‌الله علیخانی در جماران و پشت بام زیبای منزلش به گفتگو نشستیم، او که این روزها خود را برای انتخابات مجلس دهم آماده می‌کند، معتقد است مجلس يك دست پاسخگو نيست، نه مجلس ششم تکرار می شود نه مجلس اصولگرایی شبیه مجلس فعلی.

از دل نگرانی اصلاح طلبان بابت رد صلاحیت‌های شورای نگهبان که پرسیدیم می گوید به  رایزنی‌ها با شورای نگهبان امیدوار نیستیم، او تاکید دارد «اگر احساس می‌شود که ممکن است از جانب شورای نگهبان مساله اي پیش بیاید سران و بزرگان اصلاحات خدمت رهبری بروند و با ایشان صحبت کنند.»

نماینده اصلاح طلب مجالس ششم، هفتم و هشتم مجلس که از قضا رابطه نزدیکی با برخی اصولگرایان چون ناطق نوری دارد گرچه می‌گوید که او کاندیدای انتخابات نمی‌شود، اما این نکته را هم اذعان می‌کند که ناطق نوري تمایل دارد «کمک اصولگرایان در انتخابات باشد.»

از احمدی نژاد برایمان گفت که دیگر تمام شده است اما شاید پایداری ها بتوانند او را برگردانند.

 مشروح گفتگوی خبرآنلاین با حجت الاسلام قدرت الله علیخانی را در ادامه مطالعه بفرمایید:

آقای علیخانی! شما با اینکه برچسب اصلاح‌طلبی همراه خود دارید ولی در تصمیمات سیاسی‌تان مستقل عمل می‌کنید، گاها هم به همین خاطر مورد انتقاد قرار گرفته‌اید، این مشی از ابتدا همراه «شیخ قدرت» بوده یا نتیجه سالها حضور در عرصه سیاست است؟

بنده به لحاظ مشی سیاسی در اردوگاه اصلاح‌طلبان تعریف می‌شوم اما با اين حال همواره استقلال فكري خود را حفظ كرده‌ام. چرا كه معتقدم افكار خوب و مثبت را در هر جريان بايد ديد و تاييد كرد. به هر حال هر انساني برای خود اصولي دارد. اين نحوه عمل هم ناشي از خاستگاه سياسي و هم ناشي از تجربه عملي حضور طولاني‌ام در سياست چه قبل و چه پس از انقلاب بوده است. ضمن اينكه تجربه ثابت کرده در کشور ما تاکید بر یک جریان جواب نمی‌دهد و نتیجه‌ای نخواهد داشت. صحت تاكيد بر اين موضوع را طي سالهاي اخير در فضاي سياسي و به ويژه در مجلس ديده‌ايم. مجلس يك دست پاسخگو نيست.

بنابراين بايد مجلسی داشته باشیم که عقلای جریانات مختلف در آن حضور داشته باشند. چرا كه رسیدگی به وضعیت اقتصاد، اشتغال و مشکلات مردم، محور اصلي امور است و پیگیری این مسائل باید خارج از خط و خطوط حزبی و جناحی مورد توجه باشد. ضمن اين كه داشتن برنامه و انسجام براي تحقق آن مهم است اما تا زماني كه تحزب در كشور جا نيفتد، برای حل مشکلات مردم نبايد خيلي درگیر تصمیم گیری‌های گروهی شد.

آنچه در گذشته به وقوع پيوست به خوبي نشان داد فضاي سياسي يكدست و حاكم شدن يك جريان بر كشور پاسخگو نيست. دو جريان اصيل در كشور حضور دارند و هر كدام برای خود خاستگاهی دارند كه متاسفانه بيش از آنكه با هم تعامل داشته باشند، ناشي از برخي حركات و نيروهاي ديگر، از هم رنجيده و دور شده‌اند. درس اتفاقات گذشته باعث مي‌شود آدم امیدوار شود که عقلای دو جریان بخاطر مصالح ملي و كلان کشور با هم همکاری کنند چون اگر این اتفاق نیفتد روزی خواهد آمد که هر دو جریان بابت این عدم همکاری و تعامل، پشیمان خواهند شد.

البته در انتخابات ریاست جمهوری 92 بخشی از دو جریان بر سر کاندیدای نهایی به تفاهم رسیدند.

