سیف القلم ، قاتل زنجیره ای

وکیل ملت: اسمش محمدعلی وکیلی فرزند عبد اللطیف ملقب و مشهور به سیف القلم بود . لقبی که احتمالاً خودش به خودش داده بود .

تاریخ انتشار: 7بهمن1394|17:01

 سیف القلم ، قاتل زنجیره ای
| کد خبر: 91864

در سال 1297 در عراق به دنیا آمد و در 1314 تقریباً متقارن اصغر قاتل در شیراز اعدام شد . فرزند طلاق بود و همراه پدرش به هندوستان رفته همانجا بزرگ شده و جنایات خود را در همانجا آغاز کرده است . مدعی بوده که شعبده باز و هیپنوتیزور است . شاید هم بوده !                                  اولین سری جنایاتش در هند در پوشش شعبده بازی صورت گرفته است . در تئاتری که اجاره کرده بود با ادعای سر بریدن و زنده کردن افراد، نزدیک 30 نفر را گردن زده که بعدها در چاه تئاتر پیدا شده است . اینکه چگونه این کار را می کرده و چرا فساد اجساد باعث افشای رازش نشده معلوم نیست . اما به هر حال پیش از دستگیری از هند گریخته است . کل ماجرای این قتلها کمتر از یک ماه طول کشیده است . سپس اقدام به قتل تعداد زیادی از رانندگان با این ادعا – یا تصور- که کافر هستند کرده و گویا در این جنایات همدستی هم داشته است . البته این کشتار با سرقت اتومبیلهای مقتولان همراه بوده است .                                   سرانجام در 1312 به ایران وارد و در شیراز مستقر می شود . خود را پزشک فارغ التحصیل از اروپا و آمریکا و هندوستان معرفی و به معالجه بیماران با تجویز داروهای گیاهی اقدام کرده است . در شیراز زنان فاحشه را ، اغلب با واسطه ها و دلالان محبت آنان به خانه و مطبش می کشانده و با سیانور می کشته و در زیرزمین منزلش دفن می کرده است . چون البسه و زیورآلات این افراد را می فروخته گویا به همین علت و با شناسائی برخی البسه ، رازش فاش و اجساد مقتولان در منزلش کشف می شود تعداد مقتولان احتمالاً به ده نفر بالغ می شده است.                                در تحقیقات مدعی شده که هدفش از بین بردن زنان هرزه و ریشه کنی امراض مقاربتی بوده است ! ! جالب است که بیشتر قاتلان این چنینی، ادعاهایی از این قبیل دارند . اصغر قاتل و هوشنگ امینی قصد از بین بردن جوانان و مردان همجنس گرا را داشتند و سعید حنایی و سیف القلم می خواستند فحشا را ریشه کن کنند .     اما پرسش قابل طرح این است که این مبارزان مُصلِح !! چرا با قربانیان رابطه جنسی برقرار می کردند ؟!! البته به نظر می رسد سیف القلم مبتلا به سادیسم بوده و از نفسِ کشتن، لذت جنسی احساس می کرده است ، که البته در تحلیل نهایی تفاوتی با آدمکشان دیگر نداشته . گفتند مردی گوسفند می دزدید و گوشتش را صدقه می داد . گفتند چرا این کار را می کنی؟ گفت عِقاب سرقت به ثواب صدقه در ، این میان پوست و دنبه اش برای من می ماند !!سیف القلم در شیراز محاکمه و در 1314 اعدام شد .                                گفته شده او به شرح احوال «راسپوتین» کشیش مشهور روسی که گفته می شود نفوذ بسیاری بر آخرین تزار روس و همسرش داشته، علاقه مند بوده است . سیانور سمی بوده که تعدادی از افسران روس سعی کردند راسپوتین را با خوراندن مقدار بسیار زیادی از آن – که در مشروبش ریخته بودند- بکشند . اما او نمرد و کار به شلیک چند گلوله به او و انداختنش در رودخانه یخ زده کشید که در موقع کشف جسدش معلوم شد با آن مقدار سیانور در معده و چند گلوله در بدنش ، مقدار زیادی در رودخانۀ یخ زده را بر خلاف جهت آب شنا کرده بود !! شاید سیف القلم با خوراندن سیانور می خواسته به میزان مقاومت شخصیت محبوبش «راسپوتین» پی ببرد و او را تحسین کند !! .                                  آنچه از رفتار سیف القلم نقل شده تردیدی در خصوص ابتلای او به سادیسم و شاید «نِکروسادیسم»(جنون اذیت و آزار توام با علاقه به جسد) باقی نمی گذارد . مثل اصغر قاتل و هوشنگ امینی و سعید حنایی . النهایه گمان می رود سیف القلم از ارتباط جنسی، به طور کلی عاجز بوده و صرفاً با قتل و کشتن ارضا می شده است . والله اعلم  

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top