عضو بریده شده در حد

هانیه اله وردی

وکیل ملت: عضوی که در حد بریده شده باشد، مصداق آن تنها در عضو بریده شده در حد سرقت و محاربه است، بنابراین در این باره نیز از دو جهت بحث می کنیم:

تاریخ انتشار: 24آذر1394|18:16

عضو بریده شده در حد
| کد خبر: 69611

جهت نخست: آیا دزد یا محارب می تواند عضو مقطوع را به بدن خود پیوند بزند؟ مبنای حکم به جواز یا منع این است که آیا حد واجب در سرقت تنها قطع دست یا پای دزد است به گونه ای که پیوند زدن آن منافات با مجازات نداشته باشد؟ یااینکه حد آن است که اثر مجازات باقی باشد، تا مایه عبرت بینندگان باشد؟

برای حکم به منع پیوند باید احتمال دوم را ثابت کرد، و گرنه مقتضای اصل، اکتفا به قدر متیقن است و در بیش از آن استصحاب حرمت تعرض به آنچه پیش از سرقت ثابت بود، جاری می شود. بلکه مورد بحث از مصادیق رجوع به عامی است که دلالت بر ثبوت حرمت مطلق برای هرکسی می کند وتقیید آن جز در مجرد قطع عضو معلوم نیست، لیکن معلوم نیست منع وی از پیوند زدن، از دایره عام و مطلق خارج شده باشد، بنابر این مرجع ما اطلاق خواهد بود.

به هر حال برای اثبات اعتبار باقی بودن نقص عضو در بدن می توان به ادله ای استدلال کرد:

الف) آیه:

السارق و السارقة فاقطعوا ای دیهما جزآء بما کسبا نکالا من الله...، دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام داده اند،به عنوان مجازات الهی قطع کنید....(60)

کیفیت استدلال: مامور به در این آیه هر چند قطع است و باپیوند زدن پس از قطع منافات ندارد لیکن عرفا از تناسب حکم و موضوع استفاده می شود که مامور به، دستیابی به اثربریدن یعنی جدا ماندن است ، لذا بریدن به منزله مقدمه دستیابی به این اثر است.

فرض کنیم شخصی خدمتکار خود را کنار در بگذارد تا مانع آمدن سگ به خانه شود، آن گاه در اثر غفلت خدمتکار یا ناتوانی وی، سگ به منزل وارد شود، حال این ادعا پذیرفته نیست که متعلق تکلیف، عدم ورود سگ به داخل است وچون داخل شده، خدمتکار حق ندارد آن را از خانه بیرون کند، زیرا نزد عرف و عقلا از این تکلیف استفاده می شود که متعلق تکلیف این است که سگ در خانه نباشد، و منع از دخول سگ به منزله مقدمه دستیابی به این هدف است، بنابراین وقتی سگ داخل شد، خدمتکار موظف است به هر وسیله ممکن آن را از خانه بیرون کند.

در مورد بحث نیز حدی که به آن امر شده، این است که دست دزد قطع شود و بدون دست بماند. بریدن دست،راهی برای اجرای فرمان خداوند است، و گرنه واجب وهدف نهایی، بی دست ماندن دزد است و آن است که مایه عبرت دیگران قرار می گیرد.

با تمام این حرفها، کسی می تواند این مدعا را نپذیرد و ادعاکند که حد و واجب، جز قطع عضو و ایجاد جدایی هر چنداثر آن باقی نماند نیست، و همین قطع، مجازات و توهین به وی می باشد و با اطلاع دیگران، مایه عبرت خواهد بود.

خلاصه: آنچه لازم است، حصول علم به فهم عرفی یاد شده است، و گرنه، اکتفا به قدر متیقن لازم است و ادعای علم به آن بر عهده مدعی است.

ب) اخبار معتبر مستفیضی که از آنها استفاده می شود حد، اثرقطع یعنی جدایی پس از قطع است. در صحیحه محمدبن قیس از امام باقر(ع) آمده است:

قضی امیر المؤمنین علیه السلام فی السارق اذا سرق قطعت یمینه، و اذا سرق مرة اخری قطعت رجله الیسری، ثم اذا سرق مرة اخری سجنه و ترکت رجله الیمنی یمشی علیها الی الغائط ویده الیسری یاکل بها و یستنجی بها، فقال: انی لاستحیی من الله ان اترکه لاینتفع بشیء، و لکنی اسجنه حتی یموت فی السجن... .

امیرمؤمنان(ع) در باره دزد چنین قضاوت کرد که در مرتبه نخست دست راست وی قطع می شود و در مرتبه دوم پای چپ وی قطع می شود و در مرتبه سوم، زندانی می شود.