بله در انتخابات ریاست جمهوری تاحدی این اتفاق افتاد، اما تعداد انگشت شماري از اصولگرايان پشت سر آيت‌الله هاشمي و سپس آقاي دكتر روحاني قرار گرفتند. چرا كه جریان کلی اصولگرا کاندیداهای دیگری داشتند. در واقع آنچه در انتخابات 92 اتفاق افتاد ضمن در نظرگرفتن جمع‌بندي دروني اصلاح طلبان، اين بود كه فضای سیاسی کشور جذب آيت الله هاشمی شده بود و سپس حمایت ایشان از آقای روحانی در كنار برنامه‌ها و شعارهايي كه آقاي رييس جمهور مطرح كردند، نتيجه انتخابات را رقم زد.

 آقای علیخانی شما در مجلس ششم اختلافاتی  با برخی اصلاح طلبان داشتید که...

در خصوص مجلس ششم قبلا و بارها صحبت كرده‌ام. به هر حال مسايلي در مجلس ششم در جريان بود كه باعث شده بود ذيل فراكسيون دوم خرداد گرايش‌ها و جمع‌هاي همفكر مختلفي وجود داشته باشد مانند آقايان محتشمی‌پور، سيدهادی خامنه‌ای، مجيد انصاري، کیان ارثی، سیدمحمد رضوی، ابوالفضل شکوری، بنده و افراد دیگری كه در راس آن جناب آقاي كروبي بودند كه در روش دفاع از امام و انقلاب با هم همراه‌تر بودیم. البته با وجود همفكري درخصوص برخي مسايل، بعضا برخي دوستان مثل من -كه آنجا نيز گاها مستقل عمل مي‌كردم- وارد موضع‌گيري نمی‌شدند.

سوالم نیمه تمام ماند، یک بخشی از اختلافات شما با برخی دوستان اصلاح طلبان در مجلس ششم بر سر این بود که شما عنوان می‌کردید اصلاح‌طلبان و مجلس اصلاح‌طلب باید با سایر نهادهای حاکمیتی تعامل داشته باشد. ولی برخی اصلاح‌طلبان اینطور فکر نمی‌کردند اما امروز همین حرف دیروز شما را مکررا بيان مي کنند که باید با نهادهای نظام وارد تعامل شد. رویکرد این روزهای دوستان اصلاح‌طلبان را چطور تحلیل می‌کنید؟

مرور زمان ثابت کرد که نیاز به تعامل است. یک واقعیت را فراموش نکنید آن هم اینکه اگر امروز همان افراد اصلاح طلب در مجلس باشند روش هاي آن دوره را در پیش نخواهند گرفت.

پس مجلس ششم دیگر هیچوقت شکل نخواهد گرفت؟

خير اما مجلس اصولگرایی از جنس مجلس فعلی هم دیگر شکل نخواهد گرفت. شما هم در پرسش‌هایتان تنها به اصلاح طلبان ایراد نگیرید، تندروی‌ها و بی تدبیری‌های جناح مقابل را هم كه امروز اين وضع را براي كشور رقم زده، در نظر داشته باشید.

برخي ترکيب مجلس دهم را شبيه مجلس پنجم می پندارند که با اکثريت اصولگرا، اقلیت اصلاح طلب قدرتمندي هم داشت. نظر شما چيست؟

قبلا هم اشاره كردم كه نياز به مجلسي داريم كه همه جريان ها در آن حضور داشته باشند. با اين حال بسته به فضاي انتخابات، ممکن است مجلس آينده شبیه چنین مجلسی شود.

در ذیل همین بحث‌هایی که درباره ضرورت تعامل اصلاح‌طلبان با نهادهای حکومتی مطرح می‌شود، این روزها بحث رایزنی اصلاح طلبان با شورای نگهبان هم داغ است. اطلاع دارید رایزنی‌ها در چه سطح و مرحله‌ای در حال انجام است؟ ضرورت آن را چقدر حس می‌کنید؟ شما هم  وارد این رایزنی‌ها شده اید؟

من دنبال رایزنی نیستم، اما ظاهرا برخی دوستان به دنبال این موضوع هستند كه خيلي نسبت به نتايج آن اميدوار نيستم.

