نقش کارشناس در دعوای مسوولیت مدنی

دکتر عباس میرشکاری وکیل دادگستری و استادیار دانشگاه

وکیل ملت: بخش اول/برای تسریع در پیشرفت حقوق مسوولیت مدنی نباید از موقعیت کارشناسان و نقش اینان در این فرایند غافل شد: اینان همیاران خوبی برای دادرس‌اند تا واقعیت را آنگونه که هست، ببیند. اینان نه همچون دادرس‌اند که دل‌بسته به مواد قانونی، کمتر مجالی برای اندیشیدن به جهان واقعیت‌ها داشته باشند و نه همچون وکلای‌ دو سوی پرونده‌اند که حقیقت را از دریچه منافع موکلشان ببینند.

تاریخ انتشار: 30آذر1394|16:43

نقش کارشناس در دعوای مسوولیت مدنی
| کد خبر: 71973

کارشناسان با این هر دو گروه تفاوت‌ دارند: از تخصص حقوقی به دورند؛ این ویژگی کمک‌شان می‌کند تا همچون انسانی متعارف، زیان و اندازه آن را تشخیص دهند، حتی فراتر از این، روش جبران زیان را نیز به دادرس پیشنهاد کنند. اگر کارشناس نظر خویش را بر مبنای واقعیت مستدل بنویسد و دادرس به لزوم یاری گرفتن از وی و نیز، صحت و راستی گزارشش باور داشته باشد، مسلماً تشخیص اصل زیان، اندازه آن و سرانجام روش جبران آن آسان‌تر خواهد بود. با توجه به همه‌ی این‌ها، دریغ است که گاه در رویه قضایی از این ظرفیت پرتوان بهره کافی برده نمی‌شود. با این حال، خطری که نباید نادیده‌اش گرفت، «خروج کارشناس از قلمرو صلاحیت خویش» و «ورودش به امور حکمی» است؛ کارشناس تنها در امور موضوعی تخصص دارد، برای همین، صلاحیت اظهارنظر در امور حکمی را نخواهد داشت. نشناختن این مرز و میدان دادن به کارشناس برای رسیدگی در امور حکمی آغاز یک دادرسی نامناسب است؛ چه با توجه به عدم تخصص کارشناس در امور حکمی، اظهارنظرش در این دسته از امور راهزن و گمراه‌کننده است. در این نوشتار، سعی می‌شود تا با تاکید بر نمونه‌ها و مساله‌های عملی، «لزوم بهره‌گیری از کارشناسان» و نیز «صلاحیت آنها» بررسی شود.

گفتار نخست- لزوم بهره‌گیری از کارشناسان مبحث نخست- شرح رویدادهای پرونده

از جمله ارکان تحقق مسوولیت مدنی عامل زیان، وجود و اثبات رابطه سببیت میان فعل وی با زیان وارده است؛ عبارت ماده دو ق.م.م. مبني براينكه «عمل واردكننده‌ی زيان موجب خسارت مادى يا معنوى زيان‌ديده باشد» نشان‌دهنده لزوم وجود و اثبات همین رکن است. برای همین، صرف انجام عملي توسط خوانده و نيز ورود خسارت به زيان‌ديده، نمي‌تواند مرتكب عمل را مسوول جبران خسارت بگرداند. با این حال، پرسش این است که چگونه می‌باید رابطه سببیت را تعریف کرد؟ افزون بر این، اثبات این رابطه چگونه است؟ صرف‌نظر از پاسخ‌هایی که در ادبیات حقوقی به این پرسش داده شده، به گمان نگارنده، دادرس با ارجاع موضوع به کارشناس و پرسیدن پرسش‌های ویژه از وی می‌تواند رابطه سببیت را بهتر و آسان‌تر احراز کند. برای توضیح این نکته، دادنامه شماره 195 به تاریخ 6/3/1392 مندرج در کلاسه پرونده 920184 قابل توجه می‌باشد. در این دادنامه چنین می‌خوانیم:

«در خصوص دادخواست خواهان‌ها ر.ن. و ی.غ. به طرفیت خوانده شرکت س. به خواسته صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت خسارت بابت آتش‌سوزی و حریق درختان ناشی از مسدود نمودن راه دسترسی به باغستان‌ها بدین شرح که خواهان‌ها اعلام داشتند باغ‌های متعلق به آنان به علت نامعلومی دچار آتش‌سوزی می‌شود و زمانی که ماشین‌های آتش‌نشانی جهت خاموش کردن آتش به محل حریق حرکت می‌نمودند، راه عبوری توسط شرکت خوانده مسدود شده بود و به علت مسدود شدن راه توسط خوانده ماشین‌های آتش‌نشانی نتوانستند در محل حریق حاضر شوند و آتش را خاموش نمایند و به علت عدم خاموش شدن آتش درختان باغ‌های متعلق به خواهان‌ها دچار آتش‌سوزی می‌شود. فلذا به شرح خواسته تقاضای رسیدگی شده است. با بررسی اوراق و محتویات پرونده و نظر به اینکه، اولاً؛ خواهان‌ها در اظهارات خود به صراحت اعلام داشتند که آتش گرفتن باغ آنان توسط خوانده واقع نشده است. ثانیاً؛ علت ورود خسارت به باغ درختان متعلق به خواهان‌ها، آتش‌سوزی بوده است. ثالثاً؛ هیچ‌گونه رابطه علت و معلولی بین عمل انتسابی خوانده و ورود خسارت مورد ادعای خواهان‌ها به باغ آنان وجود ندارد. فلذا با عنایت به مراتب فوق، این دادگاه دعوای خواهان‌ها را وارد ندانسته و مستنداً به ماده 197 ق.آ.د.م. حکم بر بی‌حقی خواهان‌ها صادر و اعلام می‌نماید».

مبحث دوم- تحلیل رویدادهای پرونده

مساله به طور ساده از این قرار است: ماشین‌های آتش‌نشانی که در راه خاموش کردن آتش باغی بودند، به علت مسدود بودن راه نمی‌توانند به موقعیت آتش دسترسی پیدا کرده و آتش را خاموش کنند. مالکان باغ که هستی خود را از دست رفته می‌بینند، علیه شخصی که راه را مسدود کرده، اقامه دعوا کرده و مطالبه زیان می‌کنند.

یک- دادگاه در بررسی این دادخواست، خوانده را مسوول نمی‌داند. برای رسیدن به این پاسخ نیز سه استدلال می‌آورد:

دلیل نخست آنکه «خواهان‌ها در اظهارات خود به صراحت اعلام داشتند که آتش گرفتن باغ آنان توسط خوانده واقع نشده است». این سخن مسلم است، خواهان‌ها نیز هیچ‌وقت چنین نکته‌ای را بیان نکرده‌اند، آنها مدعی این نیستند که آتش توسط خوانده به راه افتاده، بلکه آنها اظهار می‌کنند که خوانده با بستن راه، مانع رسیدن ماشین‌های آتش‌نشانی به محل وقوع آتش شده است. بنابراین، توسل به این نکته که آتش به وسیله خوانده ایجاد نشده، نمی‌تواند استدلال مناسبی باشد.

دلیل دوم دادرس محترم این است که «علت ورود خسارت به باغ درختان متعلق به خواهان‌ها، آتش‌سوزی بوده است». این سخن نیز، درست است: علت زیان وارده به باغ، آتش‌سوزی بوده اما این دلیل چه ارتباطی با نتیجه‌گیری دادرس دارد؟ در اینکه باغ به دلیل آتش‌سوزی آسیب دیده که تردیدی نیست، بلکه سخن بر سر این است که خوانده با اقدام خویش مانع خاموش شدن آتش شده. آیا این اقدام نمی‌تواند سبب مسوولیت وی شود؟

