دكترمهران خوش سلوك در گفت‌وگو با «وكيل ملت» مطرح كرد:

متكديان از هيچ اعمال مجرمانه ترس و واهمه‌ ندارند

وکیل ملت: تعدادشان کم نیست، تقریبا در همه جای شهر یافت می‌شوند؛ در کنار خیابان‌ها در حالی‌که دفتر مشقی در پیش رویشان باز است؛ در کنار پلکان مداخل پاساژها؛ ایستگاه‌های مترو؛اتوبوس‌ها و پل‌های هوایی؛در چهارراه‌ها پشت‌چراغ‌های راهنمایی هنگامی‌که در انتظار سبز شدن چراغ هستید؛

تاریخ انتشار: 9دي1394|17:02

متكديان از هيچ اعمال مجرمانه ترس و واهمه‌ ندارند
| کد خبر: 76532

برخی با اصرار بیش از حد قصد فروش دستمال کاغذی وسایر لوازم خود به رانندگان را دارند؛ برخی دیگر بدون کوچکترین توجهی به خواست یا مخالفت رانندگان با پارچه و اسپری، بخشی از شیشه خودروها را پاک کرده و منتظر گرفتن انعام می مانند؛ عده ای در سطح شهر، محلی را پاتوق خود کرده و گدایی می‌کنند؛ برخی دیگر تکدی‌گری را در شکل سیار انجام می‌دهند عده ای نیز در قالب بیمارداران،بیماری نداشته  فرزند خود را بهانه کرده و از مردم گدایی کرده و استمداد می‌جویند. با اين وجود ضمن ادای احترام برای تنگدستان جامعه و ضمن انتقاد از وضعیت نامناسب کار و معیشت خانواده‌ها به بررسی پدیده مجرمانه تکدی‌گری و آسیب‌شناسی این جرم و بیان مجازات‌های آن خواهیم پرداخت به  این امید که با بررسی این جرم، انگیزه مقابله جامعه و دستگاه قضایی با این مجرمان برانگیخته شده و چهره ی جامعه اصلاح شود. در اين راستا «وكيل ملت » گفت‌وگويي با دکتر مهران خوش سلوک مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری انجام داده است كه از نظرتان مي‌گذرد.

اصولا تکدی و تکدی‌گری به چه معناست؟

تکدی که در عرف جامعه به گدایی نیز معروف است را می‌توان «دست درازی کردن برای کسب درآمد» تعریف كرد. متکدی با دست دراز کردن در نزد مردم، سعی می‌کند که از دست رنج و دارایی سایرین بهره  جسته و با پول دیگران ایام خود را سپری كند. تکدی می‌تواند به صورت «پنهان» یا به صورت «آشکار» در جامعه دیده شود.