یعنی اثری بر تصمیمات و روش شورای نگهبان ندارد؟

معتقدم اگر قرار است رایزنی صورت گیرد باید بزرگان اصلاحات بروند با سطحي بالاتر گفتگو كنند. همانطور که قبلا برخي سران جریان خدمت رهبری می‌رفتند الان هم اگر احساس می‌شود که ممکن است از جانب شورای نگهبان مساله اي پیش بیاید، باید خدمت رهبری بروند  و با ایشان صحبت کنند.

سران اصلاحات مشخصا چه کسانی مدنظرتان است؟

مخاطبان رسانه شما می‌دانند منظور من چه کسانی هستند.

این روزها دو رویکرد در رابطه با رد صلاحیت‌های احتمالی از سوی شورای نگهبان مطرح است؛ اول اینکه اصلاح طلبان رویکرد ثبت نام حداکثری را در پیش بگیرند تا شورای نگهبان را مقهور این سونامی ثبت نامی کنند دوم اینکه چهره‌های سفید و کم حاشیه کاندیدا شوند که هزینه ردصلاحیت ها به حداقل برسد. شما کدام استراتژی را مناسب‌تر می‌دانید؟

آنهایی که می‌دانند رد صلاحیت می‌شوند، نباید ثبت نام کنند. فکر نمی‌کنم اصلاح‌طلبان این رویکرد را در پیش بگیرند.

یک احتمال درباره اتخاذ رویکرد دوم هم این می‌تواند باشد که در صورت فرستادن افراد کمتر شناخته شده به مجلس، احتمال تشکیل یک فراکسیون اقلیت قدرتمند کمرنگ می‌شود. مثل شرایط فعلی که فراکسیون اصلاح طلبان عملا در مجلس نقش تاثیرگذاری ندارد.

برخي از جمله بنده معتقديم همه جریانات سیاسی و سیاسیون کشور باید راضی شوند که مجلس آینده را عقلای قوم تشکیل دهند. اگر عقلا را کنار بگذاریم یعنی باید دوباره سرنوشت خودمان را به دست عده ای تندرو بدهيم که کشور را دچار بحران کنند. بنابراين بايد كساني حضور يابند كه به فکر خدمت و اهل تعامل و تفاهم با یکدیگر باشند. فارغ از اين مباحث معتقدم تندروهاي كنوني در مجلس آینده حذف خواهند شد و شانسی نخواهند داشت.

البته برخي مثل آقاي باهنر می‌گویند که اصولگرایان تندرو را به اصلاح طلبان ترجیح می‌دهند. ايشان را هم باید یکی از عقلا و بزرگان اصولگرا دانست دیگر.

براي مزاح مي گويم كه ايشان معیار ندارد! چرا كه یک روز می‌گویند مجلس بدون اصلاح طلبان نمی‌شود، یک روز دیگر می‌گویند معتدلین اصلاح طلب را هم نباید راه داد! همفكران او هم امروز با پایداری‌ها، موتلفه و ایثارگران وارد رایزنی شده اند. گويي بيش از جريان كلي اصولگرا به فكر خودشان هستند.

خبرهایی هم هست که مثلا جبهه پایداری روی رای شهرستانها بیشتر امید بسته است.

من هم شنيده‌ام، اگر احساس كنند در تهران رقيب جدي و متحد است، ممكن است بعضي‌ از آنها از تهران نامزد انتخابات نشوند.

یعنی تصور می‌کنید جریان نزدیک به احمدی‌نژاد از این طریق بتواند خود را تاحدی در فضای سیاسی کشور حفظ کند؟

طيف پايداري و نزديكان رييس جمهور سابق تلاش می‌كنند حضورشان را در فضاي سياسي حفظ كنند و البته مانعي براي هيچ فرد و گروهي نيست و نبايد باشد. ممكن است از برخي شهرستان‌ها تعداد اندكي از آنها (حدود 10 نفر) به مجلس بيايند. شايد برخي از آنها هم كه در حد وزير بوده‌اند نه به واسطه انتساب به احمدي‌نژاد بلكه سابقه نمايندگي در حوزه انتخابيه يا مسووليت‌هاي عالي در دولت قبل شانس موفقيت داشته باشند. حالا هم برخي از اعضاي دولت سابق جلساتي را برگزار مي‌كنند كه آقاي تقوي محور آن است و مي گويند با توصيه آيت الله مهدوي اين كار را مي‌كنند اما مشخص نيست كه اگر اين نقل قول درست است چرا خود آيت الله مهدوی کنی نتوانستد این اصولگرایان را به وحدت برساند! جالب این است که در این جلسات بیشتر وزرای نزدیک به احمدی نژاد حضور دارند تا اصولگرایان اصيل.

