نقش چهره مستقل مجلس در حقوق بین الملل

دکتر رضا نصری

وکیل ملت: یکی از نقاط قوت آمریکا در مذاکرات هسته‌ای این بود که همهٔ کشورها در صحنه‌ٔ بین‌المللی، و همچنین افکار عمومی، پذیرفته‌ بودند که «کنگره» نهاد مستقلی است که از هیچ مرجع مافوقی دستور نمی‌گیرد. در نتیجه - هرچند در حقوق بین‌الملل کشورها در کلیت خود مورد خطاب قرار می‌گیرند و، از لحاظ نظری، کنگره نیز مشمول تعهدات دولت آمریکا می‌شود - اما واقع‌بینی حکم می‌کرد که در طول مذاکرات، استقلال کنگره و خصلت فرمان‌ناپذیری آن همواره توسط ایران و سایر کشورهای ۵+۱ مد نظر قرار گرفته شود.

تاریخ انتشار: 6بهمن1394|23:28

نقش چهره مستقل مجلس در حقوق بین الملل
| کد خبر: 91569

یکی از نقاط قوت آمریکا در مذاکرات هسته‌ای این بود که همهٔ کشورها در صحنه‌ٔ بین‌المللی، و همچنین افکار عمومی، پذیرفته‌ بودند که «کنگره» نهاد مستقلی است که از هیچ مرجع مافوقی دستور نمی‌گیرد. در نتیجه - هرچند در حقوق بین‌الملل کشورها در کلیت خود مورد خطاب قرار می‌گیرند و، از لحاظ نظری، کنگره نیز مشمول تعهدات دولت آمریکا می‌شود - اما واقع‌بینی حکم می‌کرد که در طول مذاکرات، استقلال کنگره و خصلت فرمان‌ناپذیری آن همواره توسط ایران و سایر کشورهای ۵+۱ مد نظر قرار گرفته شود.

در واقع، پیامد بین‌المللی «چهره‌ٔ مستقل کنگره» این بود که دولت آمریکا می‌توانست در طول فرایند مذاکراتی بسیاری از مطالبات طرف مقابل را موکول و مشروط به رای و نظر کنگره نماید و از این طریق خطوط و چارچوبی برای مذاکرات ترسیم کند؛ ضمن اینکه برحسب مصلحت، با حفظ ظاهر، پشت سپر کنگره نیز پنهان شود.

وجههٔ مستقل کنگره، در بُعد عملی، برای آمریکایی‌ها این حُسن را هم داشت که طرف مذاکره‌کنندهٔ ایرانی مجبور بود وقت، منابع و انرژی فراونی برای مطالعه و شناخت قوانین داخلی آمریکا، درک روابط عرفی و قانونی «میان-نهادی» در این کشور، و حتی فهم مقررات آیین‌نامه‌ای کنگره صرف کند تا قادر باشد هم برآورد و تصویر واقع‌بینانه‌‌تری از صحنه مذاکرات بدست‌ بیاورد، و هم از صحت و سقم ادعاهای مذاکره‌کننده آمریکایی اطمینان حاصل نماید.

اما متاسفانه، مجلس ایران به درست یا غلط در صحنهٔ بین‌المللی از چنین وجهه‌ای برخوردار نبوده و نیست. اگر به مقالات رسانه‌‌ها، نوشته‌های تخصصی و توصیه‌های کارشناسان در اتاق‌فکرهای غربی در طول مذاکرات هسته‌ای نگاهی بیاندازیم،‌ به خوبی درمیآبینم که اغلب این تحلیل‌ها برای مجلس ایران هیچ استقلال یا ابتکار عمل ویژه‌ای قائل نبوده یا اصولاً کمتر وقت خود را به بررسی و واکاوی نقش و اختیارات قوهٔ مقننهٔ ایران صرف کرده‌اند.

به طبع، دولت آمریکا و سایر اعضای گروه ۵+۱ نیز، به دلایل که باید بررسی شود، مجلس ایران را نهاد تحت‌الامری تصور می‌کردند که بی قید و شرط تابع تصمیمات نظام است؛ و به همین خاطر هم برای تیم مذاکره‌کننده ایران، یا همان نمایندگان نظام، هیچ‌گونه محدودیتی در پذیرش شروط و مطالبات خود قائل نبودند.

حتی پس از انعقاد برجام نیز شاهد بودیم که کمتر رسانه‌ای در سطح بین‌المللی یا کمتر سیاستمداری در آمریکا و اروپا به جلسات علنی استماع مجلس در مورد برجام یا گزارش نهایی «کمیسیون ویژهٔ برجام» توجه ویژه‌ای داشت، یا با اشتیاق و هیجان در انتظار رای نهایی مجلس در مورد این توافق بین‌المللی نشسته بود.

به همین خاطر نیز، امروز که با نزدیک شدن فصل انتخابات، مجدداً بحث رد صلاحیت‌ها و نظارت استصوابی در رسانه‌ها و محافل سیاسی ایران گرم است، جا دارد از این زاویه نیز به تاثیر عملکرد نهاد‌های مختلف بر وجهه، اعتبار و جایگاه بین‌المللی مجلس نگاهی بیاندازیم. چرا که یک رویکرد صرفاً «سیاسی» و جناحی، که تنها ملاحظات سیاست داخلی را مد نظر دارد،‌ شاید به تنهایی راهگشا و برای مصلحت‌اندیشان کشور هشداردهنده نباشد.

باید از یک زایهٔ‌ «ملی» و با توجه به تجربیات بین‌المللی، به ویژه تجربهٔ عبرت‌آموز سال‌ها مذاکره هسته‌ای، به کارکرد نهادهای داخلی نگاه کنیم، و در پی یافتن راه حل‌های اصلاحی باشم.
 
دکتر رضا نصری
 حقوقدان بین الملل و عضو موسسه مطالعات عالی بین المللی ژنو .

دسته بندی یادداشت , حقوقی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top