مجازات تکدی‌گری در قانون چگونه است؟

ماده 712 کتاب تعزیرات مصوب سال 1375 در خصوص جرم تکدی‌گری، عنوان می دارد:«هرکس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش نماید یا ولگردی نماید به حبس از یک ماه تا سه ماه محکوم خواهد شد وچنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذکور، کلیه اموالی را که از طریق تکدی و کلاشی به دست آورده است مصادره خواهد شد».ماده یاد شده نه تنها گدایان انفرادی را در مفهوم خود جای داده است، بلکه به فرد فرد گدایان شاغل در باندهای تکدی نیز حکومت دارد.در ماده مذکور علاوه بر تکدی و گدایی به کلاشی نیز اشاره شده است که سابقاً به طور اختصار به آن اشاره شده اما لازم است به بیان مفهوم کلاشی پرداخته شود.از نظر لغوی در بیان مفهوم کلاشی آمده است: «پول در آوردن از افراد، با سماجت و زیرکی و دوره‌گردی توام با تکدی» کلاشی را می‌توان یکی از مصادیق کلاهبرداری محسوب کرد. در این جرم، کلاش با فریب و نیرنگ و دروغگویی، قربانی خود را فریب داده و مال وی را از طریق نامشروع تحصیل می‌كند مانند فالگیری یا رمالی که با دروغگویی، قربانی خود راخام كرده و از قربانی خود، مال دریافت می‌كند؛ علاوه بر آن برخی دیگر از گدایان با سماجت و به هر شکل ممکن از افراد پول اخذ می‌کنند. به نظر می‌رسد قانون‌گذار در ماده 712 قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده مصوب سال 1375 این قبیل از شیادان را مدنظر داشته و به طور مصداقی با موضوع برخورد کرده و آنان را از کلاهبرداران موضوع ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1364 جدا كرده و شیادانی را که از طریق گدایی و کلاشی امرار معاش می‌کنند را مصداق خود قرار داده است. زیرااگر این شیادان به عنوان کلاهبردار مورد اتهام قرار گیرند تضاد دو ماده قانونی فراهم خواهد شد. در ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری، یک تا هفت سال حبس برای کلاهبردار در نظر گرفته شده است در حالی که در ماده 712 قانون تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده مصوب 1375فقط یک تا سه ماه حبس برای گدایان و کلاشان در نظر گرفته شده و ماده712 قانون یاد شده را مجازات خاص نوعی از شیادی بدانیم که کلاشی و تکدی‌گری است.

در قانون مجازات اسلامی مصوب  جديد نيز به پديده تكدي‌گري پرداخته شده است؟

با آنکه گدایی و کلاشی، چهره شهرها را آلوده کرده و در بسیاری از موارد، باعث مزاحمت برای شهروندان می‌شود، اما متاسفانه به نظر می‌رسد که قانون مجازات اسلامی، احوال این افراد را مراعات كرد است. با استناد به ماده 19قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/1392، مجازات قانونی تکدی وکلاشی، تعزیر از درجه 8 است که شاید به‌توان آنرا در زمره مجازات‌های بسیار سبک جرائم عمدی محسوب کرد. زیرا مجازات درجه 8 تعزیری، شامل:«حبس تا سه ماه،جزای نقدی تا ده میلیون ریال وشلاق تا ده ضربه است» واز سوی دیگر، ماده 65 همان قانون، مجازات را برای گدایان ومتکدیان سهل نموده است زیرا این ماده به طور صریح بیان می دارد:«مرتکبان جرائم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آنها سه ماه حبس است به جای حبس به مجازاتهای جایگزین حبس محکوم می گردند».لذا ملاحظه می‌شود که از یک سو، قانون‌گذار مجازات حبس افراد متکدی و کلاش را بین یک تا سه ماه در نظر گرفته که مجازات تعزیری درجه 8 است و از سوی دیگر مستند به قانون مجازات اسلامی جديد این میزان حبس را به مجازات‌های جایگزین حبس تبدیل كرده است.

آيا اين مجازات‌هاي از بازدارندگي لازم برخوردار است؟

هرچند مجازات‌های جایگزین حبس در راستای رعایت حال متهمان قرار داشته و با هدف کاهش جمعیت زندانیان کشور تدوین وتصویب شده است اما به نظر می‌رسد که این مجازات، برای گدایان و کلاشانی که با تزویر وفریب و یا سماجت و مزاحمت از مردم پول گرفته و تحصیل مال از طریق نامشروع می‌کنند، کم بوده و هدف مجازات که اصلاح رفتار مرتکب و پیشگیری از وقوع مجدد جرم از سوی مرتکب یا سایرین است را زیر سوال می‌برد. با تبدیل مجازات حبس به مجازات جایگزین آن از قبیل : "دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی" که قانون گذار در ماده 64 قانون مجازات اسلامی  جديد آن را تشریع  كرده است، به نظر می‌رسد این دسته از مجرمان که مرتکب جرم عمدی گدایی وکلاشی شده‌اند، ترسی از دستگیری و صدور حکم و اجرای مجازات نداشته باشند. هرچند که مستند به ماده79 از قانون یاد شده، تبدیل مجازات حبس به مجازات‌های جایگزین آن باید براساس آیین‌نامه‌ای باشد که توسط وزارتخانه‌های کشور و دادگستری تهیه شده و با تایید رئیس قوه قضاییه به تصویب هیات وزیران رسیده باشد و تا زمان نگارش این مقاله فقط  آیین نامه مربوط به مجازات‌های جایگزین حبس در جرائم پزشکان ابلاغ شده و آیین نامه کلی تدوین نشده است. ولی در دادگاه‌های جزایی کشور و حتی دادگاه‌های تجدیدنظر استان‌ها، ماده 65 قانون یادشده اجرا شده و مجازات‌های حبس تعزیری درجه 8 به جزای نقدی تبدیل و آرای دادگاه‌ها بدین شکل صادر مي‌شود.