خود احمدی نژاد چطور؟ فکر می‌کنید به سیاست برگردد؟

احمدی‌نژاد دیگر تمام شد.

آقای حسینیان اخیرا گفته بود امیدواریم احمدی‌نژاد برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دوباره کاندید شود. به نظر می رسد ایشان و طیف پایداری هنوز حامي احمدی نژاد است.

به هر حال آزادی است! شاید بتوانند او را به سیاست برگردانند. البته حساب آقاي حسينيان از ديگران جداست. ايشان را خوب می‌شناسم. در مجلس هم اگر اظهارنظر می‌کند، خودش است نه تحت تاثير دیگران. مثل برخي نیست که دستوری عمل مي کنند.
آقای علیخانی! بحث شیخوخیت، هم در جریان اصولگرا هم اصلاح طلب یک اصل قدیمی بوده ولی در چند انتخابات اخیر به نظر می‌رسد در هر دو جریان کمرنگ شده است. مثلا قبلا اگر وارد فضای انتخابات می‌شدیم یک سر ماجرا افرادی چون عبدالله نوری و موسوی خوئینی‌ها و ... بودند. این شیخوخیت اصلاح طلب الان چه جایگاهی در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی‌های جریان اصلاحات دارند؟

این چهره‌ها همچنان نفوذ خودشان را بین اصلاح طلبان دارند.

یعنی در پشت صحنه هستند؟

کل جریان اصلاح‌طلبی برای آقای موسوی خوئینی‌ها یک احترام خاصی قائل هستند. آقای خوئینی‌ها را خیلی‌ها نمی‌شناسند، برخي هم به ایشان جفا کردند و می‌کنند. ایشان یک انسان متعهد و متعبد است. این دورنمایی که برخی مخالفان درباره ایشان درست کردند جفا بود. آقای عبدالله نوریِ نيز از عقلای جريان و مورد احترام همگان است.

به غیر از این جایگاه احترام برانگيز؛ ايشان در تصمیم گیری‌های اصلاح طلبان نقش دارند؟ یا فضا از دست روحانیت اصلاح طلب خارج شده است و ...

مهم نیست چه کسی الان در میدان حاضر است و چه کسی در میدان نیست ولی در بزنگاه تصمیم‌گیری، وقتی بزرگان جريان می‌گویند به فلان کاندیدا رای بدهید، می بینید که همان هم اتفاق مي افتد.

در این دو سه سال برخی چهره‌های اصلاح طلب مثل آقای عارف و خرازی به میدان آمدند و به شدت فعال شدند. عنوان می‌شود این چهره‌ها بخاطر مقبولیتی که در نظام دارند تلاش می‌کنند میدان دار تحرکات اصلاح طلبان شوند. افرادی از این دست را چقدر به عنوان لیدر اصلاح طلبان قبول دارید؟

اين چهره ها به ويژه جناب آقاي عارف محترم و داراي جايگاهند اما به لحاظ شيخوخيت ميان همه اعضاي جريان، بزرگان ديگري نيز نقش ايفا مي كنند.

از ظرفیت این چهره‌ها می‌توان برای نزدیک شدن جریان اصلاحات به نهادهای حاکمیتی استفاده کرد؟

از ظرفیت همه این چهره‌ها باید استفاده کرد. به هرحال عارف با گذشت و فداکاری در انتخابات 92 نقش مهمی در پیروزی آقای روحانی ایفا کرد و نمی‌توان انکار کرد.

برخی اظهارات از سوی کارگزارانی‌ها و جریان نزدیک به آقای هاشمی حکایت از این دارد که چندان اقای عارف را به عنوان سرلیست خودشان قبول ندارند، ریشه این اختلاف به کجا بر می‌گردد؟ صحت دارد یا...

اطلاعی ندارم اما شايد برخي از اين مطالب شيطنت هاي رقيب با هدف اختلاف افكني باشد.

مدتی قبل بحث اختلاف بین شورای مشورتی و شورای هماهنگی اصلاح طلبان مطرح شد و بعد هم شاهد شکل گیری شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان در جهت رفع این اختلافات بودیم...