پای راست او قطع نمی شود تا بتواند با آن برای اجابت مزاج برود. دست چپ او هم قطع نمی شود تا بتواند با آن غذابخورد و استنجا کند. سپس فرمود: از خداوند خجالت می کشم با دزد به گونه ای رفتار کنم که از هیچ چیزی نتواند استفاده کند، لیکن وی را زندان می کنم تا در زندان بمیرد...(61)

کیفیت استتدلال: این روایت ظهور دارد در اینکه اجرای حد سرقت در مرتبه نخست با قطع دست راست و در مرتبه دوم با قطع پای چپ است. دست چپ قطع نمی شود تا بتواند با آن غذا بخورد و پای راست هم برای این است که بتواند راه برود. به همین جهت امام(ع) فرمود: پس از قطع دست راست و پای چپ، خجالت می کشم دست یا پای دیگرش را قطع کنم تانتواند از هیچ چیز استفاده کند.

انصاف آن است که دلالت این روایت بر کیفیت قطع و حد آن روشن است.

اشکال: دلالت این روایت شاید مبنی بر متعارف آن زمان باشد که قطع دست دزد مساوی با این بوده که تا ابد دست نداشته باشد، زیرا امکانات امروزی در آن زمانها وجودنداشته است، بنابر این حدیث یاد شده بر مطلوبیت این هیئت از اجرای حد دلالت نمی کند تا بتوان به سبب آن براثبات حد وی استدلال کرد.

جواب: جمله «ترکت ر جله الیمنی یمشی علیها الی الغائط ویده الیسری یاکل بها و یستنجی بها» دلالت دارد بر اینکه بریدن پای دیگر سبب می شود که نتواند راه برود و بریدن دست دیگر سبب می شود نتواند غذا بخورد و استنجا کند. اینکه اجرای حد قطع موجب می شود که در او هیئت بی دست و پایی به وجود آید، روشن است.

  فی معتبرة زرارة عن ابی جعفر علیه السلام قال: کان علی علیه السلام قال: لایزید علی قطع الید والرجل و یقول: انی لاستحیی من ربی ان ادعه لیس له ما یستنجی به او یتطهر به....   در معتبره زراره از امام باقر(ع) آمده است:امام علی(ع) به بیش از بریدن دست و پا حکم نمی کرد و می فرمود: ازپروردگارم خجالت می کشم که وی را رها کنم در حالی که چیزی که با آن استنجا یا تطهیر کند نداشته باشد.(62) این روایت به روشنی دلالت می کند بر اینکه اجرای حد قطع، مساوی با این است که چیزی نداشته باشد تا با آن استنجا کند یا تطهیر نماید و دلالت می کند بر اینکه اجرای حد، مساوی با ایجاد این حالت در اوست.   روایات وارد شده دراین زمینه فراوان است و فراوانی آنها سبب می شود ظهور این روایات در برداشت ما تقویت شود.   ج) روایت محمد بن سنان از امام رضا(ع) که ضمن نامه ای درباره علت برخی احکام به وی، چنین نوشته است:   و علة قطع الیمین من السارق لانه یباشر الاشیاء غالبا بیمینه وهی افضل اعضائه و انفعها له، فجعل قطعها نکالا و عبرة للخلق لئلا یبتغوا اخذ الاموال من غیر حلها،   علت بریدن دست راست دزد این است که در بیشتر موارد، کارها را با دست راست انجام می دهد و دست راست برترین و سودمندترین اعضا است، و خداوند بریدن آن را مایه عبرت دیگران قرار داده تا به فکر سرقت اموال مردم نیفتند.(63)   کیفیت دلالت: عبارت «و هی افضل اعضائه وانفعها له» ظهوردر این دارد که بریدن دست دزد به جهت محروم نمودن وی از منافع این عضو برتر است، چنان که جمله «فجعل قطعها نکالا و عبرة للخلق» در صورتی محقق می شود که همچنان اثر بریدن دست باقی باشد تا مایه عبرت دیگران باشد و گرنه مایه عبرت نخواهد بود و تنها برای خصوص کسانی که درهنگام بریدن دست دزد حاضر بوده اند یا این داستان برایشان نقل شده، عبرت انگیز خواهد بود ولی برای همه کسانی که باوی رفت و آمد دارند، مایه عبرت نخواهد بود.   نتیجه: دلالت روایات بر اینکه حقیقت حد سرقت، بدون دست یا پا بودن دزد است، بسی روشن است. حکم محاربه بسان سرقت است و نیازمند بحث جداگانه نیست.

دسته بندی یادداشت , حقوقی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top