شاید یکی دیگر از دلایلی که متکدیان بدون هیچ ترس و واهمه‌ای به تکدی و کلاشی ادامه می‌دهند وهیچ ترس و واهمه‌ای از قانون و ضابطان قضایی ندارند همین موضوع باشد. از یک سو اطمینان دارند که زندانی نمی‌شوند و در صورت دستگیری آن‌هم بر فرض محال، محکوم به جزای نقدی می‌شوند و از دیگر سو نیز مطمئن هستند که سازمان‌های ذیربط و مسئول نیز به وظایف خود عمل نمی‌کنند وآنان نیز آزادانه می‌توانند به فعالیت‌های مجرمانه خود ادامه دهند. با بیان مطالب فوق، مجازات تکدی و کلاشی در مورد عام گدایان با استناد به ماده 712 قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده مصوب 1375 بیان شد که هم بر گدایان انفرادی حاکمیت دارد وهم برجرم گدایی باندهای تکدی‌گری حکومت می‌كند.

متولي برخورد و جمع‌آوري متكديان چه نهادي است؟

با وصف ارتکاب جرم توسط اعضای باندهای تکدی گری، ملاحظه می شود این مجرمان به راحتی به اعمال بزهکارانه خود در شهرها ادامه داده و اصرار می ورزند و از هیچ کسی هم واهمه ای ندارند. حتی در برابر خودروهای پلیس نیز جولان داده و بدون وجود ترس واضطراب، مرتکب جرائم خاص خود می شوند. پلیس هم بدون داشتن دستور قضایی وظیفه ای در قبال جمع آوری و دستگیر آنان نداشته و ندارد، در نتیجه قصور و تقصیری متوجه پلیس نیست زیرا:

1.سازمان بهزیستی وظیفه نگهداری از کودکان بدسرپرست وبی سرپرست را بر اساس قانون عهده دار بوده ولی امکانات نگهداری از این تعداد متکدی را ندارد، نتیجه آنکه قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست عملاًعقیم وبلا استفاده خواهد بود.

2.شهرداری نیز در قبال جمع آوری این گدایان و باندهای تکدی‌گری که چهره شهر را زشت وکریه کرده‌اند دارای مسئولیت است اما این مرجع ذیربط از جمع آوری گدایان سطح شهرها خودداری می‌کند زیرا با وصف جمع آوری آنان، یا باید به مراجع قضایی معرفی شوند یا باید به بهزیستی تحویل داده شوند، بهزیستی که امکانات کافی برای نگهداری این افراد ندارد، دستگاه قضایی نیز قادر به نگهداری یا زندانی كردن مادام العمر این مجرمان نبوده و صرفاً به میزان تعیین شده در قانون به نگهداری یا زندانی كردن این قبیل از مجرمان حکم می‌كند ضمن آنکه سیاست کاهش جمعیت زندانیان نیز عرصه را برای زندانی كردن متکدیان تنگ‌تر می‌كند. در خصوص اطفال و نوجوانان نیز تکلیف مجازات قانونی آنها مشخص است.طبق ماده 146 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/1392، افراد نابالغ مسئولیت کیفری ندارند و مستند به فصل دهم از قانون مجازات اسلامی، اطفال و نوجوانان برای اجرای مجازات  به دو گروه سنی مختلف تقسیم می شوند. در ماده 88 از قانون یاد شده، مجازات اطفال و نوجوانان سنین نه تا پانزده سال تمام شمسی تشریع شده و در ماده 89 از قانون مذکور نیز مجازات تعزیری مربوط به جرائم نوجوانان بین پانزده تا هجده سال تمام شمسی قانونگذاری شده است که درهر صورت وضعیت مجازات آنان مشخص شده است و نگهداری این گروه از مجرمان کم سن  وسال فقط تا سقف مجازات معینه، در کانون اصلاح وتربیت امکانپذیر بوده و پس از آن آزاد خواهند شد و این در صورتی است که جرائم ارتکابی این رده سنی، جزو جرائم شدید باشدو اگر این متکدیان کم سن وسال را فاقد سرپرست یا بدسرپرست محسوب كنيم آنجاست که مشاهده خواهیم كرد امور مربوط به این افراد، به سازمان بهزیستی کشور محول شده است، ولی با وصف آمار عددی این دسته از مجرمان کوچک، آیا سازمان بهزیستی توانسته است به وظیفه قانونی خود عمل نماید؟ آیا سازمان بهزیستی و سایر مراجع ذیربط در این مقوله امکانات نگهداری از این افراد را دارند؟