اصلاح طلبان اگر اختلافی با هم داشته باشند بر سر روش‌هاست. شما اینها را نشناخته‌ايد. روز آخر تصمیم نهایی که اعلام شود همه متحد و به خط می‌شوند.

الان اینطوری شدند؟ قبلا که اختلافات‌شان کم هم نبود.

به هر حال تجربیات گذشته به این همراهی و وحدت امروز کمک کرده است. به این مصاحبه‌هایی که گاهی مخالف یکدیگر است، توجه نکنید. وقتی بزرگان تصمیم را بعد از مشورت‌ها و صلاح مصلحت ها بگیرند، همه دنبال آن می‌روند.

آقای علیخانی! این روزها اصلاح طلبان حتی بیشتر از اصولگرایان به آقاي ناطق نوری و  حضور ایشان در صحنه انتخابات اميد بسته اند و حتي برخي موضوع سرلیستی ایشان را مطرح می کنند. دلیل علاقه اصلاح‌طلبان به این قسم یارگیری‌ها از بین چهره‌های سیاسی اصولگرا چیست؟

تا آنجا که بنده اطلاع دارم، آقای ناطق نوری نمی‌آیند. ايشان یک چهره سیاسی ریشه‌دار است. خودشان به موقع تصمیم می‌گیرند و به موقع هم عمل می‌کنند. معتقدم ایشان در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهند کرد مگر اینکه اتفاقاتی بیفتد. در حال حاضر هم معتقدم جریان آقای لاریجانی به تفکرات آقای ناطق‌نوري نزدیک است. آقای ناطق‌نوري هم برای لاریجانی خیلی احترام قائل است. همانطور که در سال 84 لاریجانی کاندیدای مورد حمایت ناطق نوري در انتخابات ریاست جمهوری بود. همان اعتماد دیروز را امروز هم به آقاي لاریجانی دارند. امروز هم خیلی‌ها آقاي لاریجانی را تخریب می‌کنند، اما این تخریب‌ها او را محبوب‌تر کرده است. اتفاقی که برای آقای هاشمی هم افتاد و هرچه هجمه علیه ایشان کردند باعث محبوبیت بیشترشان شد. یک عده اصولگرا كه در اقليت اند، امروز هم به آقاي دكتر لاریجانی اهانت مي كنند؛ در حالي كه اکثریت مراجع ايشان را قبول دارند. بنده معتقدم آقای لاریجانی هیچ جا، خلاف نظر رهبری کاری را انجام نمی دهند.

در ریاست جمهوری 92 روایت‌هایی از نقش پشت پرده ناطق نوري در انتخابات مطرح می شد. چه از رایزنی با روحانی و تشویق او برای کاندیداتوری، چه رایزنی که با آقای ولایتی در کنار نکشیدن از انتخابات داشتند. با توجه به ارتباط نزدیکی که با ایشان دارید نشانه هایی از فعالیت پشت پرده ایشان در انتخابات مجلس هم مشاهده می کنید؟ تلاشي می کنند؟

درباره انتخابات مجلس همانطور كه اخيرا آقاي لاريجاني هم اشاره كردند، اقای ناطق نوري فعالیت هايی دارند. یک نکته ای را هم بگویم و آن اینکه در مجمع تشخیص مصلحت نظام از قدیم رسم بوده که بخشی از اعضا که با هم حشر و نشر بيشتری دارند و پس از جلسه رسمي مجمع دور هم جمع می شوند. آقای ناطق نوري به این جمع می گوید: "انجمن اسلامی مجمع". در آستانه انتخابات گذشته در همين جمع پیشنهاد نامزدی به اقای ناطق نوري شده بود و ایشان نپذیرفته بود. به اقای روحانی پیشنهاد کردند و ایشان هم اظهار داشتند که اگر اين جمع حمایت كند، آمادگی دارند که نامزد شوند. و در شرايط فعلي هم آقای ناطق نوري بیشتر مایلند که کمک جریان اصولگرا باشند تا اینکه خودشان وارد گود شوند.

آقای علیخانی فکر می‌کنید چهره‌ای بین اصولگرایان هست که بتواند نقطه پیوند و نزدیکی عقلای اصولگرا و اصلاح طلب شود؟

عقلایی هستند که می توانند واسطه باشند، اما متاسفانه در درون خود جریان‌های اصولگرا هنوز ظرفیت تعامل را پیدا نکرده اند و تا زمزمه تعامل با اصلاح طلبان مطرح مي شود، تندروها با فضاسازي مانع از نزديكي دو جناح مي شوند.