دلیل سوم، شاید مهم‌ترین دلیل دادرس محترم باشد، چه همان‌گونه که دیدیم، دو دلیل پیش‌گفته، شباهتی با دلیل به معنای واقعی‌اش نداشتند، دادرس نکاتی را بیان کرد که دو سوی پرونده درباره‌اش اتفاق‌نظر داشتند و هیچ ارتباطی نیز با مبانی خواهان‌ها برای مسوول شناختن خوانده نداشت. دادرس تنها می‌خواست که دادنامه‌اش ظاهری موجه و مستدل بدهد و در ظاهر تکلیفش را اجرا شده نشان دهد (اصل 167 ق.ا.) اما در دلیل سوم، باید مهم‌ترین دلیلش را بیاورد، پس می‌نویسد: «ثالثاً، هیچ‌گونه رابطه علت و معلولی بین عمل انتسابی خوانده و ورود خسارت مورد ادعای خواهان‌ها به باغ آنان وجود ندارد». اما این سخن نیز، هیچ شباهتی با دلیل ندارد بلکه دادرس تنها نتیجه‌گیری دلخواهش را در ظاهرِ دلیل می‌آورد.

دو- برای آنکه پاسخ درست را بیابیم، باید تصور کنیم که اگر خوانده راه را نبسته بود، چه روی می‌داد: پاسخ روشن است: اگر خوانده، راه را نبسته بود، ماشین‌های آتش‌نشانی می‌توانستند به باغ‌ آتش‌گرفته راه بیابند و اگر چنین می‌شد، می‌توانستند آتش را خاموش کنند. آیا با این اوصاف، باز هم می‌توان به آسانی حکم به عدم مسوولیت خوانده داد؟ این درست که خوانده آتش را روشن نکرده، اما آیا همین قدر کافی است تا او را مسوول ندانیم؟ درست است که امکان پیش‌بینی آتش گرفتن باغ برای خوانده در زمانی که راه را می‌بسته، فراهم نبوده، اما یادمان باشد که خوانده مرتکب تقصیر شده: او راه عمومی را بسته است در حالی که حق و اختیاری برای چنین کاری نداشته، حال، آیا نباید تاوان تقصیرش را تحمل کند؟

برای همین، شایسته بود دادرس محترم حکم به مسوولیت خوانده می‌داد اما باید به اندازه مسوولیت وی توجه کرد: خوانده از زمانی مسوول است که ماشین‌های آتش‌نشانی آمدند و پشت راه مسدود شده قرار گرفتند. بنابراین، زیان‌هایی که از آغاز آتش گرفتن باغ تا لحظه رسیدن آتش‌نشانی متوجه خواهان‌ها شده، نمی‌تواند به پای خوانده نوشته شود. افزون بر این، باید دید که اگر آتش‌نشان‌ها با مانعی روبرو نشده و به باغ می‌رسیدند با توجه به گستردگی آتش تا چه اندازه می‌توانستند از بیشتر شدن آتش جلوگیری کرده و از زیان خواهان‌ها بکاهند؟

پاسخ همه‌‌ی این‌ پرسش‌ها را دادرس نمی‌تواند بدهد: او «حقوق» خوانده و مسلم است که پاسخ به مسائل فنی یاد شده را نباید به گردن او انداخت اما می‌توان از او انتظار داشت که میان دلیل و نتیجه تمییز داده و آنچه نتیجه دلخواهش است را به عنوان دلیل ارائه ندهد. همچنین، می‌توان متوقع بود که دادرس با نگاهی متعارف به وقایع موضوعی پرونده بنگرد. به نظر نمی‌رسد با یک نگاه متعارف به رویدادهای این پرونده، باز هم بتوان بر عدم مسوولیت خوانده پافشاری کرد. کافی بود دادرس به این نکته توجه می‌کرد که خوانده راه عمومی را بسته است، آیا این رفتار تقصیر نیست؟

در نهایت، دادرس باید بپذیرد که اگر هم بتواند در امور حقوقی صاحب نظر باشد، در امور موضوعی و فنی نمی‌تواند. دادرس باید این پرونده را به کارشناس ارجاع می‌داد تا کارشناس درباره رویدادهای این پرونده نظر می‌داد. به گمان نگارنده، می‌شد از کارشناس خواست تا به طور ویژه درباره‌ دو موضوع بررسی و اظهارنظر کند: نخست، برآورد زیان وارده به باغ پیش از زمانی که می‌شد آتش‌نشان‌ها به باغ برسند و دوم، درباره‌ی اندازه زیانی که می‌شد با رسیدن آتش‌نشان‌ها از وقوع آن جلوگیری کرد.

دسته بندی یادداشت , حقوقی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top