آقاي دكتر خوش سلوك درخاتمه اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد

باید بپذیریم که با  امکانات و بودجه و اعتبارات کنونی، جمع‌آوری گدایان و متکدیان امکان‌پذیر نخواهد بود. از یک سو چهره شهر با وجود این قبیل مجرمان آلوده و ناپاک شده وانواع واقسام از جرائم یاد شده عملی می‌شود، از سوی دیگر مبادی ذیربط به‌دلیل نداشتن امکانات فیزیکی دست روی دست گذاشته و قادر به جمع‌آوری ونگهداری متکدیان وکلاشان نيستند و بدتر از همه آنکه این دسته از مجرمان در هر سن و جنسی، آنقدر دارای جسارت شده‌اند که هیچ ترس و واهمه‌ای از برخورد با اعمال مجرمانه خود ندارند.تا شرایط و امکانات فراهم نشود، وضعیت این گروه از مجرمان تغییری نکرده و به راحتی مردم جامعه را سرکیسه خواهند کرد. با این اوصاف چنانچه تأمین بودجه و امکانات ازسوی دولت پیش بینی نشود و برنامه اجرایی برای آن طراحی و اجرایی نشود روز به روز به جسارت و وقاحت این مجرمان افزوده خواهد شد. حرف تکراری بهبود شرایط اقتصادی را مطرح نمی کنیم، چون در این مقاله با مستحقانی که از روی فقر واجبار گدایی می‌کنند کاری نداشته و آنانی که به‌واسطه شرایط سخت اقتصادی و بی کاری ویا بی‌سرپرستی گدایی می‌کنند را از مصادیق مجرمانی که گدایی و کلاشی را فعالیت جاری و روزمره خود قرار داده اند خارج کرده‌ایم. اگر شرایط اقتصادی عموم افراد جامعه بهبود یابد، معضل بیکاری مرتفع شود و اگر امنیت شغلی برای همگان فراهم شود، این افراد مستحق نیز به دامان جامعه باز خواهند گشت. روی صحبت ما با مجرمانی است که جامعه و همه شهروندان را مورد تهدید قرار داده و آحاد جامعه  حق دارند که از مزاحمت های این مجرمان خلاص شده و در آرامش زندگی کنند. نهایت آنکه شعار وبیان سخنان زیبا ودم زدن از آرمان شهر و مدینه فاضله، این جرم را ریشه کن نمی کند. برای ریشه کن کردن این جرم لازم است امکانات و اعتبارات فراهم شده و برنامه های ریشه کن سازی این جرم با همتی مضاعف از سوی مسئولین عملی شود. به امید روزی که چهره شهرها از گدایان و کلاشان پاک شود.

 

 

 

 

دسته بندی گفتگو , حقوقی , حقوق جزا ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top