به عقیده شما در انتخابات مجلس دهم، طیف نزدیک به دولت و احزابي همچون اعتدال و توسعه همراه با تصمیمات اصلاح طلبان حرکت مي کنند یا با معتدلین اصولگرا، پیوند خواهد خورد؟

اتفاقي كه در سال 92 پيروزي را رقم زد، بايد در سال 94 نيز دنبال و تكرار شود. اگر كسي خارج از اين چارچوب فكر يا عمل كند، نتيجه اي حاصل مي شود كه چندان براي دولت و اصلاح طلبان مطلوب نخواهد بود.

در تصمیم گیری‌های انتخاباتی برای مجلس دهم، اصلاح‌طلبان چقدر آقای هاشمی را محل رجوع و نظرخواهی قرار می‌دهند؟

آقای هاشمی، ملی فکر می‌کنند و محدود به يك جناح خاص نيستند. اما بدون شک در هیچ انتخاباتی بی تاثیر نیستند و بی تفاوت هم نمی‌مانند.

آقای هاشمی همواره مورد هجمه تخریبگران بوده‌اند، در چند سال اخیر شدت این حملات زیاد شده است. برخی از تفاوت هاشمی انقلابی با هاشمی امروز می گویند و برخی از اختلافش با مقام رهبری. اما آیت الله معمولا دربرابر اين تحليل ها و نقدها سکوت می کنند.

همه می دانند که آقای هاشمی یکی از نزدیکترین افراد به حضرت امام بودند. آقای هاشمی خودش یک سند انقلاب است. امروز میدان، باز است و متاسفانه افرادي هستند كه به ایشان توهین می‌کنند ولی خارج از خط و خطوط سیاسی اگر منصف باشند می‌دانند که آقای هاشمی فردی بود که مورد تایید و علاقه امام و همراه رهبری بوده و هستند. اتفاقا آقاي هاشمی هرگز عوض نشده است.

هاشمی امروز همان هاشمی زمان امام است.  او آيت الله خامنه اي را مثل همان روزي که بحث رهبری شان مطرح شده بود، قبول دارند و بارها هم گفته اند بهتر از ایشان را برای رهبری بعد از امام سراغ ندارند. برخی‌ها شیطنت می‌کنند که بگویند رابطه اقای هاشمی با رهبری خوب نیست. اتفاقا رابطه آقاي هاشمی با رهبری انقلاب خوب است، ملاقات هایشان خیلی صمیمی است و در اظهارات اخیر آقای هاشمی هم دیدید که چقدر از رهبری تجلیل کردند و خصوصياتي از ايشان را نيز بيان كردند. معتقدم ما نباید به این مسائل ورود کنیم. منتهی برخی‌ها برای مطرح کردن خودشان به هر موضوعی ورود می کنند.

در چند سال اخیر گاهي شاهد برخی هتاکی‌ها از سوی تندروهايي از تریبون مجلس بودیم. فکر می‌کنید این تندروی‌ها چقدر به جایگاه این تریبون آسیب زد و چقدر امید دارید که مجلس بعدی شاهد ورود این دسته از تندروها نباشد؟

بدترین هجمه‌ها و الفاظ تند را در مجلس نهم بکار بردند. از جمله بارها به اسم، به اقای هاشمی فحاشی کردند، این رفتارها در مجالس قبلی سابقه نداشت. من به ماندگاری این افراد در مجلس آینده خوش بین نیستم.

شما اخیرا در مصاحبه‌ای گفته بودید که مجلس به یک «علیخانی» هم احتیاج دارد، ویژگی این «علیخانی» چیست؟ برخی به شوخی فریادهای بلند شما و اقای کواکبیان را مصداق این حرف شما می‌دانستند!

من مزاح کردم. ولی منظورم این بود افرادی مثل من ضمن اینکه مواضع مشخص و صريح داریم و خط و ربط مان معلوم است، می توانیم با همه جریانات و گروه ها تعامل كنيم و در نزديكي جریانات به هم ايفاي نقش كنيم. سابقه نمايندگي بنده نشان مي دهد كه در پيگيري امور يا اعلام مواضع صرفا در موضوعات سياسي متوقف نبوده ام و هر آنچه را كه در راستاي منافع ملت و كشور مي ديدم طرح كرده و در پيگيري مشكلات مردم چه در بعد ملي يا استاني كم نگذاشته ام.

 اگر وارد مجلس شوید اولویت شما چه کارهایی است که فکر می‌کنید در سه دوره قبل نتوانستید عملی کنید؟

مهمترین دستور کار باید نزدیک کردن جریانات به یکدیگر و حاكم كردن آرامش بر قوه مقننه براي عمل صحيح به وظايفي چون قانونگذاري و نظارت و اتخاذ تصميمات مهم و ملي در شرايط حساس كنوني با هماهنگي و وحدت نظر همه جريان ها باشد. در مرحله بعد مشکلات مردم را مي توان بهتر رسیدگی و حل كرد. همين الان كه مسووليتي ندارم، مراجعات بسيار مردمي دارم كه خواسته هاي زياد و البته به حقي را طرح مي كنند. برخي مشكلات و مسايل هستند كه هم در سطح ملي و هم در سطح استاني مردم را آزار مي دهند. بهبود وضعيت معيشت مردم و مساله اشتغال يكي از مقولاتي است كه بايد در مجلس بعد به شكل پررنگ در دستور كار مجلس از حيث كمك به دولت يا قانونگذاري صحيح باشد.

اين امر خود نيازمند رونق اقتصادي است. چرخ صنعت بايد به حركت در آيد. قزوين هم خود يك قطب صنعتي است كه امروز خاموش شده و يا مراكز توليدي با حداقل ظرفيت مشغول به كارند. درخصوص حل مشكلات آب تلاش هاي زيادي داشتم كه با خشكسالي اخير دوباره وضعيت نامطلوب شده و بايد چاره اي انديشيد. يا برخي زيرساخت ها مانند جاده يا خطوط ريلي به ويژه ميان تهران-كرج و كرج-هشتگرد- قزوين. از بعد از انقلاب در هر سمتی که بودم مشغول خدمات رسانی به مردم بودم و هر روزی که بتوانم مشکلات مردم را حل کنم برایم مثل عید است.

وضعیت اصلاح طلبان در قزوین چطور است رقیب اصلاح طلب دارید؟ مثلا ممکن است دوتا اصلاح طلب کاندیدا شوند؟

وضعیت اصلاح طلبان در استان ما خوب است و هماهنگي كاملي وجود دارد.

اخیرا سیدحسن آقای خمینی براي ورود به مجلس خبرگان اعلام آمادگي کرده اند و شايعاتي درباره نامزدي احتمالي آقای اشراقی در انتخابات مجلس مطرح است. شما که ارتباط نزدیکی با بیت امام دارید، ورود این افراد به فضای سیاسی را چطور ارزیابی می کنید؟ صحبتی با آنها داشتید؟

بحث و صحبتي نداشته ام و  طبيعي است كه هر چهره اي كه اين آمادگي را در خود ببيند مي تواند وارد صحنه انتخابات شود. آیت الله سیدحسن خمینی، هرچند به واسطه جايگاه شان در نزد مردم نيازي به كمك ندارند اما بنده و همه دوستان در خدمت ايشان خواهيم بود.

حاج اقا شما هم ریاست آقای کروبی را در مجلس تجربه کرده اید، هم ریاست آقایان حداد عادل و لاریجانی را. در کنار این دو آقای هاشمی و ناطق نوري هم ریاست مجلس را در دوره هایی برعهده داشتند. قوی ترین رییس مجلس از بین این چهره ها را کدام یک می دانید. کدامیک توانستند بهتر مجلس را اداره کند؟ عملکرد کدامیک از بقیه ضعیف تر بوده است؟

فكر مي كنم قوی ترین رییس مجلس آیت‌الله هاشمی بوده است. دوره آقاي ناطق نوري را در مجلس حضور نداشتم اما از مديريت ايشان تعريف شنيده ام. ضمن آن كه مديريت آقاي لاریجانی را قبول داشتم. دوره ششم هم در خدمت آقاي کروبی بوديم كه باصفا و دوست داشتنی بودند. آقای کروبی در آن برهه حساس خدمت زيادي به نظام كردند. ايشان دوستدار نظام و انقلابند و امیدوارم هرچه زودتر مشكلات موجود حل شود.

 

 

 

عصر ایران

دسته بندی خبر روز ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top